سماع اموات و ندای غایب

سماع اموات

سماع اموات بنا به ادلّه ی شرعی و براهین قوی به تصریح کتب عقیدتی ما ثابت شده است. امام بخاری و غیره روایت می کند: « پيامبر خدا (ص) بعد از اينكه كشتگان مشركين را در چاه بَدر انداختند؛ با آنان سخن گفت و فرمود: اي فلاني پسر فلان و آنها را با نام هاي شان صدا زد ، من آنچه را كه پروردگارم به من وعده داده بود به حقّ يافتم ، آيا شما هم آنچه را كه پروردگارتان به شما وعده داده بود به حق يافتيد؟حضرت عمر(رض) گفت:اي رسول خدا(ص) با مردگاني كه نمي شنوند صحبت مي كني؟ رسول خدا(ص) فرمود: شما شنواتر از آنان نيستيد » .

و ما به فرمایش سرور کائنات محمد مصطفی (ص) مأموریم که چون به مقبره ی مسلمانان برسیم با اهل قبور سخن بگوییم و سنّت نبوی است خطاب به اهل قبور بگوییم: السلام علیکم یا اهل القبور دار قوم مومنین و انّا ان شاء الله بکم لاحقون انتم لنا فرط و نحن لکم تبع نسئل الله لنا و لکم العافیه . " مسلم و ترمذی و ابن ماجه و ابوداوود به الفاظ متقاربه .

و از حضرت عایشه ی صدّیقه رض و ابوهریره و ابن عباس رضی الله عنهم روایات متعدد نقل شده است که هر گاه کسی نزد مرده ای در قبری می رود، صاحب قبر از آواز زائر خود خوشنود می شود و جواب سلام او می دهد: عن عایشة رضی الله عنها قالت قال رسول الله صلّی الله علیه و سلّم ما من رجل یزور قبر اخیه و یجلس عنده الّا إستأنس به و ردّ علیه حتّی یقوم . 

و امّا روایتی که از حضرت عایشه رض نقل شده که ایشان سماع موتی را ردّ کرده است با مخالفت جمهور فقها واقع شده است و دلیل  مخالفت فقها  این است که از حضرت عایشه رض حدیث های دیگری در تأیید سماع اموات نقل شده است. در کتاب سیف المقلدین علی اعناق المنکرین [به فارسی است و در کتابفروشی های ترکمن صحرا یافت می شود] ص 394 آمده است: وقتی که حضرت عائشه رض در مکّه ی متبرکه به زیارت قبر برادر خود رفته بود به برادر خود خطاب کرده گفت که اگر در زمان فوت تو من حاضر می بودم تو را در همان جا دفن می کردم و اگر آنجا حاضر می بودیم بار دیگر حاجت آمدن نزد شما نبود. و این قول این را می رساند که حضرت عائشه از رأی نخست خود رجوع کرده است.

و امّا توضیح آیه ی 22 سوره فاطر: وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاء وَلَا الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَن يَشَاءُ وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِي الْقُبُورِ . در آیه ی مذکور مراد معنای ظاهری نفی سماع حسّی نیست بلکه مقصود اجابت سخن حق و عمل بر مضمون سماع است. و در آیه ی مذکور خداوند اسماع یعنی شنواندن نه بر معنای ظاهری بلکه بر معنای مجازی قبولاندن تکالیف شرعی را به کفّار از جانب پیامبر(ص) نفی می کند . یعنی همچنانکه اهل قبور با وجود سماع سخنان پیامبر (ص) قادر به عمل و اجرای احکام الهی نیستند ، همین طورخداوند در این آیه  مکلّف ساختن کفّار را از جانب پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) نفی کرده است به جهت فقدان ایمان در دلهای آنها. و در کلام ربّانی هر جا که حق تعالی از کفّار سماع را نفی می کند مثلا در آیه ی دیگری می فرماید : صم بکم عمی فهم لایرجعون . در این آیه و نظایر آن ، نفی شنوایی و بینایی و گویایی ، به  نفی اجابت سخن حق از کفار تأویل می شود. و این امری بدیهی است زیرا ابوجهل و ابولهب و دیگران از کفار ناشنوا و نابینا  نبودند. و اگر بر ظاهر آیات حکم شود کذب کلام باری تعالی اثبات می شود. نعوذ بالله. و این تأویلی که عرض شد مذهب مفسرین است که با مطابقت آیات و احادیث آراء خود را بیان داشته اند. و ما از حدود 20 تفسیر معتبر قرآن کریم ، تفسیر ی را نیافتیم که بر ظاهر آیه حکم کرده باشد.

و در جای دیگری خداوند، اِسماع در معنای مجازی قبولاندن احکام الهی را بر مومنین به پیامبر (ص) نسبت می دهد:

إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ * وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ. [سوره النمل / 80 و 81]

البته تو مردگان (کفّار جاهل) را شنوا نمی گردانى و اين ندا را به كران(جاهلان)چون پشت بگردانند نمى ‏توانى بشنوانى * و راهبر كوران ( کفّار جاهل) [و بازگرداننده] از گمراهی شان نيستى. تو جز كسانى را كه به نشانه‏ هاى ما ايمان آورده‏ اند و مسلمانند نمى ‏توانى بشنوانی.

 ارواح صلحا اگر چه مسکن آنها اعلی علّیین است معذلک هر یک با قبر خود نیز تعلق کامل دارند ، پیامبر گرامی اسلام (ص) شب معراج ، حضرت موسی (ع) را در قبر مشغول نماز دید و در مسجد اقصی با ارواح دیگر انبیاء ملاقات نمود و در آسمان ششم مکالمه نمود و حال آنکه تمامی قصه ی معراج در مقدار زمان پلک زدن بود.

حافظ ابن حجر در فتاوای خود می فرماید: ارواح المومنین فی علیین و ارواح الکفار فی سجّین و لکلّ روح بجسدها اتّصال معنوی الی قوله و معذلک فهی مأذون لها فی التصرّف شرح صدور ص 164. [به نقل از کتاب الاصول الاربعه فی تردید الوهابیّه]

ندای غایب

و در توضیح ندای غایب مولّف سیف المقلدین علی اعناق المنکرین ص 382 می نویسد: گفتن یا رسول الله و یا نبی الله در حضور روضه ی مقدّسه و غائبانه در هر دو حالت جائز و صحیح است و قائل آن نه گنهکار است و نه کافر( به زعم باطل وهابیون ) بلکه مکفّر وی کافر است به موجب حدیث صحیحین که هرکسی با گفتن کافر، مسلمان را ، خود کافر می شود. نعوذبالله. و مولّف کتاب مذکور در اثبات رأی خود به تفصیل سخن می گوید و ما به اختصار می آوریم:

حدیث ابن ماجه و سنن نسائی است: عن عثمان بن حنیف انّ عمی قال یا رسول الله ادع الله ان یکشف لی بصری ...الی آخره . نابینایی عرض کرد یا رسول الله دعا کن تا بینا شوم . فرمود(ص) که برو  و وضو کم بعد دو رکعت نماز بخوان بعد بگو ای بار خدایا من از تو میخواهم و به سوی تو متوجه می شوم به وسیله ی نبیّ خودت محمد (ص) که نبیّ رحمت است. یا محمّد (ص) من متوجه میشوم به وسیله ی تو به طرف ربّ تو  تا که بگشاید بینایی من . خداوندا قبول کن شفاعت آن حضرت (ص) در حق من . بعد آن نابینا رفت و آنرا به جا آورد . راوی می گوید ؛ آن مرد برگشت در حالیکه حق تعالی بینایی وی را گشاده بود.

پس از این حدیث به خوبی واضح گشت که آن نابینا به فرمایش آن حضرت (ص) ، آن حضرت (ص) را غائبانه مخاطب قرار داده  ندا کرد که یا محمّد(ص) و ثبوت غائبانه ندا کردن آن حضرت (ص) در این حدیث از این الفاظ ظاهر است که فرمود(ص): " انطلق فتوضّأ " ، یعنی از مجلس به رفتن او امر فرمود و نیز الفاظ " فرجع و قد کشف الله عن بصره " در آخر حدیث نص صریح است بر این که این ندا به یا محمّد (ص) در غیاب آن حضرت (ص) بود.

در کتب علما و فقهای اهل سنّت تصریح شده اینکه مسلمانان در هر نماز به هنگام خواندن التحیّات ، از الفاظ التحیاتُ معانی بر وجه انشاء باید اراده کنند . و دقیقاً رسول الله (ص) را مخاطب ساخته بگویند: السلام علیک ایّها النبی و رحمة الله و برکاته . مراجعه شود به ردّ المحتار.

حکایتی را که در ادامه می خوانید در کتاب تذکره الاولیای عطّـار نیشابوری ، در ذکر شیـخ ابوالحسن خرقانی ، جلد دوّم ص 171 آمده است  :

نقل است که وقتی جماعتی به سفری همی شدند و گفتند : شیخا راه خایف است ، ما را دعاء بیاموز، تا اگر بلایی پدید آید آن دفع شود . شیخ [ ابوالحسن خرقانی ] گفت : چون بلا به روی شما نهد از « ابوالحسن » یاد کنید. قوم را آن سخن خوش نیامد. آخر برفتند. راهزنان پیش آمدند و قصد ایشان کردند. یک تن از ایشان در حال از شیخ (ابوالحسن خرقانی) یاد کرد و از چشم ایشان ناپدید شد .
عیّاران فریاد گرفتند که اینجا مردی بود کجا شد او را نمی بینیم و نه بار و ستور او را. تا بدان سبب بدو و قماش او هیچ آفت نرسید. و دیگران برهنه و مال بُرده بماندند. چون مرد را بدیدند به سلامت ، به تعجّب بماندند ، تا او گفت سبب چه بود.
چون پیش شیخ آمدند بپرسیدند که: برای الله را آن سرّ چیست ، که ما همه خدای را خواندیم کار ما برنیامد و این یک تن تو را خواند ، از چشم ایشان ناپدید شد.
شیخ گفت : شما که حق را خواندید به مجاز خواندید و ابوالحسن به حقیقت . (اگر) شما بوالحسن را یاد کنید ، بوالحسن برای شما خدای را یاد کند کار شما برآید، که اگر به مجاز و عادت خدای را یاد کنید ، سود ندارد.

عیناً شبیه حکایت فوق در قرآن عظیم الشأن آمده است:« كسى كه [عاصف بن برخیا] نزد او دانشى از كتاب [الهى] بود گفت: من آن [تخت بلقیس] را پيش از آنكه چشم خود را بر هم زنى برايت مى‏آورم. پس وقتي آن  [تخت] را نزد خود مستقرّ ديد،[سليمان یا عاصف بن برخیا] گفت: اين از فضل پروردگار من است تا مرا بيازمايد كه آيا سپاسگزارم يا ناسپاسى مى‏كنم و هر كس سپاس گزارد تنها به سود خويش سپاس مى‏ گزارد و هر كس ناسپاسى كند بى‏گمان پروردگارم بى ‏نياز و كريم است ». ( آیه ی 40 سوره ی النمل)

حالا برادری می گوید: آقا ! با وجود آیه ی " ادعونی استجب لکم ". « بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را »، چرا مسلمان، متوسل به پیغمبرش بشه ، پیغمبری که حالا در حضور ما هم نیست و ساکن در قبرشه و از نظر ما پنهانه؟! گوییم: برادر من آیه ی " ادعونی استجب لکم " چه در زمان حیات رسول و چه مابعد حیات پیامبر حکمش جاری بوده حالا در زمان حیات پیامبر(ص) آیه نازل شده که خداوند ، مردم را به سوی پیامبرش دعوت می کنه تا او (ص) را برای آمرزش گناهان واسطه و شفیع خود در بارگاه الهی بگردانند: « اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند پيش تو بيايند و از خدا آمرزش بخواهند و پيامبر [نيز] براى آنان طلب آمرزش طلب كند قطعاً خدا را توبه ‏پذير مهربان مى‏ يابند ». (سوره ي نساء آيه ي 64 ). پيامبر اسلام (ص) مي فرمايد: « هركس حجّ نمايد و مرا زيارت نكند محقّقاً در حقّ من جفا كرده است » .  زیارت پیامبر خدا(ص) پس از وفات نیز به هنگام حج واجب است . و به فرمایش سرور کائنات زیارت پس از وفات او (ص) عیناً مانند زیارت به هنگام حیات او (ص) است.

ما مسلمانان چه به هنگام نماز ، وقتی با خدا مناجات می کنیم؛ " ایّاک نعبد و ایّاک نستعین" و چه هنگام زندگانی روزمرّه و تعامل و تعاون و دادخواهی ودادرسی با مسلمانان دیگر بر اساس آیه ی: " تعاونوا علی البرّ و التقوی " و هنگام استعانت از محضر صلحا و چه توسّل و استغاثه ی غائبانه از اولیای الهی، آفرینش و ایجاد و به فعلیّت رسیدن معونت و اعانه را به خدا منسوب می کنیم و انبیا و صلحا را واسطه و وسیله ای مجازی بیشتر اعتقاد نمی کنیم؛ همانطور که شفای بیماری ها را به وسیله ی داروهای مادّی، مجازی و تأثیر در داروها را به اراده و آفرینش خدا و قضا و قدر الهی منسوب می کنیم.

به راستی عارف بالله کیست که مدّعی می شود در غیابش، او را بخوانند تا مدد، به مددجو برسد!

((برگرفته از وبلاگ طریقت قادریه طالبانی کامیاران به نقل از وبلاگ پیش به سوی خدا))