شریعت+ طریقت = حقیقت
پالایش اعتقاد از آلایش ابتداع
قالب وبلاگ
لینک دوستان

بسم الله الرحمن الرحیم

فهرست چهل مورد اختلاف  مهم مودودی با تمام امت اسلام

 

1- اول از مودودی نسبت به مذهب وی سوال می کنیم که شما پیرو چه مذهبی از مذاهب فقهاء یا محدثین هستید؟

ج: من نه مسلک اهل حدیث را با تمام تفضیلاتش صحیح تصور می کنم ونه پای بند حنفیت وشافعیت هستم.( رسائل ومسائل ص 235 ج 1)

2- هم چنانکه با مذاهب اعلام مخالفت نمود. با عرفان وتصوف نیز مخالف است.( تجدید واحیای دین چاپ چهارم و ص 243 زندگینامه ترجمه فارسی خود مولوی سلامی)

3- عدم اعتماد بر حدیث که دومین ماخذ ومنبع احکام دین مبین اسلام است.( ترجمان القران ماه های مارس، اوریل، مئی، ژوئن 1945 م)

4- انکار رفع جسمانی حضرت عیسی به اسمانها.( تفهیم القران ص 420 ج 1)

5- استهزاء وتمسخر نسبت به حضرت سیدنا امام مهدی موعود علیه السلام. ( تجدید واحیای دین ص 55 چاپ ششم- زندگینامه فارسی ص 252)

6- انکار دجال واحادیث وارده در مورد ظهور دجال.( ص 53 ج 1 رسائل ومسائل طبع اول)

7-انکار عصمت انبیاء علیهم السلام.( ص 43 ج2 تفهیمات چاپ دوم 1955 م)

8- انبیا فطرتاً واز اول ولادت موحد ومومن بدنیا امده اند، اما بعقیده مودودی مومن و موحد بودن انبیاء وهبی وفطری نیست، کسبی است.( رسائل ومسائل چاپ دوم ص 29 ج 1)

9- نفوس انبیاء کرام را شرور می داند،العیاذ بالله.( تفهیمات چاپ پنجم ص 161 ج 1)

10- از حضرت موسی علیه السلام گناه بزرگی صادر شده بود.( ص 36 رسائل ومسائل چاپ دوم 1954 م)

11-اهانت به حضرت داود علیه السلام.( ص 42 ج 2 تفهیمات چاپ دوم، تفهیم القران چاپ چهارم ص 377 ج 4)

12- حضرت نوح علیه السلام دارای جذبات جاهلیت بود.( ص 344 ج 2 تفهیم القران چاپ نهم)  اما خود مودودی یک لفظ هم خلاف حق نگفته، واز جذبات پاک است.(ص 306 ج 1 رسائل ومسائل چاپ دوم)

13- هیچ کس از سلف صالح مفهوم عبادت، دین، رب واله را نفهمیده اند تنها مودودی فهمیده است.( قران کی چار بنیادی اصطلاحین)

14- خود خداوند انبیاء را به گناهی واداشته است.( ص 43 ج2 تفهیمات چاپ دوم)

15- خداوند انبیاء را مجازات کرده است.( ص 158 ترجمان القران مئی 1955 م)

16- خلافت حضرت ادم بطور مستقل نبود.( ص 129 ماهنامه ترجمان القران مئی 1955م)

17- از حضرت یونس علیه السلام در انجام وظایف نبوت کوتاهی ها صادر شده است.( ص 312 ج 2 تفهیم القران چاپ اول)

18- حضرت ابراهیم علیه السلام مدتها در مورد توحید به شک افتاده بود.(ص 557 ج1 تفهیم القران سوره انعام)

19- امام الانبیاء حضرت محمد مصطفی علیه السلام را نیز ( العیاذ بالله) بکوتاهی در انجام وظایف تهمت زده است.( ص 156 قران کی چار بنیادی اصطلاحین چاپ چهاردهم نوامبر 1981)

20- گذشت سیزده قرن ثابت نمود که گمان پیامبر صلی الله علیه و سلم (العیاذ بالله) در مورد ظهور دجال درست نبود.( ماهنامه ترجمان القران فوریه 1946)

21- حضرت سید الانبیاء علیه السلام هم( العیاذ بالله) موحد مادر زادی و فطری نبود.( ص 321 ج 2 تفهیم القران)

22- مطالبه وزارت اقتصاد از حضرت یوسف در واقع مطالبه دیکتاتوری بود که در اثر ان حیثیت سیدنا یوسف علیه السلام همان حیثیتی است که در این زمان در ایتالیا مسولینی دارای ان است.( ص 122 ج 2 تفهیمات چاپ پنجم)

23- به حدیث پیامبر صلی الله علیه و سلم چنین توهین نموده است:

(الف) اصول روایت ها را رها کنید زیرا در این دور جدید به سخنان فضول ادوار گذشته چه کسی می تواند گوش بدهد.( ص 111 ترجمات القران ج 14 شماره 2)

(ب) احادیث نمی تواند مدار کفر و ایمان باشد، انها توسط چند انسان به چند انسان منتقل شده به ما رسیده است حداکثر احتمال صحت را می رساند نه علم یقین.( ترجمان القران ص 267 ج 26 شماره 3)

(ج) در مورد حدیث مرفوع صحیح بخاری می گوید، این یک افسانه مهمل است.( رسائل ومسائل ص 36 ج 2 چاپ سوم)

24- توهین صحابه کرام رضوان الله تعالی علیهم اجمعین (العیاذ بالله).

(الف) قضاوتهای خلفاء راشدین که به حیث قاضی انجام داده بودند هم نمی توانند قانون اسلامی قرار گیرند.(ترجمان القران ژانویه 1958)

(ب)صحابه کرام(رض)دردرک روح جهاد فی سبیل لله بارهااشتباه می کردند(ترجمان القرا ن ص 292)

(ج)درقران خداوند وصف ایثارگروه انصارصحاب رادرایه((یوثرون علی انفسهم ولوکان بهم خصاصه))موردستایش ومدح انان قرارداده اما مودوی انرا تاثری ازاخلاص یهودی می داند: (صرفا این تاثیر از یهودیها بودکه برخی انصار بخاطر بردران دینی مهاجرخوداماده بودندتازنان خودراطلاق کنند وبنکاح انان دراورند).(ص 47 ج2 تفهیمات)

25-مودودی بر حضرت ابوبکرصدیق(رض)خلیفه اول تنقیدمی کندواورابداشتن جذبات نفسانی وحمیت غیر اسلامی منسوب میکند.( ص 30 ترجمان القران 1957 م).( یکبار نتوانست مهم ترین مطالبه اسلام را بر اورده نماید.(همان ماخذ).

26- خلیفه دوم حضرت عمر رضی الله عنه در وفور جذبات توازن خود را از دست داد.( ترجمان القران ج 12 شماره 4/1957 م)

27- بخلیفه سوم حضرت عثمان رضی الله عنه توهین می کند.( ص 23 تجدید و احیای دین)

28- اهانت حضرت امیر المومنین سیدنا علی المرتضی رضی الله عنه.( موقعی که قتل حضرت عثمان رضی الله عنه را بوی متوجه ساختند ، در پاسخ فرمود لعنت خدا بر قاتلین حضرت عثمان ، اما بعد از ان قاتلان حضرت عثمان بحضرت علی کسب تقرب نمودند حتی مالک اشتر ومحمد بن ابی بکر را بمقام استانداری رساند، درتمام زمان خلافت حضرت علی تنها همین کار بنظر ما می رسد که جز غلط گفتن به ان چاره دیگری نیست.) ( ص 174/175 خلافت و ملوکیت فارسی چاپ انتشارات بیان پاوه) ودر ص 165 همین ماخذ علاوه بر این اهانت اشکار اهانت ضمنی نسبت بحضرت خلیفه چارم رضی الله عنه روا داشته است، ودر ص 294 تفهیمات طبع چهارم می نویسد : ( یکبار حضرت علی  مغیره بن شعبه را دروغگو قرار داد).

29- اهانت به حضرت حسن مجتبی دومین امام شیعیان  ونور دیده همه سنیان:(از همه تعجب اور ترین سخن اینست که بسا اوقات بر صحابه رضوان الله علیهم اجمعین نیز ضعف های بشری غلبه می کرد و همدیگر را مورد حمله عیب جوئی وطعن وتشنیع قرار می دادند... از حضرت حسن بن علی رضی الله عنه یکبار معنی ایه ( وشاهد و مشهود) سوال شد وقتیکه تفسیر انرا بیان کرد عرض شد ابن عمر رضی الله عنه و ابن زبیر رضی الله عنه طوری دیگر می گویند، فرمود: ان هردو دروغگویند)(ص 294 تفهیمات چاپ چهارم)

30- اهانت به مادران مومنین( امهات المومنین رضی الله عنهابنص قران ) ( در برابر پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم زبان درازی می کردند.( ترجمان اسلام 15 دسامبر 1967 بنقل از ایشیاء لاهور 1967م)

31- توهین به امام محمد غزالی، مجدد الف ثانی، امام ولی الله دهلوی، مولانا سید احمد شهید، مولانا اسماعیل شهید رحمهم الله اجمعین.( ص 45 تجدید و احیای دین چاپ چهارم)

32-توهین بساحت فقهاء مجتهدین بخصوص امام اعظم رحمهم الله اجمعین.( ص 221 ج 4 ترجمان القران شماره 3 چاپ چهارم)

33- تقلید را ناجائز، گناه، حتی بدتر از گناه هم می داند.(رسائل و مسائل ص 244 ج 1 چاپ دوم ایضا ص 47- کتاب گیلانی ترجمه مولوی سلامی.)

34- صیغه را در حالات اضطراری جایز می داند.( ترجمان القران اوت 1955 م)

35- در مسئله خلع، زن ازاد است از شوهر جدا شود، قاضی حق این تحقیق را ندارد که بر اساس ضرورت خواستار خلع است یا صرفاً بر اساس خواهشات نفسانی.( ص 71 حقوق الزوجین طبع چهارم)

36- در شرایطی که زن و مرد اجنبی بصورت امیخته در جامعه ای زندگی می کنند ، در اماکن تفریحی، مدارس، ادارات یکجا هستند، حد زنا و حد قذف شرعی را اجرا کردن بدون تردید ظلم وخلاف عدالت است.(ص 338 ج 2 تفهیمات).

37- ولایت امر مسلمین وقیادت برای زن را خود مودودی در کتاب موسوم بنام ( پرده) نفی و رد نموده است ، اما در سال 64/1963 در مقابل رئیس جمهور ایوب خان از فاطمه جناح حمایت نمود.(سوانح هزار وی ص 164)

نگارنده در یکی از سخنرانیهای مودودی در کراچی در ان موقع شخصاً حضور داشت که مودودی از پشت تریبون در جمع کثیری در ( کنگره ی پارک) به نفع فاطمه جناح و علیه ایوب خان فعالیت انتخاباتی می کرد.

38- تراشیدن ریش مرد(موی صورت) باتفاق فقهاء اسلام و محدثین ومحققین حرام است و باندازه علی الاقل عرض چهار انگشت با بالا نگهداشتن سنت تمام انبیاء کرام وسیره و روش انها بوده و نزد فقهاء واجب است اما مودودی می نویسد: اینگونه چیزها را سنت قرار دادن و باتباع ان پافشاری نمودن یک نوع بدعت شدید و یک تحریف خطر ناک در دین است.( ص 307/308 ج 1 رسائل و مسائل چاپ دوم) بهمین خاطر از اغاز تا سی وپنج سالگی چنانکه توضیح داده ایم ریش خود را میتراشید، در مجله تذکره سید مودودیکه توسط جمعی از هواداران مولانا مودودی از جمله خلیل احمد حامدی، نعیم صدیقی ، جمیل احمد را نا سلیم منصور خالد، تهیه شده بنقل از مرحوم رئیس احمد جعفری چنین نوشته شده است: در یک شامگاه سرد زمستانی سال 1937 م در مهمانخانه (خلافت هاوس) چهره تازه ای با این خصوصیات ظاهر شد،(قد وقامت میانه، بدن چاق، کلاه ترکی بر سر، شلوار با فرم دوخت علیگره، کت با فرم حیدر اباد، ریش ندارد، غالباً سبیلها هم تراشیده، موهای سر با روش انگلیسی اصلاح شده، چهره ای زیبا، چشمانی درشت، ساکت و ارام، جدای از بقیه) از مولانا عرفان پرسیدم این اقا کیست؟ گفت: ابوالاعلی مودودی.(ص 859 تذکره سید مودودی چاپ اول 1986 م لاهور).

 در اینجا توضیح مختصری درباره پوشش و لباس اقای مودودی  را برای  خوانندگان عزیز  می نویسم ،همچنانکه شیخ الحدیث (رض) درصفحات اینده فرموده است لباس مقتدایان و پیشوایان مذهبی همواره با سایر افراد متمایز بوده است و این یک واقعیت غیر قابل انکار است، از این جهت در کتابیکه اقای

اسعد گیلانی در زمینه زندگینامه مودودی برشته تحریر در اورده وتوسط یکی از مدرسین حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان بفارسی ترجمه  جدیداً در ایران انتشار یافته در مورد هیئت، لباس و ریش مودودی نیز سعی شده است بتعبیر خودشان اسلامی یا بتعبیر دیگر پیشوانه نشان داده شود، بعبارت کتاب توجه فرمائید: ( در پوشیدن لباس بروش اسلامی بشدت تاکید داشت واستفاده از لباس های غیر مسلمان را نوعی بردگی فکری می دانست هر چند ان نوع لباسهای غیر مسلمان را در دایره شرع مباح وجایز بود انرا برای دیگران جایز اما برای خود نا مناسب می دانسته ومعتقد بود که استفاده از این نوع لباس در او احساس حقارت ایجاد می کند- ریشی مشروع که در حد قبضه و اراسته داشت)(ص 47/48 چاپ سال 1380- تهران،نشر احسان) مترجم کتاب نیز اعتراف می کند که در سال 1964 م زمانیکه بحث رقابت انتخاباتی خانم فاطمه جناح و ایوب خان در پاکستان داغ بود اقای مودودی را شخصاً در کنگره پارک کراچی در حالیکه برای حمایت از فاطمه جناح برای حاظرین ایراد سخن می کرد با لباس سفید و کلاه وریش بلند وکاملا بر اثر پیری سفید دیده ام، این دوران اواخر زندگی و کهنسالی وی بود، اما قبل از ان چی؟ بسطور زیر توجه رامعطوف بدارید( همانطور که در زندگینامه مشارالیه از زبان خود مودودی سال ولادتش 1903 میلادی نقل شده است وسال وفات 1979 در کشور امریکا و عمرش 76 سال.) (ص 54-374)

روزنامه(جسارت) کراچی  چاپ عکس مودودی در سال 1923 میلادی اقای مودودی را کاملا کلین شیو( ریش تراشیده) و با کت و شلوار و کراوات که لباس انگلیسیها است ملبّس نشان داده که این عکس را بموقع مناسب بصورت جداگانه از این کتاب یا در جزوه مختصر دیگری چاپ خواهیم نمود، وابتدای دوران صاحب ریش بودن وی را روزنامه فوق سال 1938 میلادی دانسته است یعنی تا 35 سالگی بطور متوالی بدون ریش زندگی می کرده است.

 بد نیست برای توضیح بیشتر حکایت حال شوهر را از زبان همسر بشنوید- خانم مودودی در مصاحبه با هفته نامه (ندای ملت) در پاسخ به این سوال که شنیده ایم مولانا در موقع ازدواج با شما زیاد مذهبی نبود، دارای ریش هم نبود، کلین شو بود؟

 چنین می گوید: این حرف صحیح است که ایشان موقع ازدواج چندانمذهبی نبود، ریش هم می تراشید قبل  اینکه بعنوان یک عالم دین زندگی او اغاز شود نوشتن کتابها را شروع کرده بود رساله ترجمان القران را هم راه انداخته بود با این وجود در موقع ازدواج بطور کامل با رنگ اسلام اراسته نبود اما پس از ازدواج بطور کامل بسوی اسلام راغب شد و با یکسوئی بکار اسلام ادامه داد، مردم به ایشان می گفتند، مولانا قبلا شنیده بودیم که انسان پس از ازدواج کاملا مسلمان می شود، الان با دیدن شما به این حرف یقین پیدا کرده ایم-نه صرفاً دیگر مولانا ریش ها را نمی تراشید بلکه روش زندگی خود را عوض کرده  اسلام را در پیرایه اجتماعی اغاز کرده بود(هفته نامه ندای ملت لاهور 23 سپتامبر 1998 م) اضافه بر ان مودودی در کتاب موسوم به ( رسائل و مسائل) می نویسد: (در این حدیث فقط دستور ریش داشتن امده است و هر مقداریکه داشته باشد بر حدیث عمل شده است) (1/186/185، بنقل از مودودی و تخریب اسلام از مفتی رشید احمد(رح)).

 لازم بذکر است که مولانا محمد منظور نعمانی جریان اولین ملاقات خود با مودودی را چنین می نویسد: ( تا این زمان تمام ارتباط ما غائبانه بود، همدیگر را ندیده بودیم، من شنیده بودم تاثیری که ادم از مطالعه مضامین( بظاهر) ایمان افروز مولانا مودودی بدست می اورد و گمان می کند که روش عملی خود او نیز همانطور است ، در واقع روش عملی او با ان بسیار تفاوت دارد، یعنی انگونه روش وعمل اسلامی که وی با حدّت وشدّت داعی انست زندگی عملی او با ان مطابقت ندارد، شخصی که این مطلب را بمن گزارش کرده بود از ارادتمندان  واز اهل ملاقات با وی واز مضامین ماهنامه ترجمان القران متاثر بود، او بمن گفته بود که اقای مودودی (محلوق اللحیه) است(یعنی ریش تراشیده است)   بیاد دارم که با شنیدن این خبر بر من ضمن حیرت و استعجاب، رنج و تاسف زیاد و مایوسی بزرگی غلبه کرد این واقعه به سال 1937 میلادی متعلق می شود و این زمانی بود که از چهار الی پنج سال مضامین ایمان افروزی از مولانا مودودی در ترجمان القران منتشر شده بود که افرادی چون ما را عاشق و گرویده قرار داده بود و تصوّر غائبانه من نسبت به عملکرد وی همان چیزی بود که از یک داعی دین باید باشد (ص 26و38، کتاب مولانا نعمانی در مورد ارتباط و قطع ارتباط از جماعت مودودی بزبان اردو)

39- برای روزه دار بعد از صبح صادق خوردن و اشامیدن جایز است.(ص 146 ج1 تفهیم القران)

40- بازیگری خانمها در فیلمها در محدوده ضوابط اسلامی؟! اشکال ندارد.( ص 114 مودودی مذهب به نقل از مصوّر لاهور یکم مئی 1963 م).

 خوانندگان عزیز مقایسه کنند و به مآخذ محوله مراجعه نمایند و صدق ادعای صاحب مقدمه زندگینامه مودودی را مورد نقد قرار دهند که تا چه اندازه مبتنی بر واقعیت است، این چهل فقره مخالفتهای مودودی با جماهیر اهل اسلام بطور نمونه تعدادی در بخش عقائد اسلامی و تعدادی در بخش اعمال می باشد و برخی در ثبوت از قوت استدلالی چنان عظیمی برخوردارند که از نصوص ایات قرانی یا احادیث متواتر و برخی از اجماع و سایر قطعیات مسلمه اسلامی بهم رسیده است که هیچ مسلمانی جرات انکار انرا ندارد، مگر کسیکه یکسره همانگونه که مدعی است تمام مبانی اسلامی قدیمی را منهدم شازد و بر روی زیر بنای دست  مجددانه یا مجتهدانه خود اسلام مدرن و دلخواه مورد نظر خود را بناء نماید بعنوان نمونه مسئله رفع جسمانی حضرت عیسی علیه السلام از چندین ایه قرانی و احادیث صحیحه ثابت است.( ص 545 تا 547 العقیده الاسلامیه و اسسها چاپ هفتم دارالقلم عبدالرحمن المیدانی)

نسبت بعصمت انبیاء علماء کلام واصول، مباحث و کتب مستقله ای نوشته اند که از انجمله به سه کتاب1- عصمه الانبیاء از کلام علامه امام فخر الدین رازی 2-  تنزیه الانبیاء از سید مرتضی علم الهدی 3- عصمه الانبیاء فی القران الکریم از علامه معصر استاد جعفر سبحانی ، که کتابهای مستقله همین موضوع هستند و اغلب کتب علم کلام و از کتب اصول بکتاب ( ارشاد الفحول فی تحقیق الحق من علم الاصول-از امام الحافظ محمد بن علی الشوکانی ج 1- از ص 161 ببعد و بکتاب ( وحی و نبوت- ص 11 تا 14 ج 3) علامه مرحوم شهید مرتضی مطهری و کتب درسی بینش اسلامی مدارس دولتی در بخش اختصاصات پیامبران میتوان جهت مراجعه اشاره نمود. بحث قیام مصلح وهادی این امت بنام امام مهدی علیه السلام از احادیث متواتره ثابت است و اصل ان در میان تمام فرق اسلامی ثابت وانکار ان در حکم انکار متواترات داخل است وتمسخر واستهزاء به ان از انکار هم بدتر است، چنانکه در اواخر اصل کتاب و پاورقی نگارنده حقیر مطالعه فرمود، لذا چگونه برای سرپوش گذاشتن روی این همه مسائل در مقدمه کتاب سید اسعد گیلانی برای حمایت از مودودی سعی لا حاصل شده ومخالفتهای مولانا مو منحصر به دو مسئله تلقی شده است( کاش این دو مسئله را که موجب مزید افتضاح مولانا مودودی در افکار عامه این دیار شد عنوان نمی کرد)  . البته از کمالات موهوبه الهی موجود در شخص مودودی مانند تسلط بر انشاء ونیروی نگارش و مهارت در شیوه های ان و از هوشمندی و سیاستمداری وی نمی توان انکار کرد، اما متاسفانه بعلت عدم تلمذ در محضر اساتید مخلص دینی و محرومیت ازصحبت و تربیت انسانهای  و دوری از مربیان دینی مقتدر و باید گفت در اثر بد شانسی می توان نامبرده را با مخترعین ومکتشفاتی تشبیه کرد که با استفاده از نیروی موهوبی فطری و معلومات بدست اورده اسباب، وسایل، وتجهیزات مخرب و کشتار جمعی و امکاناتی را امروزه فراهم اورده اند که برای قدرت نمایی سیاست مداران وسردمداران  بوالهوس و بی لگام دنیای استکبار و ایجاد وحشت و ارعاب مظلومان عالم و اشباع امیال شیطانی جباران و مستکبران و برای قتل و غارت امصار و مدن توسط زور گویان ومرغوب ترین وسیله قرار گر است- نامبرده نیز امکانات فطری و استعدادهای بی حد و حصری در اختیار داشته اما متاسفانه بدلیل انچه اشاره شد نه خودش توانست خوب استفاده کند و نه دنباله روانش توانستند بجایی برسند، ما هم بر این ضایعه بزرگ که خود وی نیز درباره مشکلات دست وپاگیر دوران کودکی ، جوانی ونوجوانی خود اظهار داشته هر چه اظهار تاسف کنیم باز هم صفر است زیرا اولاً: خود وی مصداق شعر: ( علمی که ره بحق ننماید جهالت است) قرار گرفت وثانیاً : از لحاظ علمی مسائل مخربی برای افکار تجدد گرایان و برخی تحصیل کرده و نوجوانان بی اطلاع و پاک دل بصورت مجلدات کتب در اختیارشان گذاشت- ((انا لله وانا الیه راجعون))

((منبع: کتاب اشنایی با اثار  احوال وافکار سید ابوالاعلی مودودی- ترجمه شرح و توضیح عبدالرحمن سربازی بر اساس کتاب فتنه مودودیت  اثر شیخ الحدیث حضرت مولانا محمد زکریا کاندهلوی رحمه الله))

 


موضوعات مرتبط: فهرست چهل مورد اختلاف مهم مودودی با تمام امت اسلام
[ 90/08/12 ] [ 9:5 ] [ مسلمان ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم. خداوند در قران می فرمایند : « وَ لا تَکُونُوا کَالَّذینَ تَفَرَّقُوا وَاختَلَفُوا مِن بَعدِ مَا جَاءَ هُمُ البَیِّنَاتُ وَ اُولئِکَ لَهُم عَذَابٌ عَظِیمٌ ». « شما ای مسلمانان، مانند یهود و نصاری که دچار تفرقه و جدایی شده و از دینشان بریدند، بعد از انکه شواهد الهی وایات قران بر ایشان نازل شد، نباشید که عذاب شدیدی در انتظار شان است. »
درد اختلاف و تفرقه، مسلمانان به ویژه نسل جوان را فرا گرفته که منشاء داعیانی است که به نام اسلام مسلمانان را سردر گم، جوانان را به دشمن همدیگر تبدیل ساخته و با منحرف نمودن نسل جوان از مسیر واقعی اهل سنت و جماعت ، انان را برای مخالفت با مسلمانان پرورش می دهند. این در حالی است که بنا به روایت شیخین پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: گروهی از داعیان بر در جهنم می ایستند و پیروانشان را به داخل ان می افکندند. اری ای جوان مسلمان، داعیان مذکور به جایی رسیده که پیشوایان دینی را مورد طعن و ناسزا قرار داده و ایشان راگمراه می خوانند و حتی پیامبر صلی الله علیه وسلم و والدینش در امان نیستند. لذا مجبور شدم که از پیشوایان دینی - خصوصاً پیشوایان چهار گانه- حمایت نمایم.
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب