دستاويزي گران  دراستحباب  دستبوسی بزرگان

 حمد بی حدّ و ثنای بی عدّ براي خداوند واحد صمد و درود بسيار و تحيّات بی شمار بر بهترين بنده آفريدگار حضرت محمّد عليه و علی آله وأصحابه مِنَ الصَّلوات اتمُّها و من التسليمات اكملها وامّا بعد : از آنجائي كه در اين زمان فاصله مسلمانان با خورشيد تابان رسالت و رهبران راه هدايت در خيرالقرون زياد شده و به عصر فتنه ها و تلبيسات مبتلا گشته ايم با عالِم نماهائي روبرو شده ايم كه بر اساس هوای نفس خود يا سليقه وميل ديگران جرأت به صدور فتواهای عجيبی نموده اند كه مصداق اين مَثل عربی است كه « عِش رَجَباً تَری عَجَباً » .اين موحِّد نماها گاهی سنّتی را بدعت شمرده و با برچسب « خرافات است» آنرا از دين خارج می كنند،گاهی  نيز به نام توحيد به تكفير جماعت موحّدان و مسلمانان می پردازند. گوئی در نظر ايشان مصالح و منافع حزبی شان مهم تر از مصلحت اسلام و مسلمين است. لذا لازم دانستيم براي رفع شبهه و نيز بيان مسلّمات شرعی با مراجعه به كتب معتبر اهل سنّت و جماعت مطالبی را برای طالبان راستين حقيقت گرد آوريم .بر همگان مبرهن است كه تمامی آداب شرعی برای آراسته شدن انسان به صفاتی است كه موجب خشنودی پروردگار شود ، و از جمله اين آداب بوسيدن دست بزرگان دين و علماء متقی است كه بزرگداشت و إكرام بندگان محبوب خداوند ، تبعاً رضايت پرودگار را بدنبال خواهد داشت. استحباب بوسيدن دست اشخاص صالح و عالم بر اساس سنت حضرت رسول صَلّي الله عليه وسلّم ثابت است، حال اگر علمای جديد كه به نام روشنفكران دينی خود را معرفی می كنند ، مشاهده كنند شخصی دستِ عالِمي را میبوسد او را تكفير نموده و اين عملش را خرافات و تقدّس مآبی میدانند. اگر به آنها ثابت كنيم كه عملِ خلافِ شرعی انجام نشده بلكه بوسيدن دست صالحان در سنّت وارد شده است.آنگاه می گويند‌: اسلام امروز نياز به چيزهای مهم تری دارد و شما به جزئيات میپردازيد و مردم را به آن مشغول می كنيد؟! سوال این است که آیا رد کردن سنّتی معتبر به بهانه جزئی بودن ، میتواند روشی مناسب وخداپسندانه دردعوت به سوی اسلام باشد؟!.برای اثبات استحباب دستبوسی بزرگان به احادیث وآثاربسیاری استناد میشود که از آنجمله موارد زیر می باشد: