دلایل وجود روح

سوال :لطف فرمایید در مورد دلائل وجود روح توضیح دهيد!

پاسخ:

الف) دلايل عقلي:

ـ همه مي‌دانيم كه اجزاي بدن انسان در معرض تغيير و تبديل هستند و سلولهاي به وجود آورندۀ بدن ما از بين مي‌روند و سلولهاي ديگري جايگزين آنها مي‌شود، ما گاهي چاق و گاهي مريض و لاغر مي‌شويم، با اين وجود حقيقت ما ثابت مي‌ماند. روشن است كه آنچه ثابت است غير از متغير است. به عبارت ديگر ما مي‌دانيم كه جسم متغير است و چيزي كه متغير باشد نمي‌تواند ثابت هم باشد پس در انسان حقيقتي ثابت وجود دارد كه عبارت از روح است۱.

ـ مي‌دانيم كه مرتاضان براي تقويت درون خويش و كسب قدرتهاي غير عادي به رياضت‌هاي بسيار سخت مي‌پردازند و جسم خود را در تنگنا قرار مي‌دهند و با انجام اين رياضت‌ها و كارهاي شاق و مشكل به هدف خود مي‌رسند؛ پس حقيقت انسان ربطي به بدن او ندارد، زيرا اگر چنين بود با تضعيف بدن، درون هم تضعيف مي‌شد در حالي كه بالعكس است؛ همين، وجود روح را ثابت مي‌كند زيرا اگر بگوييم چيزي غير از بدن و جسم مادي وجود ندارد بايد بپذيريم كه رياضت و انجام اعمال شاق هم بدن را تضعيف مي‌كند و هم آن را تقويت و همه مي‌دانند كه چنين چيزي امكان ندارد و محال است كه انجام يك عمل، يك چيز را هم تقويت كند و هم تضعيف، پس بايد بگوييم آنچه تقويت مي‌شود، خود انسان است و آنچه تضعيف مي‌شود بدن او.

ادامه نوشته

نگاهی کوتاه به شهادت حضرت عثمان رضی الله عنه

 نگاهی کوتاه به شهادت حضرت عثمان رضی الله عنه


در دوران خلافت راشده و بی نظیر حضرت عثمان ذو النورین رضی الله عنه که پیشرفتهای چشمگیر اسلام و گسترش دین مبین، نزدیک بود از یکسو بساط نصرانیت را برچیده تا قلب اروپا قدم بگذارد و از سویی دیگر ماجرای کشته شدن پادشاه فراری خاندان ساسانی «یزد گرد سوم» به دست آسیبان مرورودی از نابودی دشمن مجوس گزارش میداد و از طرفی اطلاعیه ورود پشتیبازان سپاه عثمانی تا داخل آفریقا نغمه ی فرا رسیدن ایام مرگ کفر و استکبار و نفاق و یهودیت و زوال کامل حکومتهای شیطانی و پاکسازی کامل لوث شرک از تمام صفحه ی گیتی و استقرار کامل و جهانی حکومت رب العالمین را به گوش شنوندگان رسانده بود که مسلماً و به طور قطع به نابودی کامل یهودیت و سرمداران کفر در آن روزگار منجر میشد.

بنابراین منافقان تربیت یافته و دوره دیده که مرگ خود را در پیشرفت اسلام میدیدند بنا به قاعده ی «تنازع بقاء» تاب تحمل نیاوردند و برای حفظ و بقاء خود و پلیدیهایشان در رنگ و صورت مسلمانی خیر خواه اسلام و با شعارهای اسلامی و عدالت پسندانه ای از کمینگاههای «مصر» و «کوفه» و «بصره» به نام مردمان آن دیار بر آمده و منافقانه ابتدا قصد حج بیت الله و زیارت رسول خدا صلی الله علیه و سلم را عنوان کردند اما مستقیماً به سوی مدینه طبیه که دار الخلافت و مقر حکومت اسلام بود رفته به آن بلده ی مطهره حمله بردند و خلیفه ی راشد را که رسول اکرم صلی الله علیه و سلم در زندگی خود از شهادت و مظلومیت و حقانیت وی از ظالم و ستمکار بودن قاتلانش خبر داده بود محاصره نموده آب و آذوقه را بر وی و فرزندانش قطع کردند.


 

ادامه نوشته

معراج حضرت رسول اكرم صَلّي اللهُ عَلَيهِ وَ سَلم

در معراج حضرت رسول اكرم صَلّي اللهُ عَلَيهِ وَ سَلَّمَ

 

 شــبي كش دشمـــنان آزرده بودند           وجــــودش را بــرنج آورده بـودنــد

  تــــني رنــــجيده از آزار دشــــــمن           بــه بـستر شـــد براي آرميـــــدن

بـــتن رنــــجور و دل عـرش تــجّلي            دهـدهر لحظه جانش را تــسلّي

چو جان در بَحت معني غرق باشد            تـنش را بــا دگر تن فرق باشــــد

تــــني بـيني بظاهر همــچو تنـــها            ولي دربطن و معني هسـت،تنها

در آن حـــــالات غم در بستر خواب            چوباهم بست هردو چشم پر آب

اگــر چـه ديده اش را خواب شد بار           ولـــي درقـلـب آگه بـود و بيــــدار

ادامه نوشته

رساله ای از حضرت شیخ علاءالدین نقشبندی

(رسالۀ القول الحقيق في ردّ من تفسّق بإسم اهل الطريق از حضرت علاءالدّين)

 

اشاره: آنچه در پي مي‌آيد رساله‌اي است از رسائل حضرت شيخ محمّد علاءالدّين نقشبندي تحت عنوان «القول الحقيق في ردّ من تفسّق بإسم اهل الطريق»؛ اين رساله چنانكه از نامش پيداست در ردّ كساني نوشته شده است كه در لباس اهل تصوّف و به نام اهل طريق، مردم را فريب مي‌دهند و به انجام اعمال خلاف شرع مي‌پردازند و دين و عرفان را وسيلۀ معاش خويش مي‌سازند. اين رساله به امرِ حضرت علاءالدّين در سال 1354 هجري قمري به سه زبان عربي،فارسي و كُردي در بغداد چاپ و در بلاد اسلامي منتشر شده است. بخش‌هاي عربي و كُردي در اينجا نيامده است.

 

((القول الحقيق في ردّ من تفسّق بإسم اهل الطريق))

 

تأليف العلامة المفضال حضرة الشّيخ علاءالدّين العمري العثماني النّقشبندي القادري ـ نفعنا الله ببركاته. في بيارة ـ حلبچه.

ادامه نوشته

شرح حال حضرت شیخ محمّدعثمان نقشبندی سراج‌الدّین

شرح حال حضرت شیخ محمّدعثمان نقشبندی (سراج‌الدّین ثانی)

 

الف) خاندان:

عارف برگزیده و پیر به حق رسیده، شیخ محمّدعثمان، فرزند شیخ محمّد علاءالدّین، فرزند شیخ عمر ضیاءالدّین، فرزند قطب‌العارفین شیخ عثمان سراج‌الدّین نقشبندی تویلی است.

شیخ عثمان سراج‌الدّین تویلی، فرزند خالد آغا فرزند عبدالله آغا است و بنا بر آنچه فرزند ارشدش شیخ محمد بهاءالدّین در پشتِ نامه‌ای به برادر خود شیخ عمر ضیاءالدّین نوشته است، عبدالله آغا فرزند سیّد محمّد فرزند سیّد درویش فرزند سیّد مشرف فرزند سیّد جمعه فرزند سیّد ظاهر است. این سیّد ظاهر، از ساداتِ نعیم و سیّد حسینی است؛ او در حدود 700 سال پیش از این، از بغداد به چیای حمرین و از آنجا به اورامان كُردستان عراق مهاجرت كرده و در آنجا ساكن شده و از او فرزندانی به جا مانده است كه بعدها، از احترام و اكرام فراوانی برخوردار و به «آغا» مشهور شده‌اند.

 

ادامه نوشته

تعريف طريقت نقشبندي

تعريف طريقت نقشبندي

 

در ميان اقوال برخي از پيران طريقت نقشبندي، به سخناني برمي‌خوريم كه تعريف‌گونه‌يي است از اين طريقه. بعضي از متأخّرين نقشبنديه نيز كوشيده‌اند بر اساس اقوال مشايخ و اصول و سنن متبعه به تعريف اين طريقه بپردازند.

 

بديهي است كه تعريف در اينجا از نوع تعاريف دقيق علمي و حدود مصطلح منطقي نيست. اين تعريفات در حقيقت بياني است از تجارب روحي و وصفي از مشاهدات و مكاشفات و تصويري از حيات دروني، و گاه ذكرِ غايت و عَرَض است و گاهي شرح آنچه بر صوفيه بايسته است از عبادات و مجاهدات و رياضات.

 

       1 - بهاءالدّين نقشبند گويد:« طريقۀ ما از نوادر است. عروة الوثقی است. چنگ در ذيل متابعتِ سنّتِ مصطفی ـ صلّی الله عليه و سلّم ـ زده‌ايم و اقتدا به آثار صحابۀ كرام او (رض) نموده».

 

ادامه نوشته

سفارشي دوستانه به جوانان

 

سفارشي دوستانه به جوانان

 

جــــوان اي نــونهال ارجـــمنـدي             ســـزاوار ســتـيـغ ســربلــــــندي

جــواني مــاية فــخر جوان است            جـــهانِ آتــي از بــهر جوان اسـت

زمان را روشنائي نــوجوان است            كه صدها فكردرمغزش نهان است

تـــوئي ســرماية رشد جـــهاني             بــدست تـــوست نقش زنــدگاني

تــــو كشتي جهانــرا ناخـــدائي             تــو قــرب درگـــه حق را سـَـزائي

 

ادامه نوشته