شریعت+ طریقت = حقیقت
پالایش اعتقاد از آلایش ابتداع 
لینک دوستان

اصول تفسير و عوامل انحراف در زمينه تفسير قرآن



از مطالعه تاريخ اسلام چنين بر مي آيد كه بسياري ازگروهها و افراد به خاطر عدم آشنايي با شيوه هاي استفاده از قرآن، هنگام بهره گرفتن از قرآن، دچار انحراف شده اند. برخي افراد تنها با آموختن زبان عربي و اطلاعات سطحي از دين به تفسير قرآن پرداخته اند و برخي ديگر مطالب بي اساسي را مطابق سليقه و افكار خود انديشيده و سپس سعي كرده اند آيات قرآن را با تفسير به راي با مقصود خود تطبيق دهند و برخي ديگر به دليل مرعوب شدن و تأثير پذيرفتن از نظريات عقلي و فلسفي عصر خويش سعي نموده اند مفاهيم قرآن را با تحريف و تأويل و قطع و برش با افكار و آراي فلسفي زمان تطبيق دهند و گروهي ديگر به دليل عدم آشنايي با موضوع مورد بحث ، به استنباط مسايلي از قرآن پرداخته اند كه از موضوع خارج است.در خصوص چنين افرادي رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرموده اند : « من قال في القرآن برأيه فاصاب فقد أخطأ» اگركسي با رأي و نظر شخصي خود در تفسير قرآن نظر بدهد و تفسيرش مطابق واقع قرار گيرد ، بازهم خطا كرده است.


ادامه مطلب
[ ۹۲/۱۱/۰۷ ] [ 16:27 ] [ مسلمان ]

مراقبه دایره حقيقت كعبه الله

 

مراقبه چهاردهم، مراقبه دايره حقيقت كعبه است، به اين نيت كه: «فيض مي آيد از ذات بحت كه مسجود جميع ممكنات و منشأ حقيقت كعبه معظمه است، بر هيئت وحداني من».

در اينجا عظمت و كبريايي حضرت حق سبحانه مشهود مي شود و هيئتي عظيم بر باطن سالك غلبه مي نمايد و چون فنا و بقاء به اين مرتبه فنا و بقاء به اين مرتبه عظيم الشأن حاصل شود، سالك خود را متصف به آن شأن مي يابد و توجه ممكنات را به جانب خود مي داند.

حقيقت كعبه عبارت است از ظهور سر اوقات و عظمت و كبريايي حضرت حق سبحانه و آن را به نور صرف تعبير نموده اند، كه منشأ تجليات ذاتيه همان نور صرف است و تجلي بي توسط او صورت نبندد و همان نور در حقيقت مسجود خلايق است. صورت كعبه همين صورت ظاهري نيست. چه اگر فرضاً همين سنگ و كلوخ هم در ميان نباشد كعبه كعبه است و مسجود اليه خلايق. امريست مبطن كه از حيطه حس و خيال بيرون است. گويا نمونه اي از عالم بيچون دارد و نشانه اي از بي مشبهي و بي نمونه اي.


ادامه مطلب
[ ۹۲/۱۰/۰۹ ] [ 14:58 ] [ مسلمان ]


وقوف قلبي

 

 در وقوف قلبي، تمام حواس و ادراكات خود را كاملا در قلب متمركز كرده تا فكر و ذكر خلايق و ما سواي حق بكلي از قلب محو و نابود گردد. آنگاه قلب را متوجّه حق سبحانه و تعالي مي نماييم، طوري كه فناي قلبي حاصل شود. بنابر اين وقوف قلبي يعني حضور دائمي به الله جل و اعلي بطوري كه هيچ گونه بي وجهي و خطوري ديگر در دل جلوه نكند. (پيوسته حاضر بودن مع الله به وصف محبت و تعظيم، همراه با خضوع و خشوع) و انتظار فيض از ذات مطلق خداوند و فنا و واصل شدن به او تعالي.

هيچ كس را تا نگردد او فنا       نيست ره در بارگاه كبريا.

سالك، پس از فناي قلبي در تجليات افعال خداوندي، داخل مي شود، يعني افعال خود و افعال تمام مخلوقات از نظرش پوشيده و ناپديد مي گردد، مگر فعل فاعل حقيقي (الله) كه در نظرش جلوه مي كند.


ادامه مطلب
[ ۹۲/۱۰/۰۹ ] [ 14:50 ] [ مسلمان ]

ذكراسباق

 

1ـ ذكرلطيفه قلب

2ـ ذكرلطيفه روح

3ـ ذكرلطيفه سر

4ـ ذكرلطيفه خفي

5ـ ذكرلطيفه اخفي

6ـ ذكرلطيفه نفس

7ـ ذكرلطيفه قالبيه (سلطان الاذكار)

8ـ ذكرلطيفه نفي و اثبات (لا اله الا الله)


ادامه مطلب
[ ۹۲/۱۰/۰۹ ] [ 14:44 ] [ مسلمان ]

مقالات الاصفياء في مقامات الاولياء (4)

 يا سخن نيكان در مقام باكان

شوق و انس

 

شوق: شوق، ميل زياد است و در اصطلاح، هيجان شديد و ميل قلبي است براي رسيدن به محبوب و خلاصه، هدف از شوق همان داعيه لقاء محبوبست و گفته اند: «الشَّوْقُ ثَمَرَهُا لْمَحَبَّهِ» شوق نتيجه محبت است.

ذوالنون گويد: « الشوق اعلي الدّرجاتِ و اعلي المَقاماتِ» شوق بالاترين درجات و مقامات است.(كشّاف /411.)

خواجه عبدالله انصاري گويد: حكايت شوق از پس ولايت ذوق مسلّم است.

شوق آتشي است كه شعله شعاع آن از نيران محبت خيزد و بوي عودِ وجود از احتراق چهره افنراقي او برانگيزد، قاعده ي انتظار، خراب كند و عاشق را بي قرار، او سبب طلب است اگر چه طلب، بي سبب است، اوست راهبر بكوي محبّت و آبخورِجويِ صحبت كه جيحون مهر به جوش آرد، تا عشق را در خروش آرد.(رسائل خواجه عبدالله /12 ـ  دستور العلماء ج 2/224.)


ادامه مطلب
[ ۹۲/۰۸/۲۳ ] [ 11:35 ] [ مسلمان ]

مقالات الاصفياء في مقامات الاولياء (3 )

 يا سخن نيكان در مقام باكان

مقام چهارم مقام فقر است

 

بدان كه فقر عبارت است از نداشتن آنچه به آن نياز باشد و فقير كسي است كه نيازمند به آن چيزي است كه دارا نمي باشد بيگمان تمام مردم نيازمند به خدا مي باشند؛ زيرا كه آنان در بقاي وجود محتاج به خدا هستند و آغاز هستي ايشان نيز از اوست. (يَا اليُّهَا النَّاسُ اَنْتُمُ الْفُقَرَاءَ اِلَي اللهِ) اي مردم شما در هر چيزي محتاج و نيازمند به خدا هستيد. (فاطر/15).

و تمام هستي از آن خداست، و خداوند بي نياز مطلق مي باشد. (وَاللهُ الْغَنِيُّ وَ اَنْتُمُ الْفُقَراءُ)

و خداوند بي نياز است و شما نيازمنديد.

و بيگمان پروردگارت روزي هر كس را كه بخواهد فراوان و گسترده مي دارد و روزي هر كس را كه كم و تنگ مي گرداند؛ چرا كه خداوند از بندگان خود آگاه و به احوال و نياز منديهايشان آشنا و بينا است.( مختصر احياء علوم الدين /501.)

ذوالنون مصري گفته علامت غضب خداوند بر بنده خوف بنده است از فقر.


ادامه مطلب
[ ۹۲/۰۸/۱۳ ] [ 16:23 ] [ مسلمان ]

مقالات الاصفياء في مقامات الاولياء (2 )

 يا سخن نيكان در مقام باكان

 

توضيحاتي درباره ي بدلاء (ابدال) هفتگانه

 

  ابدال در لغت جمع بدل يا بديل است كه به معناي نجيب و شريف و بخشنده آمده است و در اصطلاح، هفت تناني اند كه درباره شان آورده اند كه پيامبر فرموده اند: «بدلاءاُمَّتي سَبْعَهٌ». هفت بدلاء در هفت اقليم مي مانند آنكه در اقليم اوّل است در قلب ابراهيم عليه السلام است و نامش عبد الحيّ مي باشد، و آن كه در اقليم دوّم مي باشد بر قلب موسي عليه السّلام است و نامش عبد العليم، و سوّمين بدلاء در اقليم سوّم بر قلب هارون عليه السلام و نامش عبد المريد مي باشد، بدلاء اقليم چهارم بر قلب ادريس عليه السلام است و نامش عبدالقادر مي باشد و پنجمين اقليم بدلائي به نام عبدالقهّار دارد كه كه بر قلب حضرت يوسف عليه السلام است. و در اقليم ششمين بدلاء مي باشد بر قلب حضرت عيسي عليه السلام است نامش عبدالسّميع است و آخرين اقليم را بدلائي به نام عبدالبصير بر قلب آدم عليه السّلام حفاظت و نگهباني مي كنند و اين هفتمي خضر است، وظيفه ي ايشان مدد خلائق مي باشد و همه عارف به معارف و اسرار الهي كه كواكب سبعه است مي باشند. والله تعالي همة تأثيرات را در دو ابدال از هفت ابدال ياد شده به نام عبد القهّار و عبدالقادر قرار داده است، در هر ولايتي و يا بر هر قومي كه قهر خدا نازل شود نامزد مي شوند و سبب مقهوري آن قوم و ولايت اقدام ايشان مي باشد و چون يكي از ايشان بميرد يكي از عالي ناسوت كه صوفي باشد بجايش نصب مي كنند و به نام آن مرده مي خوانند.


ادامه مطلب
[ ۹۲/۰۸/۱۳ ] [ 16:19 ] [ مسلمان ]

مقالات الاصفياء في مقامات الاولياء (1 )

 يا سخن نيكان در مقام باكان

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

پيشگفتار

حمد و سپاس لايزال خدايي را سزاست كه تمام موجودات را از نيستي محض با اين همه شگفتي به عرصه ي وجود آورد و در خلقت هر يك از موجودات عجائب و اسرار خاصّي مقرر نمود و در اين ميان آدمي را خليفه خود در روي زمين قرار داد و روح را بصورت وديعه از جانب خويش در كالبد خاكي او دميد و با انواع عنايات و نعمات سر افرازش نمود، بذر اسرار معرفت و انوار محبّت را در دلهاي آدمي كاشت و دلها را با ذكر و ياد خويش صيقل داد و باعث پرورش و رشد بذر معرفت شد تا اين كه آن بذر كاشته شده با نور فيوضات الهي و آب زلال و صاف عمل صالح و تحت نظر و حفاظت باغبانان گلستان معرفت و حقيقت مبدّل به درختي تنابر شد كه روز به روز به مدارج و مراتب بندگي بيشتري فائق آمد و به مقامات شامخ و در خور شأن و منزلت حقيقي انساني رسيد و خود مبدل به درختي پر ثمر شد و توانست اشخاص فراواني را از لذت و طعم وصف ناشدني عبادت آگاه سازد و شيريني بندگي را بچشاند.

و درود بي پايان خدا بر تمام پيامبران راستين او خصوصا خاتم و اشرف آنها محمد مصطفي صلي الله عليه وسلّم سرور كائنات و زيور موجودات و داعي خلائق ازگمراهي به كاميابي و سلام بر اولاد و اصحاب و اتباع بر حق وي، ستارگان درخشان شبهاي تار و ظلماني و راهنمايان گمگشتگان معرفت و هدايت.


ادامه مطلب
[ ۹۲/۰۸/۱۳ ] [ 16:15 ] [ مسلمان ]

نظر بزرگان اهل سنت در مورد ابن تیمیه

نظر شما یا نظر بزرگان؟!

* ابن بَطوطه (از بزرگان اهل سنت) ابن تيميّه را ديوانه می خواند

ابن بطوطه، جهان‏گرد نامى مراكشى در سفرنامه ‏اش می ‏نويسد:در دمشق يكى از بزرگان فقهاى حنبلى به نام ابن تيميّه را ديدم كه در فنون مختلف سخن می گويد، ولى عقل او سالم نبود.

(رحله ابن بطوطه، ج 1، ص 57)

 

* شوکانی( از بزرگان اهل سنت) می گوید اطلاق شيخ الإسلام به ابن تيميّه كفر است.محمّد بخارى حنفى متوفاى سال 841 در بدعت‏ گذارى و تكفير ابن تيميّه بی ‏پرده سخن گفته است، تا آن‏جا كه در مجلس خود تصريح نموده است كه اگر كسى ابن تيميّه را «شيخ الاسلام» بداند، كافر است.

( بدر الطالع، ج 2، ص 260)


ادامه مطلب
[ ۹۲/۰۶/۰۷ ] [ 10:50 ] [ مسلمان ]

فوائد کلی در رفع مشکلات ناشی از ارتباطات تلفنی نامشروع

در مقابل مشکلاتی که امروزه دامنگیر جوانان شده است چند اصل کلی و مهم را یادآور می‌شویم که کمک مؤثری در تشخیص این مشکل می‌کند، و به امید خداوند گشایشی و راه علاجی مؤثر برای آن موضوع خواهد بود.

1- شایسته است که هر دختر جوانی تلفن‌های مشکوکی که از سوی افراد ناشناس به او می‌شود را سریعاً قطع کند، و باید بداند که در این گونه اعمال تنها او قربانی و صید آن خواهد شد، مگر این که لطف خداوند شامل حالش گردد و زودتر متوجه اشتباهش شود و در صدد رفع اشتباهش برآید.


ادامه مطلب
[ ۹۲/۰۶/۰۷ ] [ 10:41 ] [ مسلمان ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم. خداوند در قران می فرمایند : « وَ لا تَکُونُوا کَالَّذینَ تَفَرَّقُوا وَاختَلَفُوا مِن بَعدِ مَا جَاءَ هُمُ البَیِّنَاتُ وَ اُولئِکَ لَهُم عَذَابٌ عَظِیمٌ ». « شما ای مسلمانان، مانند یهود و نصاری که دچار تفرقه و جدایی شده و از دینشان بریدند، بعد از انکه شواهد الهی وایات قران بر ایشان نازل شد، نباشید که عذاب شدیدی در انتظار شان است. »
درد اختلاف و تفرقه، مسلمانان به ویژه نسل جوان را فرا گرفته که منشاء داعیانی است که به نام اسلام مسلمانان را سردر گم، جوانان را به دشمن همدیگر تبدیل ساخته و با منحرف نمودن نسل جوان از مسیر واقعی اهل سنت و جماعت ، انان را برای مخالفت با مسلمانان پرورش می دهند. این در حالی است که بنا به روایت شیخین پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: گروهی از داعیان بر در جهنم می ایستند و پیروانشان را به داخل ان می افکندند. اری ای جوان مسلمان، داعیان مذکور به جایی رسیده که پیشوایان دینی را مورد طعن و ناسزا قرار داده و ایشان راگمراه می خوانند و حتی پیامبر صلی الله علیه وسلم و والدینش در امان نیستند. لذا مجبور شدم که از پیشوایان دینی - خصوصاً پیشوایان چهار گانه- حمایت نمایم.
موضوعات وب
امکانات وب