بسم الله الرحمن الرحيم

سوالات شرعی و جواب ان (1 )  

 1 - آيا در نمازهاي فرض مي‌توان از صداي ضبط شده (مثلاً صداي مرحوم عبدالباسط ) براي گفتن اذان استفاده كرد يا بايد شخص مؤذن، زنده و حاضر باشد ؟

پاسخ:

اذان علاوه بر آن كه شعار است، عملي شرعي هم هست و براي آن كه به جا آورده و ثواب آن حاصل شود، لازم است شخصي زنده و حاضر اذان بگويد.

 البتّه در صورتي كه كسي كه بتواند اذان بگويد وجود نداشته باشد استفاده از صداي ضبط شده جايز است..

       افزون بر اين برخي از علما اذان را واجب كفايي دانسته‌اند. بر اساس اين نظر لازم است فردي اذان بگويد و گرنه تكليف از مردم ساقط نمي‌شود.

2 - طبق مذهب امام شافعی آیا خواندن نماز جماعت با رادیو و تلویزیون درست است یا خیر؟

پاسخ:

خير، نمي‌توان با راديو يا تلويزيون نماز جماعت خواند؛ زيرا يكي از شروط جماعت علاوه بر هماهنگي در وقت و جهت قبله،رؤيت امام يا نمازگزاراني است كه امام را مي‌بينند(يعني لازم است مأموم خود آنا را ببيند و ديدن تصوير و شنيدن صدا كفايت نمي‌كند).

3 - آيا جنباندن و تكان دادن انگشت سبّابه در هنگام تشهّد جايز است؟

پاسخ:

 امام بيهقي گفته است: تحريك(جنباندن) انگشت شهادت(سبابه) در جلوس تشهّد بايد صِرف اشاره كردن به آن باشد نه تكان‌دادن آن تا (عمل نمازگزار) معارض و مخالف حديث ابن‌زبير از امام احمد و نسائي و ابن‌حبّان نگردد:

((كان (ص) يُشيرُ بِالسَّبابَةِ وَ لا يُحَرِّكُها وَ لا يُجاوِزُ بَصَرُهُ إشارَتَهُ )) و اصله في مسلم. الخ.

الفقه الإسلامي و ادلّته؛ الدكتور وهبة الزحيلي، الجزء الأوّل، صص 718 ـ 717.

ترجمۀ حديث:

(( رسول اكرم (ص) (در هنگام تشهّد) با انگشت سبابه اشاره مي‌كرد و آن را تكان نمي‌داد و نمي‌جنباند و نگاه وي از محلّ اشاره‌اش فراتر نمي‌رفت)).  اصل اين حديث در صحيح مسلم آمده است..

   در كتاب الصلاة  ابن خزيمه حديثي آمده است دربارۀ حركت‌دادن انگشت و پس از نقل حديث، اين عبارت آمده« قال أبوبكر ليس في شيء من الأخبار يُحرِّكُها إلا في هذا الخبر زائد ذكره» يعني در هيچ حديث ديگري غير از اين حديث سخن از حركت‌دادن انگشت نرفته است.

    بنابر اين روشن گرديد كه تحريك و جنباندن انگشت سبابه در تشهّد ـ كه اخيراً در ميان گروهي انتشار يافته است ـ عملي بي‌پايه و دليل و سندِ آن، سست و ضعيف است.

    نيز از حضرت استاد موحّد ـ قدّس سرّه ـ شنيدم كه فرمود: (( بَلْبَلَه (جنباندن انگشت) بدين صورت، مبطل نماز است)).

4 - چرا مرد می‌تواند تا 4 زن به طور همزمان اختیار کند ولی زن نمی‌تواند بیشتر از یك شوهر داشته باشد؟ با ذکر آیه یا حدیث و مرجع آن توضیح بفرمایيد.

پاسخ:

اسلام دين فطرت است و در فطرت هدف اوليّه و اصلي از ازدواج، توليد مثل است. اگر زن بيشتر از يك شوهر داشته باشد، قرزندان او سرگردان خواهند بود و  نظام خانواده و در پي آن جامعۀ انساني به هم خواهد ريخت.

اين موضوع چنان بديهي است كه اساساً از آن سخن نرفته. اين حكم مختص اسلام نيست و در تمام فرهنگ‌ها و حتّی در جهان باستان و پيش از ظهور اديان بزرگ هم، همواره زنان بيشتر از يك شوهر نداشته‌اند؛ به علاوه، اساس سرشت و حالت و احساس زن هم، به بيشتر از يك شوهر، رضايت نمي‌دهد و اگر زني چنين نباشد، روان او سالم نيست.

5 - چرا حضرت عمر ـ رض ـ درخت بيعت الرضوان را قطع كرد آيا مخالف تبرك بود ؟

پاسخ:

مطابق آنچه در كتب صحيح حديث آمده، تبرّك به آثار و وسايل پيامبر خدا (ص) در ميان صحابه مرسوم بوده و خود آن حضرت هم با آن مخالفتي نكرده‌اند، با وجود اين وقتي به حضرت عمر(رض) خبر رسيد كه مردم به كنار درخت بيعت رضوان مي‌روند و آنجا نماز مي‌خوانند، ابتدا به آنان هشدار داد و سپس، دستور داد درخت قطع شود؛ به دليل اين كه آن كار، تبريك جستن نبود و به علّت نزديكي به زمان شرك و وجود افرادي كه هنوز حقيقت اسلام را درنيافته بودند احتمال گمراه شدن و پرستيدن خود درخت وجود داشت.

6 -خانمها در طول مدتی که نماز نمیگزارند(در ايام قاعدگي) چه اعمالی بر آنها به طور حتم حرام  است برخی افراد به خود اجازه نمی‌دهند که حتی صلوات بفرستند و یا دعا بکنند آیا فرستادن صلوات یا خواندن دعا و اعمالی از قبیل ذکر و اوراد و غیره نیزحرام است یا بهتر است به منظور رعایت ادب انجام نشود ؟

پاسخ:

خواندن نماز،گرفتن روزه، رفتن به مسجد و خواندن قرآن و لمس كردن يا حمل آن و انجام عمل زناشويي در اين ايام  حرام است و به طور قطع بايد از اين اعمال خودداري شود.

دعا كردن ايرادي ندارد،ذكر كردن و صلوات فرستادن هم بهتر است با تيمم انجام شود.

 گروهي به بهانۀ آموزش قرآن به خواندن آن يا حمل مصحف در اين ايام مي‌پردازند، اين كار حرام و گناه است و زنان قبل از غسل به هيچ وجه اجازه ندارند قرآن بخوانند يا آن را لمس كنند امّا استماع قرآن جايز است.

7 - آیا قبل از این که ما به دنیا بیاییم در دنیایی دیگر به نام «دنیای ذر» يا «عالم ذر» بوده‌ایم ؟

پاسخ:

علماي اسلام معتقدند كه روح هم ـ گرچه مجرّد  غير مادّي است ـ امّا محلوق است، ولي در اين كه: آيا روح نيز همزمان با خلقت جسم خلق مي‌شود يا قبل از آن آفريده شده،اختلاف هست؛ بعضي خلقت آن را همزمان با تشگيل جسم در رحم مادر مي‌دانند؛ امّا عده‌اي ديگر ـ از جمله حكما و عرفا ـ معتقدند كه روح پيش از جسم آفريده شده و در جايي به صورت ذرّ (رشد نيافته) موجود و منتظر خلقت جسم خود بوده تا به امر و اجازۀ حق‌ّ در آن حلول كند؛ اين عالم را (عالمي كه روح قبل از خلق جسم در آن بوده)،برخي، با تأسّي به آيۀ 172 سورۀ مباركۀ اعراف، «عالم ذرّ» ناميده‌اند.

بنابر آنچه گفته شد، بر اساس نظر گروه اوّل، روحِ ما، همزمان با جسم خلق شده و در عالم ذرّ نبوده و بر اساسِ ديدگاه گروه دوم روح انسانها، پيش از جسم آنها، در عالم ذرّ وجود داشته و در همان عالم خداوند وحدانيّت و پروردگاري خويش را به همۀ ارواح نمايانده و از آنها عهد گرفته است.

       براي تفصيل رجوع شود به تفاسير معتبر قرآن ذيلِ آيۀ 172 سورۀ اعراف.

8 - چرا سورۀ مباركۀ «توبه» بسم الله الرّحمن الرّحیم ندارد؟

پاسخ:

در اين باره اقوال مختلفي از علما نقل شده است، كه مختصراً چنين است:

1 - بسم الله الرّحمن الرّحیم،رحمت و امان خداوند است و با مضمون  اين سوره كه در آن دستور جنگ و برخورد شديد با مشركين صادر شده مناسبت ندارد.

       2 -گروهي از اصحاب پيامبر(ص) اين سوره را ادامۀ سورۀ انفال دانسته و گروهي ديگر،بر آن بوده‌اند كه اين سوره، سوره‌اي مستقل است و چون در هنگام بروز اين اختلاف،حضرت رسول(ص) در قيد حيات نبوده،نظر هر دو گروه از صحابه ـ به گونه‌اي ـ اعمال شده، به اين طريق كه با حذف بسمله نظر گروه اوّل اعمال و با فاصله انداختن ميان اين سوره و سورۀ انفال نظر گروه دوم مورد توجّه قرار گرفته است.

        3 - حضرت جبرئيل اين سوره را بدون بسمله فرود آوررده است.

        4 - بحشي از سورۀ توبه پس از نزول نسخ شده كه بسمله هم در ميان آن بخش بوده است.

        5 - در زمان جاهليت،عرب‌ها هرگاه مي‌خواسته‌اند پيماني را كه ميان آنها و ميان گروهي ديگر بسته شده،نقض كنند نوشته‌اي بدون بسم الله براي آنها مي‌فرستاده‌اند. و چون اين سوره هم از پايان يافتنِ پيمان مسلمانان با مشركان سخن گفته، بدون بسمله است ـ والله اعلم.

براي تفصيل رجوع شود به مقدمۀ تفسير سورۀ توبه در تفسير «الجامع لأحكام القرآن» از امام قرطبي و نيز تفاسير ديگر.

9 - تعداد اصحاب کهف چند نفر بودند ؟

پاسخ:

در قرآن كريم دربارۀ تعداد اصحاب كهف آمده است-

« سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ کَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ کَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ کَلْبُهُمْ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًا » (كهف / 22).

به زودى خواهند گفت: [يارانِ غار]‏ سه تن بودند [و] چهارمين آنها سگشان بود و مى‏گويند: پنج تن بودند [و] ششمين آنها سگشان بود. تير در تاريكى مى‏اندازند(بي‌دليل سخن مي‌گويند) و [عده‏اى] مى‏گويند: هفت تن بودند و هشتمين آنها سگشان بود؛ بگو: پروردگارم به تعداد آنها آگاه‏تر است، جز اندكى [كسى شمارۀ] آنها را نمى‏داند؛ پس در بارۀ ايشان ـ جز به صورت ظاهري و سطحي ـ جدال مكن و در مورد آنها از هيچ كس از آنان (: اهل كتاب) جويا مشو.

در اين آيۀ شريفه به اختلاف اهل كتاب دربارۀ تعداد اصحاب كهف اشاره شده و نظر افرادي كه اصحاب كهف را سه يا پنج نفر دانسته‌اند بي‌‌پايه اعلام شده اما در مورد نظر گروهي كه ايشان را هفت تن دانسته‌اند، سكوت شده است. همين موجب شده است كه مفسرين، نظر گروه سوم را صحيح بدانند، در تفسير جلالين آمده است: « ...  وصف الأولَين بالرّجم دون الثالث دليلٌ على أنه مرضي و صحيح » يعني: توصيف دو ديدگاه اول به تير انداختن در تاريكي و استثناي ديدگاه سوم ،دليل است بر اينكه آن ديدگاه، مورد رضايت و صحيح است» شيخ بيضاوي نيز چنين گفته است.

ـ در تفاسير بيضاوي، بغوي، جلالين و برخي كتابهاي ديگر رواياتي از حضرت علي(رض) و حضرت ابن‌عبّاس(رض) نقل شده است مبني بر اينكه يارانِ غار هفت تن بوده‌اند.

ـ ابواسحق نيشابوري در قصص‌الأنبياء نوشته است: ((... و در عدد ايشان كس از اهل تفسير خلاف نكرده است، و گفتند ايشان هفت تن بودند و هشتم ايشان سگ بود. و اين اختلاف كه حق تعالی ياد كرد از اهل انجيل ياد كرد كه ايشان مشركان عرب را آموخته بودند كه ايشان مختلف بودند... و محمّد بن جرير گفته است كه ايشان نه تن بودند... لكن اهل تفسير اين را درست ندانند)).

ـ در اسامي اصحاب كهف اختلاف وجود دارد، بر اساس روايتي از حضرت ابن عباس(رض) اسامي آنان چنين ذكر شده: مكسلمينا ، يمليخا ، مرطونس ، بينونس ، سارينونس ، ذو نوانس ،كشفيططنونس و اسم سگ ايشان،قطمير بوده است.

بر اساس روايت منقول از حضرت علي(رض): يمليحا،مكشينيا،مشلينيا، مرنوش، دبرنوش،شاذنوش، هفتمين ايشان چوپان بوده و اسم سگ،قطمير و اسم شهرشان افسوس.

در ترجمۀ تفسير طبري نام آنان چنين ضبط شده: تكسينا،محليشا،مسليحا،بطوش،يمليخا،فرياش و شارش و در  قصص‌الأنبياء ثعلبي اينچنين: مكسلمينا ، تمليخا ، محسلمينا، مرطليوس ، كنسطوس ، وسادنيوس.

نتيجه: بر اساس آنچه گذشت و بر پايۀ رأي اكثر مفسّران ـ كه مؤيّد به روايات مزبور است ـ ، اصحاب كهف، هفت تن بوده‌اند و هشتمين ايشان سگ بوده و ديدگاه كساني كه جز اين را گفته‌اند قابل اعتنا و اعتماد نيست ـ والله اعلم.

10 - حکم شرعی برداشتن ابرو توسط خانمها چیست ؟

پاسخ:

برداشتن ابرو، تغيير خلق و بر اساس قرآن و سنّت حرام است ـ چه براي زن و چه براي مرد. در حديث صحيح آمده است:لَعَنَ اللّهُ الْوَاشِمَاتِ وَالْمُسْتَوْشِمَاتِ، وَالنّامِصَاتِ وَالْمُتَنَمّصَاتِ، وَالْمُتَفَلّجَاتِ لِلْحُسْنِ الْمُغَيّرَاتِ خَلْقَ اللّهِ ۱: خداوند زنانی را که بر روی بدن دیگران خال کوبی می‌کنند و زنانی را که به درخواست آنها خالکوبی بر روی آن‌ها صورت مي‌گيرد، زنانی را که ابروها را باریک می‌کنند و زنانی را که خواستار باریک کردن ابروی خود هستند، زنانی را که برای زیبایی بین دندان‌های خود فاصله ایجاد می‌کنند و آفرینش خداوند را تغییر می دهند لعنت کرده است.

       اين حديث از صحيح مسلم نقل شده،در صحيح بخاري هم آمده است: ((لعن الله الواشمات والمتوشمات، والمتنمصات والمتفلجات للحسن، المغيرات خلق الله)).

((تمام سوالات را استاد شیخ محمد سعید نقشبندی جواب داده است. خداوند از او راضی باشد و. جزای خیر در دنیا و اخرت به وی عطا کند و طول عمر با ایمان به ایشان عنایت فرماید. امین ))