بسم الله الرحمن الرحیم

    ایمان و اسلام

 
گر کسی گویدت که ایمان چیست؟
                                                گر تو گویی که من ندانم این!
 
یا به نزدیک تو مسلمان کیست؟
                                               کفر باشد به نزد اهل یقین

 

اسلام در لغت به معنی تسلیم شدن مطلق به اوامر الهی و در اصطلاح شرع به پیروی کردن از دستورات الهی که توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه و سلم) بر امت فرستاده شده است و هر کس با داشتن ایمان، اسلام را قبول می‎کند.

الاسلام أن تشهد أن لا إله إلا الله و أن محمداً رسول الله، و تقیم الصلاه و تؤتی الزکاه و تصوم رمضان و تحج البیت إن استطعت الیه سبیلا.

1- اسلام یعنی شهادت و گواهی دادن به لا اله الا الله (نیست معبود بحقی مگر خداوند تعالی) و شهادت و گواهی دادن به محمد (صلی الله علیه و سلم) که رسول و فرستاده خداوند است. 2ـ به پا داشتن نماز (در پنج وعده) 3ـ دادن زکات 4ـ روزه‌ی ماه مبارک رمضان 5ـ حج (در صورت توانایی انجام دادن آن).

ایمان در لغت به معنای عقیده داشتن و در اصطلاح شرع عقیده و باور داشتن به قواعد و مسائلی که تشکیل شده از اصول و فروع دین و اقرار به آن با زبان و تصدیق با قلب و عمل کردن با اعضاء و جوارح بدن.

الایمان أن تؤمن باالله و ملائکته و کتبه و رسله و بالیوم الآخر و بالقدر خیره و شره.

اقسام ایمان:

1- ایمان به وجود خداوند باری تعالی 2ـ باور به ملائکه 3ـ باور به کتب آسمانی (زبور ـ انجیل ـ تورات ـ قرآن) 4 ـ تصدیق پیامبران 5ـ باور به روز قیامت 6ـ باور به قضاء و قدر که خیر و شر است.

دین اسلام از دو قسم اصول و فروع تشکیل شده است.

اصول دین عبارتست از: 1ـ ذات 2ـ صفات 3ـ نبوت 4ـ مبدأ 5ـ معاد

1ـ ذات: ذات خدا یعنی هر شخص باید به دل باور داشته باشد و با زبان اقرار کند که هر چه در عالم هستی وجود دارد ازآنِ خداوند باری تعالی است و بس و ذات خداوند باری تعالی را کسی نیافریده، بلکه همیشه بوده و پایدار است.

2ـ صفات: صفات خداوند به صورت کلی بر هفت قسم تقسیم شده است: 1ـ حیات (زندگی همیشگی) 2ـ علم (دانایی به همه چیز) 3ـ بینایی (دیدن هر چیزی در هر زمانی) 4ـ شنوایی (شنیدن هر صوتی) 5ـ کلام (قدرت گویایی) 6ـ قدرت (توانایی به هر کاری) 7ـ اراده (خواستن و توانستن به ایجاد و نابودی هر چیزی)

3ـ نبوت: خداوند باری تعالی برای راهنمایی در زندگی و عبادت و بندگی کردن انس و جن، افراد برجسته را برای هدایت برگزیده که از حضرت آدم (علیه السلام) شروع و به حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) خاتمه فرموده است.

4ـ مبدأ: یعنی واجب است بر هر مسلمان که باور و اعتقاد داشته باشد که خداوند ازلی و ابدی یعنی از اول بوده و هر پدیده‎ای که قبل و حال و بعد بوده و هست و خواهد بود با اراده حق تعالی است.

5ـ معاد: یعنی ایمان به روز قیامت، زنده شدن و برگشتن به عالم دیگر و حضور در محضر الهی.

فروع دین عبارتست از: 1ـ عبادات 2ـ معاملات 3ـ مناکحات 4ـ سیاسات که در این جا فقط به توضیح قسمتی از عبادات می‎پردازیم.

 عبادات شامل پنج فریضه می‎باشد که عبارتند از: 1ـ نماز 2ـ روزه 3ـ زکات 4ـ حج 5ـ جهاد

نماز چیست؟ عبادتی است مخصوص با نیت و تکبیر (الله اکبر) شروع می‎شود و با سلام ختم می‎گردد و در پنج نوبت و هفده رکعت آن را ادا می‎نمایند.

ترتیب نمازهای روزانه عبارتند از: نماز صبح، دو رکعت و نماز ظهر، چهار رکعت و نماز عصر، چهار رکعت و نماز مغرب، سه رکعت و نماز عشاء، چهار رکعت، که هر پنج وعده بر هر شخص مسلمان واجب است و ترک آن، گناه کبیره محسوب می‌شود و در آخرت مورد عذاب خداوند باری تعالی قرار می‌گیرد.

نماز بر چه کسی واجب است؟ شریعت اسلام حکم نماز را بر هر مسلمانی که به سن بلوغ رسیده و عاقل باشد واجب گردانیده است.

تعریف غسل: شستن تمام بدن به خاطر آن‎چه که ایجاب می‎کند: جنابت ـ حیض ـ نفاس و تولد بچه و مرگ

موجبات غسل شش مورداند که سه مورد آن مشترک بین مرد و زن و سه مورد آن مختص زن می‎باشد.

1ـ فرورفتن حشفه (سر ذکر) مرد در آلت زن اگرچه آب منی خارج نشود. 2ـ خارج شدن آب منی از شخص به هر وسیله‌ای که انجام گیرد. 3ـ مرگ (شخص مرده را غسل واجب می‎دهند). 4ـ حیض (خونی که عادت ماهانه زنان است و بعد از پاک شدن از خون حیض، غسل بر زن واجب می‌شود). 5ـ نفاس (خونی که بعد از ولادت از زن خارج می‎شود). 6ـ ولادت (بعد از تولد فرزند مادر باید غسل واجب به جا آورد).

فرائض غسل کدامند؟

فرائض غسل عبارتند از: 1ـ نیت 2ـ برطرف کردن نجاست از روی بدن (اگر بر روی بدن باشد) 3ـ رساندن آب به تمام بدن (مو و پوست)

 

احکام نماز:

 واجبات وضو بر شش قسم هستند که عبارتند از: 1ـ نیت وضو هنگام شستن صورت (یعنی نیت با شستن صورت همراه باشد و نیت وضو، یعنی در دل بگوید نیت وضوی واجب دارم).2ـ شستن صورت 3ـ شستن دست‎ها همراه آرنج‎ها 4ـ مسح قسمتی از سر 5ـ شستن پاها به همراه قوزک (مچ پا) 6ـ انجام دادن هر کدام به ترتیب آن‎چه که ذکر کردیم واجب است.

 مبطلات وضو بر چهار قسم هستند: 1ـ هر چیزی که از جلو یا عقب انسان خارج شود، از قبیل غائط، ادرار، باد شکم و مذی و ودی ولی خارج شدن آب منی وضو را باطل نمی‎کند.(مثلاً کسی در حالت بیداری و با داشتن وضو با دیدن یا شنیدن چیزی لذت بخش از خود بیخود شود و جنب شود که فقط نیاز به غسل دارد و وضوی او پابرجاست). 2ـ از بین رفتن عقل به سبب خواب یا بی‎هوشی یا دیوانگی اگرچه لحظه‎ای باشد. 3ـ لمس فرج، یعنی جلو و عقب آدمی با کف دست. 4ـ لمس پوست بدن نامحرم (بدون حائل) اگرچه همسر خودش باشد.

شرایطی که یک شخص نماز خوان باید قبل از خواندن نماز آن را رعایت کند تا نمازش مورد قبول واقع شود پنج چیز است: 1ـ پاک بودن اعضاء از بی‎وضویی و بی‎غسلی و نجاست 2ـ پوشیدن عورت 3ـ نماز خواندن در مکان پاک 4ـ علم به داخل شدن وقت نماز (دانستن وقت نماز) 5ـ رو به قبله نماز خواندن

سنت‎های قبل از داخل شدن به نماز عبارتند از: اذان و اقامه.

 ارکان نماز چند رکن هستند؟ 13 رکن هستند که عبارتند از: 1ـ نیت (لفظی و قلبی که اصل نیت قلبی است) 2ـ ایستادن (در موقعی که توان آن را داشته باشد) 3ـ تکبیر الاحرام (الله اکبر گفتن) 4ـ خواندن سوره حمد به همراه (بسم الله الرحمن الرحیم) که یک آیه محسوب می‎شود. 5ـ رکوع 6ـ اعتدال (بلند شدن از رکوع) 7ـ سجده 8ـ نشستن بین دو سجده 9ـ نشستن در سجده آخر 10ـ تشهد آخر 11ـ صلوات بر پیامبر (ص) در تشهد آخر 12ـ سلام اول 13ـ به ترتیب انجام دادن آن‎چه که ذکر شد.

مبطلات نماز به ده قسم تقسیم می‎شود: 1ـ حرف عمد یا غیرعمد 2ـ باطل شدن وضو 3ـ ظاهر شدن نجاست در لباس یا بدن 4ـ آشکار شدن عورت 5ـ تغییر نیت (یعنی کسی در وسط نماز در دل نیت نماز دیگر یا نیت قطع نماز کند) 6ـ پشت به قبله (در صورت آگاهی) 7ـ خوردن 8ـ آشامیدن (نوشیدن) 9ـ خنده به شکل قهقهه 10ـ کفر گفتن.

سنت‎های داخل نماز عبارتند از: تشهد اول و قنوت در نماز صبح و در نماز وتر در نیمه دوم ماه مبارک رمضان.

هیئت‎های نماز بر هفده قسم تقسیم می‎شوند: 1ـ بلند کردن دو دست تا بنا گوش هنگام تکبیره‎الاحرام 2ـ بلند کردن دست هنگام رکوع رفتن 3ـ بلند کردن دست هنگام بلند شدن از رکوع 4ـ قرار دادن دست راست بر روی دست چپ بر روی ناف 5ـ دعای (وجهت وجهی للذی فطر السماوات و الأرض حنیفاً مسلماً و ما أنا من المشرکین. إن صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین. لا شریک له و بذالک أمرت و أنا من المسلمین) 6ـ دعای أعوذ بالله من الشیطان الرجیم 7ـ با صدای بلند خواندن (در موقع صبح و مغرب و عشاء و جمعه و عیدین) 8ـ با صدای آرام خواندن (در موقع ظهر و عصر) 9ـ آمین گفتن بعد از سوره حمد 10ـ خواندن سوره‎ای بعد از سوره حمد (البته در دو رکعت اول) 11ـ الله اکبر گفتن (هنگام رکوع و سجود و رفع آن) 12ـ گفتن سمع الله لمن حمده ربنا و لک الحمد (هنگام بلند شدن از رکوع) 13ـ سبحان ربی العظیم و بحمده گفتن در رکوع و سبحان ربی الأعلی و بحمده در سجده گفتن 14ـ قرار دادن دست‎ها بر روی ران در موقع تشهد خواندن به صورتی که انگشتان دست راست همه بسته مگر انگشت سبابه که در موقع شهادتین در گفتن الا الله اندکی به بالا می‎بریم که اشاره به شهادت دارد. 15ـ نشستن بر روی پنجه پای راست به صورت افتراش در همه نشست‎ها 16ـ تَوَرُّک نشستن بر باسن چپ (گذاشتن پای چپ زیر پای راست در تشهد آخر) 17ـ سلام.

کارهایی که انجام دادنش بر شخص بی‌وضو حرام می‌باشد: 1- نماز خواندن 2- طواف کردن 3- حمل کردن قرآن 4- لمس کردن ورق و جلد قرآن 5- حمل کردن کیسه یا صندوقی که قرآن در آن باشد 6- هر چیزی که برای درس قرآن در آن نوشته شده باشد (مانند تخته سیاه و کاغذ).

کارهایی که بر شخص جنب (محتلم) حرام می‌باشد:

1- هر چیزی که بر شخص بی وضو حرام است بر شخص جنب نیز حرام است. 2- ماندن در مسجد 3- خواندن قرآن به نیت تلاوت.

نمازهای سنت قبل و بعد نمازهای واجب روزانه عبارتند از: دو رکعت قبل از صبح، دو رکعت قبل و دو رکعت بعد از نماز ظهر، دو رکعت بعد از نماز مغرب دو رکعت بعد از عشاء که جمعاً ده رکعت می‎باشد.

نمازهای سنت عبارتند از: نماز عیدین (عید رمضان  و عید قربان(2 رکعت))، نماز خسوف و کسوف یا (ماه گرفتگی و خورشیدگرفتگی(2 رکعت))، نماز طلب باران (استسقاء(2 رکعت)) و نماز تراویح(8 یا 20 رکعت)، نماز ضحی (2 الی 12 رکعت)، نماز تحیه المسجد (2 رکعت)، نماز وضو (2 رکعت)، نماز وتر(3 الی 11 رکعت)، نماز تهجد (2 الی ...).

اختلاف مرد و زن از چند جهت با هم در نماز خواندن تفاوت دارد که عبارتست از: 1ـ مرد آرنج‎هایش را از پهلوهایش دور می‎کند و شکمش را از رانش جدا و بلند نگه می‎دارد و در حالت رکوع و سجود نمی‎چسباند. 2ـ عورت مرد مابین ناف و زانو می‎باشد اما زن بعضی از اعضای بدنش را به بعضی دیگر می‎چسباند (مخالف مرد). 3ـ اگر در نماز برای زن در اطرافش مشکلی پیش بیاید یا امام دچار مشکل شود برای زن جایز است که کف دست راست را به دست چپ بزند تا مخاطب را متوجه کند. 4ـ زن اگر در جایی نماز بخواند اگر شخص نامحرم در آنجا حضور داشته باشد باید آهسته نماز بخواند. 5ـ تمام اعضای بدن زن عورت محسوب می‎شود مگر کف دست به همراه صورت.

تعریف عورت: محدوده‌ی پوششی که شریعت اسلام برای یک شخص مسلمان معین کرده است عورت نامیده می‌شود. محدوده عورت برای مرد حفظ مابین ناف تا زانو می‌باشد و محدوده‌ی عورت زن تمام اعضاء بدن بجز دو کف دست تا مچ و صورت زن می‌باشد.

سجده سهو در چه موقعی خوانده می‎شود؟ زمانی که تشهد یا قنوت در نماز صبح ترک شود. قبل از سلام گفتن دو سجده را به جا می‎آوریم که ذکر آن (سبحان الذی لا ینام و لا یسهو) می‎باشد. البته اگر رکنی از ارکان نماز ترک شود بعد از به جا آوردن آن به علت سهو باید در آخر نماز و قبل از سلام سجده سهو آورده شود.

اذکار

اذکاری که پیامبر خدا حضرت محمد(صلی الله علیه و سلم) در اعمال شبانه روزی بیان می‌فرمودند عبارتند از:

1ـ هنگام بیدار شدن از خواب می‎فرمودند: اَلْحَمْدُلله الّذی أحیانا بَعْدَ ما أمَاتَنَا وَ إلَیه النُّشُور.

سپاس خداوندی که ما را بعد از مردن زنده گرداند و بازگشت (ما) به سوی اوست.

2ـ هنگام رفتن به مستراح: اللّهُمَّ إنّی أعوذُ بِکَ مِنَ الخُبْثِ و الخَبائِثِ.

پروردگارا همانا من پناه می‎برم به تو از شیاطین نر و ماده.

3ـ هنگام خروج از مستراح: غُفْرانَکَ الحَمدُ لله الّذی أَذْهَبَ عَنَی الأَذَی و عَافانی.

پروردگارا مرا ببخش، سپاس پروردگاری که ناراحتی را از من برطرف کرد و مرا تندرستی داد.

4ـ هنگام پوشیدن لباس: الْحَمْدُ لله الذی کَسَانی هذا الثَّوبَ و رَزَقَنیه مِنْ غَیْرِ حَوْلٍ مِنی وَ لَاقُوَّهٍ.

سپاس پروردگاری که مرا با این لباس پوشاند و مرا از غیر نیروی خودم روزی داد.

5ـ هنگام خروج از منزل: بِاسْمِ الله تَوَکَّلْتُ عَلَی اللهِ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ إلّا باللهِ.

به نام خدا توکل می‎کنم بر خدا و هیچ قدرتی بالاتر از قدرت خدا نیست.

6ـ هنگام ورود به منزل: اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسأَلُکَ خَیرَ المَوْلِجِ و خَیْرَ الْمَخْرَج.

پروردگارا! همانا من از تو می‎خواهم نیکی وارد شدن و نیکی خارج شدن را.

7ـ هنگام شنیدن اذان: اللَّهُمَّ صَلِّ وَ سَلِّمْ وَ بارِک علی النَّبیٍ الکریم وَ آلِهِ اللّهُمَّ رَبَّ هذِهِ الدَّعوَهَ التآمَّهِ و الصَّلوهِ القائِمَه آتِ سیِّدنا مُحَمَّداً الْوَسیلَهَ و الفَضیلَه و الدَّرَجَهَ الرَّفیعَهَ العالِیَهَ و ابْعَثْهُ مَقاماً مَحْمُوداً الَّذی وَعَدَّته و اَرْزَقْنا شَفاعَتَهُ وَ زیارَتَهُ آمین بِرَحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرّحِمینْ.

خدایا صلوات و سلام  و برکتی (که وعده فرموده‎ای) عطا فرما بر نبی کریم و آل او. خداوندا صاحب این دعوت کامله، و نماز استوار محمد صلی الله علیه و سلم را وسیله و فضیله عطا فرما، و درجات مقامات عالیه و او را در مقام محمود مبعوث فرما، و شفاعت او را رزق ما گردان، و زیارت او را نصیب ما گردان، آمین. رحم کن ای کسی که رحمت تو از همه بیشتر است.  

8ـ هنگام ورود به مسجد: اللّهُمَّ افْتَح لِی أَبْوابَ رَحْمَتِکَ.

خدایا درهای رحمتت را بر من بگشای.

9ـ هنگام خروج از مسجد: اللّهُمَّ إنّی أَسْأَلُکَ مِنْ فَضْلِکَ.

خدایا به درستی که فضیلت را از تو می‎خواهم.

10ـ هنگام سوار شدن بر مرکب (وسایل نقلیه):

اَلْحَمْدُ للهِ سُبْحانَ الَّذی سَخَّرَ لَنا هذا و ما کُنَّا لَهُ مُقَرنین و إنَّا الی رَبِّنا لمنْقَلِبُونَ.

ستایش ازآن خداوند است. پاک است آنکه فراهم گرداند این وسیله را برای ما در صورتی که خود توانایی فراهم کردن آن را نداشتیم و همانا به سوی پروردگارمان باز می‎گردیم.

11ـ هنگام عصبانیت: أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم.

پناه می‎برم به الله از شر شیطان رانده شده.

12ـ هنگام پایان مجلس: سُبْحانَکَ اللَّهُمَّ و بِحَمْدِکَ، أَشْهَدُ أنْ لا إله إلا أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُکَ و أَتوبُ إلَیکَ.

به پاکی تو را یاد می‎کنم ای خدا و ستایش می‎کنم تو را. شهادت می‎دهم که معبودی به حق جز تو نیست. از تو آمرزش می‎طلبم و به سوی تو توبه می‎کنم.

13ـ قبل از غذا خوردن: بِسْمِ اللهِ الرَّحمنَ الرَّحیم. به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان.

14- بعد از غذا خوردن: اَلْحَمْدُ للهِ الَّذی أطْعَمَنا وسَقانا وجَعَلَنا مِن الْمُسْلِمینَ. حمد و ستایش برای خداوندی است که ما را خورانید و نوشانید و ما را مسلمان قرار داد.

15ـ هنگام عطسه کردن: اَلْحَمْدُ للهِ.

حمد و ستایش برای خداوند است.

16ـ هنگام عیادت مریض: اَللَّهُمَّ رَبَّ النّاسِ أَذْهَب البَأسَ، إشفِ أنتَ الشافی لاشِفاءَ إلَّا شفاؤُکَ. شِفاءً لایُغادِرُ سَقَماً.

خدایا پروردگار مردمان. ناراحتی را از بین ببر، شفا بده چرا که تو شفا دهنده‎ای، هیچ شفایی جز شفای تو نیست. شفایی که بیماری را بر جای نگذارد.

17ـ هنگام رفتن به قبرستان: اَلسَّلامُ عَلَیکُم دارَ قَومِ مُؤمنینَ، و إنّا إنَ شاءَ اللهَ بِکُم لاحِقوُنَ.

سلام بر شما ای اهل منزل مؤمنین، همانا اگر خدا بخواهد ما به شما می‎پیوندیم.

18ـ هنگام خواب: بِاسْمِکَ اللَّهُمَّ رَبّی وَضَعتُ جَنْبِی، وَ بِکَ أَرْفَعُهُ، فَإِن أمْسَکْتَ نَفسِی فَارحَمْها وَ إنَ أَرْسَلتَها فَاحْفَظهَا بمَا تحفِظُ بِه عِبادَکَ الصّالِحینَ.

به نام تو ای پروردگار من، پهلویم را به زمین گذاشتم و به نام تو آن را بلند می‎کنم، اگر جانم را گرفتی پس به آن رحم فرما و اگر آن را نگهداشتی پس حفظش کن به آن‎چه بندگان صالحت را حفظ می‎کنی.

احادیث

1ـ إنَّما الأعْمالُ بِالنیاتِ: ارزش کارهای انسان بستگی به نیت وی دارد.

2ـ مَنْ عادَ لی ولیاً فقدْ آذَنْتُهُ بِالحَرْب: کسی که با دوست من دشمنی کند با او اعلان جنگ کرده‎ام. (حدیث قدسی)

3ـ اَکْمَلُ المؤمنینَ ایماناً أحْسَنُهُم اَخلاقاً: باایمان‎ترین مؤمنین خوش‎رفتارترین آنان است.

4ـ لاتَحاسَدُوا و لاتَباغَضوا و لاتَدابَروا: نسبت به همدیگر حسد و کینه مورزید و به همدیگر پشت نکنید.

5ـ لَیْسَ مِنّا مَنْ لَمْ یَرْحَمْ صَغیرَنا و لَم یَعْرِفْ شَرَفَ کَبیرِنا: کسی که به خردسالان ما رحم نکند و احترام بزرگان ما را نگه ندارد، از ما نیست.

6ـ مَنّ لایَرْحَم الناسَ لایَرْحَمَهُ اللهُ: کسی که به مردم رحم نکند خدا به او رحم نخواهد کرد.

7ـ الطهورُ شَطْرُ الایمانِ: پاکیزگی جزئی از ایمان است.

8ـ الصلاهُ نورٌ – الصَّلاهُ مِفتاحُ الْجَنَّهِ: نماز روشنایی است – نماز کلید در بهشت است.

9ـ الصّوم جُنّهٌ: روزه سپری است در برابر آتش.

10ـ ما نَقَصَ مالٌ مِن صَدَقَهٍ: با صدقه دادن مال کم نمی‎شود.

11ـ اَلحَیاهُ شَعْبَهٌ مِنَ الْایمانِ: حیاء شعبه‎ای از ایمان است.

12ـ الصَّبْرُ ضیاءٌ: صبر روشنی‎بخش است.

13ـ من دَلَ علی الخَیرِ فَلَهُ مِثْلُ أجْرِ فاعِلِهِ: کسی که به کار نیکی راهنمایی می‎کند، مانند انجام دهنده آن، اجر و ثواب دارد.

14ـ  إِنَّ سیاحَهَ أُمَّتی الْجهادُ فی سَبیلِ اللهِ: سیر و گردش امت من جهاد در راه خدا است.

15ـ بَلِّغُوا عَنّی و لو آیَهً: از من به دیگران برسانید حتی اگر یک آیه باشد.

16ـ ما زادَ الله عَبْداً بِعَفْوٍ الّا عِزّاً: بنده‎ای که از خطای دیگران بگذرد خداوند عزت او را زیاد می‎کند.

17ـ لایَدْخُلُ الجَنَّهَ مَنْ کانَ فی قَلْبِهِ مِثقالَ ذَرَّهٍ مِنْ کِبرٍ: کسی که ذره‎ای تکبر در دلش باشد به بهشت وارد نمی‎شود.

18ـ لایَدْخُلُ الجَنَّهَ قاطعُ رَحْمٍ: کسی که با خویشاوندان قطع رابطه کند وارد بهشت نمی‎شود.

19ـ  سَمِّ الله و کُلْ بِیَمینِکَ و کُلْ مِمّا یَلیِکَ: هنگام غذا خوردن با نام خدا شروع کن و با دست راست و از روبروی خودت بخور.

20ـ اللَّهُمَّ بارک لِأُمَتی فی بُکورِها: خدایا در صبحگاهان امتم، برکت انداز.

21ـ إِنَّ العُلَماءَ وَرَثَهُ الأنبیاء: به راستی که علماء و دانشمندان (علمای دین) وارثان پیامبران هستند.

22ـ خَیرُ أمّتی قَرنی، ثمَّ الَّذینَ یَلَوْنَهُم ثُمَّ الَّذینَ یَلُونَهُم: بهترین امت من افراد معاصر من و سپس صد سال دوم، و بعداً صد سال سوم بعد از من هستند (یعنی صحابه، سپس تابعین و سپس تابع تابعین).

23ـ إذا تَطَیْبَتِ المِرأَهُ لِغیر زَوْجِها فَإِنَّما هُوَ نارٌ وَ شَنارٌ: هر وقت زنی خوش‎بویی (عطر و ادکلن و ...) استفاده کند برای غیر شوهرش، همانا با این کار زشتش در آتش جهنم است.

24ـ أحَبُّ الأَعْمال الَی الله الصَّلاهُ لِوَقْتِها ثُمَّ بِرَّ الوالِدینِ، ثُمَّ الجِهادُ فی سَبیلِ اللهِ: دوست‎داشتنی‎ترین اعمال برای خداوند تعالی نماز در وقت آن است، سپس نیکی کردن به پدر و مادر، سپس جهاد در راه خداوند باری تعالی می‎باشد.

25ـ قالَ النَّبیُ (صَلَی اللهُ عَلیهِ وَ سَلِّم): فَأکْثَروا علیَّ مِنَ الصَّلاهِ فی یَوْمِ الْجُمُعَهِ فَأِنَّ صَلاتُکُمْ مَعْرُوضَهٌ عَلی قالُوا: یا رَسولَ الله و کَیْفُ تُعْرَضُ صَلاتُنا عَلَیْکَ و قد أرْمَتَ؟ فَقالَ: إنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ حَرَّمَ عَلَی الْأَرْضِ اَجْسادُ الأَنبیاء.

پیامبر (ص) فرموده است: در شب و روز جمعه بر من بسیار رحمت و برکت و صلوات بفرستید، چون به خواست خداوند آن رحمت و برکت و صلوات شامل حال ما می‎شود. عرض کردند: چگونه صلوات ما به شما می‎رسد در حالی که بدن شما از بین رفته است؟ فرمود: خداوند از بین رفتن جسد پیامبران را بر زمین، حرام فرموده است.

تصوف

صوف در زبان عربی به معنای پشم است و به کسی که از لباس پشمی استفاده کند تا دوری گزیند از هواها و لذایذ زندگی دنیوی، صوفی گفته می‎شود. قال: الحسن البصری رحمه الله علیه ... حسن بصری رحمه الله علیه فرمودند: هفتاد نفر از اصحاب بدر را دیدم که لباس پشمی بر تن داشتند اگر آنان را می‎دیدید می‎گفتید اینان دیوانه‎اند. اگر آنان (صوفیان) نیز بهترین شما را می‎دیدند می‎گفتند که شماها هیچ گونه اخلاق ندارید و اگر پست‎ترین شما را می‎دیدند می‎گفتند عقیده و باور به روز قیامت ندارید.

امام قشیری می‎فرماید: تصوف به اصحاب صفه منسوب است که در صدر اسلام در گوشه‎ای از مسجد النبی که به هفتصد تن از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و سلم) می‎رسیدند مشغول به عبادت بودند و آیه 28 سوره کهف (چنان‎چه در حاشیه صاوی بر تفسیر جلالین آمده که یکی از دو حاشیه مشهور دنیا بر جلالین است) در شأن آنان است. اولین کسی که به این نام مشهور شد حضرت شیخ ابو هاشم کوفی (صوفی) بود در قرن دوم هجری (در نفحات ‎الأنس ذکر شده است).

ابن عباس (رضی الله عنه) می‎فرماید: حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) قبل از همه این علم (علم باطن) را به خلفاء راشدین سپس به عبدالله (رضی الله عنه) و چند نفر دیگر از یاران آموزش دادند که حضرت ابوهریره (رضی الله عنه) یکی از آنان بوده است و حضرت ابو هریره (رضی الله عنه) می‎فرماید: من از وجود پیامبر (صلی الله علیه و سلم) دو علم را یاد گرفتم: نخستین را میان مردم پخش کردم که همانا علم احکام شرعی است و اگر دومی را بین مردم بیان می‎کردم گردنم را قطع می‎کردند که آن علم باطن و تصفیه قلب و لطائف درونی دیگر است و امام کرمانی(رحمه الله علیه) این فرموده را بزرگ‎ترین دلیل اهل تصوف قلمداد می‎نماید(صحیح بخاری به شرح علامه محدث کرمانی). اما تا به امروز هم هر جا دین مبین اسلام در آنجا پابرجاست، وجود تصوف بی‎اثر نبوده است، حتی بزرگانی از شافعی‎مذهبان تالش سرسبز ایران اسلامی به این علم (علم باطن) دست یافته‎اند و تصوف، خود مورد تأیید همه بزرگان اسلام قرارگرفته است. از جمله حضرت عبدالقادر گیلانی (قدس‎الله سره). آن عالم و عارف والامقام، آن صوفی و مرشد وارسته و آن قطب مدار علم و عرفان که در دنیای اسلام همانند وی انگشت شمارند.

حضرت غوث گیلانی شخصیتی بودند که در روستایی از شهرستان رضوانشهر (تالش دولاب) متولد و در سن 18 سالگی توسط مادر ارجمندش حضرت سیده فاطمه (که مرقدش محل زائرین داخلی و خارجی بوده و هست) به جهت تحصیل علوم دینی به بغداد فرستاده شد. و پس از 33 سال رنج و سختی و تحصیل و تزکیه و صوفی‎گری در غربت، تبدیل به شخصیتی گشت که در دو مذهب شافعی و حنبلی مرجع فتوی شدند و به نقل از کتاب فتح‎الربانی بیش از پنج هزار نفر نزد او مسلمان شدند و بیش از بیست هزار نفر نزد او توبه کردند و به سیر و سلوک تصوف پرداختند. این شخصیت یک نمونه از آن جواهرات گنج عالم معرفت‎اند که شخصیت‎هایی از جمله شرف‎الدین (شرفشاه) تالش دولابی و حاجی جان بابا پیرهِلاتِ اسالم ـ شیخ غیاث انصاری (پونل) ـ سید نورالله افندی پدر سید حسن افندی (پونل) ـ سید شهاب و سید عبدالقادر دو جد شرفی‎های پره‎سر ـ سید پیر حاجت و سید بشیر دو جد ذبیحی‎ها در اسالم ـ سید نورالله و سید رحمت‎الله در کرگانرود(هشتپر) ـ شیخ علی عنبرانی که اولین خلیفه شیخ عثمان سراج الدین اول بوده و فرزند بزرگوارش شیخ محمد سعید مشهور به حاج شیخ عنبرانی که تالش را به بزرگ‎ترین مرکز علمی ـ عرفانی تبدیل کردند و مردان و زنان عالم را تحویل جامعه دادند، زنانی که به راحتی کتاب سیوطی(در علم نحو) و دیگر کتب ادبیات عرب و فقه و اصول فقه تدریس می‎کردند از جمله مادر محترمه استاد فقید هارون شفیقی؛ هم‎اکنون نیز تنها یادگار آن بزرگان میدان علم و عرفان در اسالم حضرت استاد ذبیحی ادام‎الله برکاته و حفظه‎الله عن کیدالأعداءِ و شرالحاسدین این مسئولیت سنگین ارشاد را بر عهده دارند و محضرشان مجمع طلاب و سالکان طریق محبت است.

تعریف چند اصطلاح:

اولوالعزم: به آن دسته از پیامبران صاحب رسالت که بالاترین رتبه قرب و منزلت را دارا هستند گفته می‌شود.

رسول: آن دسته از پیامبران که صاحب شریعت جداگانه بوده و مأمور تبیلغ آن هستند.

نبی: آن دسته از پیامبران که مأمور تبلیغ شریعت آسمانی رسولان هستند.

ولی: بنده‎ای از بندگان خدا که نه فقط به خاطر عبادت و نماز و ریاضت به آن درجه نائل شدند، بلکه به محض تفضل و عنایت خداوندی است (البته لازم به ذکر است که ولی باید حتماً مطیع أوامر و نواهی شرع باشد اما هر کسی چنین باشد نمی‎توان به آن ولی گفت زیرا دوستانِ خدا را خودش تعیین می‎کند.)

معجزه: اعمال خارق‎العاده که به درخواست پیامبران از خداوند یا به محض اراده پروردگار بر دست پیامبران جاری می‎شود برای عاجز کردن دشمنان و منکِران یا معتقد نمودن مشکوک‎ها در دین و رسالت.

إرهاص: اعمال خارق‎العاده‎ایست که بر دست پیامبران قبل از مقام پیغمبری صادر شود مانند پایان قحطی در قبیله حضرت حلیمه سعدیه (دایه پیامبر) با حضور رسول خدا (ص) در آن قبیله در سنین کودکی و پر شیر شدن پستان حضرت حلیمه سعدیه به علت مکیدن آن حضرت (ص) و غیره.

کرامت: أعمال خارق‎العاده‎ای که به درخواست اولیاء خدا یا به محض اراده پروردگار بر دست اولیاء خداوند صادر می‎شود و فرق آن با معجزه، پیامبر نبودن صاحب کرامت (ولی) است.

استدراج: اعمال خارق‎العاده‎ای از شخص منافق و یا کافر که خداوند بر دست آنها به جهت مهلت دادن آنها در دنیا برای هدایت و یا اثبات آنها در ضلالت در آتش جهنم جاری می‎سازد. مانند آمدن آب رود نیل به دعای فرعون و یا اینکه هر کس که در دایره اسلام باشد اما با بعضی از ارکان یا سنن مخالفت کند (یعنی تبلیغ به خلاف سنت کند) و یا به فردی از اصحاب بی‎ادبی کند و یا این‎که کینه داشته باشد و عمل خارق‎العاده هم داشته باشد به علت «لیغیظ بهم الکفار» اعمال او همه استدراج است و خداوند داناتر است.

                           «کار شیطان می‎کند، نامش ولی        گر ولی این است لعنت بر ولی»

سحر: علمی از علوم که در جهت دانستن بعضی از غیب‎ها (که اطمینان به حجت آن نیست) به کار می‎رود و بر علیه بشریت استفاده می‎شود که مخالفت کامل با شریعت اسلام دارد.

شعبده: تردستی و حقه‎بازی و چشم‎بندی و وانمود کردن به انجام عمل خارق‎العاده که در حقیقت وجود ندارد.

سبحانک لا علم لنا إلا ما علمتنا إنک أنت العلیم الحکیم.

پروردگارا! پاک و منزهی تو و ما هیچ علمی نداریم مگر آنچه تو به ما آموختی. به راستی تو داننده‌ی حکیمی.

((برگرفته از وبلاگ طلاب عرفانی اهل سنت و جماعت تالش ))