10ـ حضرت سفيان ثوري

( شاگرد امام حنفي - وفات 161 هجري قمري در 63 سالگي در بصره)

ـ فرمودند: خلق و خو و رفتارتان را با علمتان زيبا كنيد نه نفستان را با علمتان.

ـ فرمودند: اعمال بد درد و امراضند و عالم دارو حال اگر عالم فاسد باشد يعني دارو فاسد است پس دارو فاسد شد چه چيزي شفا مي‌دهد.

ـ يكبار هنگام غذا خوردن سگي در كنار ايشان بود كه گاه گاه لقمه‌اي نيز به او مي‌دادند عرض كردند شما با خانواده خودتان هم غذا نمي‌خوريد اما در هنگام غذا خوردن اين سگ جلو شماست و آن را دور نمي‌كنيد فرمود آخر اين سگ باوفا است با يك لقمه كه به او مي‌دهم تا صبح پاسباني خانه‌ام را مي‌كند و ضرري هم ندارد اما فرزندان و زن و مال ، انسان را از خداپرستي دور مي‌كنند و به همين علت خداوند هم آنها را فتنه ناميده است.

ـ فرمودند: تا وقتي در دنيا هستيد به شغل و كاري مشغول باشيد كه براي خودتان و مردم سود داشته باشد كسابتي نكنيد كه در آخر مانند طوق گردنتان را بگيرد، كساني كه ذخيره فرداي خود را پيشاپيش مي‌فرستند و حق خدا را از اموالشان مي‌پردازند دوباره آن را در قيامت خواهند يافت و به داد صاحبش مي‌رسد و خدا هم به او زيادتر خواهد داد اما كساني كه ثروت زيادي به جا مي‌گذارند و حق خدا را از آن نمي‌دهند و از آن به نيكي استفاده نمي‌كنند اين ثروت مانند طوقي در قيامت گردن آنها را مي‌گيرد.

ـ به خاطر حلم خدا تصور نكن كه اگر گناه كردي خدا با تو كاري ندارد چون خدا حتي راضي نبوده كه پيامبران هم گناه كنند و حرام بخورند و ظلم نمايند حال چه رسد به ما زيرا خداوند در سوره مؤمنون به پيامبران فرموده: «اي جماعت پيامبران مال حلال بخوريد و كار نيكو كنيد چون خداوند به راستي به اعمال شما آگاه است.»

ـ آگاه باشيد به نام دين كاري نكنيد كه در دين نبوده و بدعت باشد چون شيطان دوست دارد مسلمان كار بدعت كند و گناه نكند زيرا كسي كه گناه كرد از آن توبه مي‌كند اما كسي كه بدعت مي‌كند چون اين كار بدعت راداخل دين مي‌پندارد از آن هم توبه نخواهد كرد.

11ـ حضرت شقيق بلخي

(مريد ابراهيم ادهم- وفات 194 هجري قمري در سرزمين ختلان شهيد شدند)

دليل توبه و بازگشتش به درگاه خدا را چنين بيان مي‌فرمايد:

سالي در بلخ قحطي و خشكسالي بود غلامي را ديدم كه بسيار خوشحال بود گفتم در اين اوضاع كه انسان انسان را مي‌خورد تو چرا اينقدر خوشحالي گفت آخر من غلام مردي هستم كه صاحب فلان روستا است و آنقدر گندم دارد كه نمي‌گذارد گرسنه شويم فرمود از آن سخن برآشفتم و بيهوش گشتم وقتي به هوش آمدم گفتم خدايا، آن غلام به اربابش كه چند كيسه گندم دارد مي‌نازد در حاليكه مي‌دانيم كه تو (مالِكُ ‌الْمُلْك) هستي و رزاق همه، پس من چرا بتو ننازم و غم روزي بخورم و بعد از آن توبه نمودم؛ ايشان تا آخر عمرشان خود را شاگرد آن غلام مي‌دانستند.

ـ فرمودند رضاي خدا در چهار چيز است و اگر كسي آنرا نداشت خدا از او راضي نمي‌شود: 1ـ امين بودن از رزق خدا يعني اينكه تا زنده‌اي خدا رزق تو را مي‌رساند 2ـ هركاري را كردي در درجه اول براي رضاي خدا باشد 3ـ بداني كه شيطان دوست تو نيست و دشمن است و به او گوش ندهي 4ـ تا نوبت مردنت نرسيده و مهمان تو نشده است خودت را براي آن آماده كن.

ـ هارون‌الرشيد از ايشان مي‌خواهد كه او را نصيحت كند: مي‌فرمايد كه تو در جاي حضرت ابوبكر صديق هستي يعني خدا از تو راستي و صداقت مي‌خواهد تو در جاي حضرت عمر فاروق هستي يعني از تو عدالت مي‌خواهد تو در جاي حضرت عثمان هستي يعني از تو شرم و حيا مي‌خواهد و در جاي حضرت علي كرار هستي يعني از تو شجاعت و رشادت مي‌خواهد و مي‌فرمايد بدان كه تو مانند سرچشمه هستي و زيردستان تو مانند جوي آب،‌ اگر سرچشمه گل‌ آلود نبوده و تميز باشد جويهاي آب هم تميز خواهند بود ،اما اگر سرچشمه گل آلود شد جويهاي آب هم كثيف و گل آلود مي‌شوند زيردست هميشه به بزرگ خود چشم دارد و اگر حاكمان خوب باشند مردم هم خوب مي‌شوند اگر بزرگ خانواده خوب باشد فرزندان هم خوب مي‌شوند و اگر معلم خوب باشد شاگردان هم خوب خواهند بود.

ـ فرمودند: اگر كسي مرد آيا خدا از نماز روز بعد از مردنش از او سئوال مي‌كند عرض كردند خير فرمود پس شما هم رزق فردا را امروز نخواهيد معلوم نيست چه كسي مي‌ماند و چه كسي مي‌ميرد.

ـ فرمودند رفت آمد با ديگران و رفاقت با آنهارا مانند مواجه شدن با آتش بدانيد از آن سود بگيريد و خودتان را از ضررش برحذر داريد تا مبادا شما را بسوزاند.

ـ فرمودند: هلاكت بيشتر انسانها در اين است كه گناه مي‌كنند و اميد توبه دارند اما مي‌گويند هنوز جوانم و فعلاً توبه نمي‌كنم.

فرمودند بترسيد از اينكه به شما بگويند«اِقْرَ أ ْ كِتابَكَ كَفي بِنَفْسِكَ اليَومَ عَلَيْكَ حَسِيباً» (نامه‌ي عملت را بخوان و حساب اعمال خود را بنما) چقدر بد است خواندن نامه‌اي كه حكم اعدام خودت را بخواني.

12ـ حضرت حاتم اصم

( مريد شيخ شقيق بلخي - وفات: 237 هجري قمري در سرزمين بلخ وبخارا)

ـ تا تخم نكاري چيزي برداشت نمي‌كني و شما هم تا تخم خوبي نكاريد خوبي درو نمي‌كنيد و خوبي نمي‌بينيد.

ـ كسي به سفر مي‌رفت ازايشان خواست كه نصيحتش فرمايد، فرمودند: اگر يار و ياور مي‌خواهي خدا براي تو بس است، اگر همراه و همسفر مي‌خواهي دو ملائكه روي شانه‌هايت بس است، اگر مي‌خواهي پند عبرت‌آموز به تو بدهم دنيا براي عبرت گرفتن كافي است، اگر موعظه مي‌خواهي مردن كس و كارت بزرگترين موعظه است و اگر اينها را نيز دوست نداري بدان كه مردن و دوزخ برايت از همه بهتر است.

ـ فرمودند هر كس سه چيز را بدون سه چيز بخواهد دروغگو است: 1ـ كسي كه بگويد خدا را دوست دارم اما از حرام پرهيز نكند. 2ـ كسي كه مي‌گويد بهشت را دوست دارم اما از اموالش در راه خدا خرج نكند و احسان و خوبي نداشته باشد. 3ـ كسي كه بگويد پيامبر را دوست دارم اما فقير امت پيامبر را دوست نداشته باشد.

ـ فرمودند توبه صحيح چهار علامت دارد: 1ـ در صورتي كه او زبانش را از غيبت و بهتان و سخن بد حفظ كند 2ـ اگر از آن جمعي كه تا ديروز با آنها گناه مي‌كرد و شريك گناهانش بودند دور شد 3ـ هر وقت ياد گناهان گذشته‌اش افتاد آثار شرم و خجالت بر او پيدا شود 4ـ آن فرد خود را براي مردن آماده كند و نشانه‌ي آماده بودن براي مردن آن است كه هيچ وقت از كار خدا ناراضي نباشد و فرمود كسي كه اينگونه توبه كند چهار مژده دارد 1ـ براساس آيه «إنَّ ‌اللهَ يُحِبُ التَّوابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ ـ به راستي خداوند كساني را كه توبه مي‌نمايند و خود را از زنگار گناهان پاك مي‌كنند دوست مي‌دارد. » خداوند افرادي را دوست دارد كه توبه مي‌كنند و خود را از زنگار گناهان پاك مي‌كنند 2ـ هديه دوم اينست كه از زنگار گناهان پاك مي‌شود 3ـ اينكه شيطان دوباره نمي‌تواند بر او تسلط يابد 4ـ قبل از مردنش به او مژده مي‌رسد كه از دوزخ به دور است براساس آيه «إنَّ الَّذينَ قالُو رَ بُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ ألّا تَخَافُوا وَ لا تَحْزَ نُوا وَ أبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي كُنْتُمْ تُوعَدونَ»‌ سوره فصلت

ـ فرمودند عجله كردن از شيطان است مگر در پنج چيز 1ـ اگر مهمان آمد زود براي او غذا مهيا كنيد 2ـ اگر كسي از شما فوت نمود زود او را به خاك بسپاريد 3ـ اگر دخترتان به سن بلوغ رسيد زود او را شوهر دهيد 4ـ اگر قرضي داشتيد هر چه زودتر آن را پس دهيد 5ـ اگر گناه كرديد زود توبه كنيد.

13ـ حضرت شيخ معروف كرخي

( مريد شيخ داوود طايي - وفات : سال 200 هجري قمري در بغداد )

ـ اگر خدا براي يكي از عبادش اراده خير كند برايش درِكار و كاسبي را باز مي‌كند و درِ بيكاري و سخنان بيهوده و تلاش بيخود را بر او مي‌بندد و اگر خدا براي كسي اراده شر بنمايد درِ كار و كاسبي را بر او مي‌بندد و درِ سخن گفتن بيهوده را بر او مي‌گشايد و دائم مشغول دروغ و غيبت و كارهاي بي منفعت بوده و براي خودش كاري نمي‌كند.

ـ شفاي درد و مصيبتهاي كه خدا بر سر تو آورده آن است كه پيش ديگران شكوه نكني چون هر چه اراده خدا باشد ديگران نمي‌توانند مانع آن شوند.

14ـ حضرت شيخ سري سقطي

( مريد شيخ معروف كرخي - وفات: 250 هجري قمري در بغداد )

ـ چهار خصلت باعث بزرگي انسان مي‌شود 1ـ علم و دانايي 2ـ ادب و احترام 3ـ پاك دامني و بي ضرر بودن 4ـ خيانت نكردن در امانت

ـ معرفت خداوند مانند پرنده‌اي از آسمان پايين مي‌آيد و مي‌گردد تا قلبي پر از شرم و حيا پيدا كند هرگاه چنين قلبي يافت وارد آن مي‌شود.

ـ از اموال دنيا غير از پنج چيز نباشد باقي اضافه است: 1ـ لقمه ناني كه گرسنگي را برطرف كند 2ـ آبي كه تشنگي را رفع كند 3ـ لباسي كه عورت انسان را بپوشاند 4ـ خانه‌اي كه در آن ساكن شوي 5ـ علم و دانشي كه به آن عمل كني.

ـ اميد بخشش و عفو در گناهاني كه به خاطر نفس و شهوت هستند وجود دارد اما در گناهاني كه به خاطر تكبر و فخر باشد امكان عفو آنها سخت است همانطور كه خدا گناه حضرت آدم را كه به خاطر نفس بود بخشيد اما گناه شيطان را كه به خاطر تكبر بود نبخشيد و مورد لعنت خدا قرار گرفت.

ـ عرض كردند عارف چه كسي است فرمود كسي است كه : خوردنش مانند خوردن بيمار، خوابيدنش مانند خوابيدن مارگزيده و زندگي و گذران او مانند كسي است كه در حال غرق شدن است؛ ‌ و صفت او مانند صفت خورشيد باشد كه بر همه كس طلوع كند و نور دهد و مانند زمين بار همه كس و هر جانداري را تحمل كند و درون و نهاد او چنان باشد كه دلها را زنده كند و رنگ او مانند آتش روشني بخش عالم باشد در غير اينصورت او عارف نيست.

15ـ حضرت شيخ جنيد بغدادي

(مشهور به سيدطائفتين - مريد و خواهرزاده شيخ سري سقطي -وفات : 298 هجري قمري در بغداد)

ـ دايي ايشان شيخ سري سقطي از او مي‌پرسد شكر به چه معني است؟ فرمود يعني آنچه را خدا به تو عطا كرده در گناه و بي امري او به كار نگيري.

ـ چند بار از غيب شنيده‌اند: «يا جُنَيْدُ لَيْسَ الاِعْتِبارُ بِالْخَرْقَةِ وَ اِنَّما الاِعْتِبارُ بِالْحِرْفَةِ »‌

ـ فرمودند : بايد قلب مريد مانندقلب حضرت ابراهيم باشد، مانند حضرت اسماعيل تسليم قضا و قدر باشد، مانند حضرت داوود غمگين باشد ، مانند حضرت عيسي به فقر راضي باشد، مانند حضرت ايوب صابر باشد، شوقش مانند شوق حضرت موسي باشد و در اخلاص بايد كه تابع حضرت محمدالمصطفي باشد سپس دعا فرمود كه در قيامت كور باشم تا آنهايي را كه رزق و روزي خدا را خورده و بي امري او مي‌كنند نبينم.

16ـ حضرت منصور حلاج

(شهادت: 390 هجري قمري در بغداد )

ـ از او پرسيدند چرا در هر شب و روز 400 ركعت نماز مي‌خواني و آنقدر خودت را اذيت مي‌كني در حاليكه در چنين مقامي هستي؟ فرمود كسي كه به راستي خداپرست و مرد خدا باشد رنج و راحت براي او فرقي ندارد و خوشي و ناخوشي در مردان خدا تأثير ندارد.

ـ كسي از ايشان مي پرسد نظرتان درباره حضرت موسي چيست؟ فرمودند بر حق بوده است سپس عرض كرد در مورد فرعون چطور؟ فرمودند او هم بر حق بوده است ؛آن شخص مي‌پرسد چگونه هر دو بر حق بوده‌اند فرمودند: در روز ازل هر كه را براي كاري ساخته‌اند هر كه براي هر چه ساخته شده باشد بايد همان را انجام دهد.

ـ هنگامي كه در زندان بودند با يك اشاره دستبند تمام زندانيان را باز كرده و سپس با يك اشاره تمام درهاي سيصدزندان را باز كرد و همه را آزاد كرد زندانيان به او گفتند پس تو چرا بيرون نمي‌آيي فرمود آخر من زنداني خداوند هستم اگر بيرون بيايم مورد عتاب خدا قرار مي‌گيرم.

17ـ حضرت شيخ ابوالحسن خرقاني

(وفات: 425 هجري قمري – مريد بايزيد بسطامي)

ـ شخصي نزد ايشان آمد و عرض كرد خرقه خود را به من بده تا بپوشم و آدم خوبي بشوم ايشان فرمودند: اگر مردي چادر زني را بپوشد زن مي‌شود؟ عرض نمود خير فرمودند اگر زني لباس مردانه بپوشد مرد مي‌شود؟ عرض كرد خير سپس فرمودند: پس تو هم اگر خودت مرد نباشي با خرقه من مرد نمي‌شوي.

ـ سلطان محمود از شيخ ابوالحسن مي‌خواهد كه جمله‌اي از بايزيد برايش نقل كند فرمودند بايزيد فرموده هر كه مرا ديده باشد نامش از ليست آدمهاي بدپاك مي‌شود سلطان محمود عرض كرد آخر بايزيد از پيامبر كه بزرگتر نيست در حاليكه ابوجهل و ابولهب هم پيامبر را ديدند اما كافر شدند، شيخ فرمودند آخر نمي‌داني كه خدا در سوره اعراف فرمود: « وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إلَيْكَ وَ هُمْ لايُبْصِرُونَ» و فرمودند غير از اصحاب كسي پيامبر را نديده است.

ـ فرمودند مردي مانند دريايي است كه سه شاخه دارد 1ـ سخاوت 2ـ رحم و شفقت 3ـ بي نيازي از مردم و پناه بردن به خدا

ـ فرمودند بزرگترين نعمات بعد از ايمان ، قلب بي غل و غش و پاك و زبان راستگو مي‌باشد.

18ـ حضرت شيخ ابوبكر شبلي

(مريد شيخ جنيد بغدادي - وفات: 334 هجري قمري در بغداد )

شريعت آن است كه خدا را بپرستي و طريقت آن است كه طلب خدا كني و حقيقت آن است كه خدا را ببيني .

19ـ حضرت امام ابوحنيفه

(نعمان بن ثابت - مشهور به امام اعظم وفات: 150 هجري قمري )

نمونه‌اي از فراست ايشان:

ـ خليفه از ايشان مي‌خواهد كه قاضي شوند اما ايشان در جواب گفتند: اي خليفه من لايق قضاوت نيستم و در اين سخن يا راست مي‌گويم يا دروغ اگر راست گفته‌ام پس واقعاً لايق نيستم و اگر دروغ مي‌گويم باز به سبب دروغم لايق قضاوت نيستم.

ـ ايشان شنيدند كه فردي به حضرت عثمان بد و بيراه گفته و ايشان را يهودي خطاب مي‌كند فرمود تا او را صدا كنند سپس به او فرمود من فتوا مي‌دهم كه دخترت را به فلان يهودي بدهي آن فرد گفت آخر چطور من مسلمان دخترم را به يك يهودي بدهم اينكار در اسلام نادرست است حتي اگر شما هم فتوا بدهيد چنين كاري نمي‌كنم سپس فرمودند تو كه يك نفر از امت پيامبرهستي راضي به اين امر نمي‌شوي پس چگونه پيامبر خودشان دو دختر خود را به يك يهودي مي‌دهند و آن مرد فهميد و از غلط خود توبه كرد.

20ـ حضرت امام مالك

(وفات : 179 هجري قمري در بقيع )

ـ خطاب به عالمان و دانايان مي‌فرمايد: علم را سبك و بي ارزش نكنيد و خودتان و آيات و احاديث را بي حرمت ننماييد، آيات و احاديث را براي كساني نخوانيد كه به آن ايمان ندارند و در طاعت خداو پيامبر نيستند.

21ـ حضرت امام شافعي

(محمدابن ادريس - وفات : 204 هجري قمري- در 54 سالگي )

ـ ظالم‌ترين مردم كسي است كه در مقابل كسي تواضع كند كه به او بي احترامي كند و كسي را دوست داشته باشد كه هيچ فايده و سودي ندارد.

ـ براي عالمان و دانايان هيچ چيزي زيباتر از قناعت و راضي شدن به فقر و تنگدستي نيست.

ـ تلاش كنيد قبل از اينكه كاره‌اي شويد شرع را فرا بگيريد.

ـ زينت عالمان و دانايان آن است كه نفس آنها پست و دني نباشد و ورع و حلم داشته باشند.

ـ علم آن نيست كه حفظش كني و آن رابداني علم آن است كه سودمند باشد و به آن عمل كني.

ـ كسي كه به واسطه تقوي و طاعت و نيكي و مردانگي بزرگ نشود ، هيچ وقت بزرگ نمي‌شود.

ـ نقل مي‌كنند با وجودي كه زياد پير نبودند اكثراً عصا به دست داشته‌اند و وقتي دليل آن را پرسيدند فرمود: تا بدانم كه در دنيا سفري هستم.

ـ كاري نكنيد كه سبك و بي ارزش شويد.

ـ نشانه دوست صادق آن است كه عذرت را قبول كند، اگر كاري داشتي قلباً برايت انجام دهد و اگر اشتباه و غلطي كردي تو را ببخشد.

ـ هيچ شادي مانند رسيدن دو دوست به هم نيست و هيچ غمي هم مانند جدا شدن از هم نيست.

ـ كسي كه با تو نيكي كرد مانند آن است كه تو را به خود وابسته كرده و آن كسي كه در حق تو بدي نمود مانند آن است كه تو را رها كرده‌‌باشد.

ـ بزرگترين مردم كسي است كه خود را بزرگ نداند.

ـ احترام هر كسي را كه بيش از اندازه گرفته باشم به همان اندازه احترام خودم كم شده است.

ـ كرامت و سخاوت عيب دنيا و آخرت انسان را مي‌پوشانند.

ـ نزد هيچ كسي عمر خودت را بيان مكن چرا كه اگر كم باشد كوچك و كم سن و سالت مي‌دانند و اگر زياد باشد پيرت مي‌دانند.

ـ خودتان را پاك و تميز نگهداريد تا غمهايتان كم شود و خودتان را خوشبو كنيد تا عقلتان زياد شود.

22ـ حضرت امام احمد ابن محمد ابن حنبل

(وفات: سال 241 هجري قمري در 77 سالگي )

ـ پرسيدند اخلاص يعني چه فرمودند يعني اينكه خودت را از ترس بلا و آفت اعمالت رها سازي يعني اعمالت آنگونه باشد كه پشيماني به دنبال نداشته باشد.

عرض كردند توكل يعني چه فرمودند: به خدا باور داشته باشي و دو دل نباشي.

عرض كردند رضا يعني چه: فرمودند يعني هركاري را به خدا حواله كني و به اميد او رو به كار نيك بياوري.

عرض كردند زهد يعني چه؟ فرمودند سه نوع است 1ـ ترك حرام كردن كه زهد عوام ‌الناس است 2ـ آن است كه از بعضي حلالها هم پرهيز كني كه مخصوص عده‌اي از مسلمانان است 3ـ آن است كه ترك چيزهايي كني كه از خدايت دور مي‌كنند كه اين زهد عرفا است.

23ـ حضرت شيخ عبدالقادر گيلاني قدس‌سره‌الشريف

(وفات: 561 هجري قمري در 91 سالگي )

ـ آنقدر خوش خلق بودند كه هر كسي از خدمت ايشان برمي‌گشت تصور مي‌كرد حضرت غوث كسي را بيشتر از او دوست ندارد.

ـ يكصد نفر از علماي بغداد كه از ظهور ايشان و آمد و رفت بيشتر عالمان به بارگاه آن بزرگوار ناراحت بودند هر كدام سئوالي را آماده مي‌كنند و قصد مي‌كنند بروند و از او بپرسند وقتي به خدمت ايشان مي‌رسند پس از صرف چاي حضرت شيخ مراقبه مي‌نمايند و آنها سوالاتشان را فراموش مي‌كنند و جذبه وجودشان را مي‌گيرد و به رقص مي‌پردازند و جامه از تن مي‌درند سپس مي‌نشينند و نگاهي مي‌كنند و همه به حال خود برمي‌گردند وبعد هم جواب تمام سئوالات آنها را مي‌فرمايند و آنها نيز همگي مريد ايشان مي‌شوند.

ـ عرض كردند چرا شما را محي‌الدين خطاب مي‌كنند فرمودند: يك روز جمعه كه به بغداد برمي‌گشتم يك نفر ضعيف و مريض را ديدم كه رنگش زرد شده بود وقتي مرا ديد گفت« السلام عليك يا عبدالقادر» من هم جوابش را دادم و گفت جلو بيا و مرا بلند كن و من هم او را بلند كردم به او گفتم تو كيستي گفت من دين جد تو هستم كه اينگونه ضعيف و مريض شده‌ام اما خداوند مرا با وجود تو زنده نمود. فرمودند وقتي برگشتم در مسجد دو ركعت نماز خواندم و هنگام خروج مردي كه كفشهاي مرا گذاشت خطاب به من گفت يا شيخ محي‌الدين و به اين ترتيب كه بيرون آمدم هر كس مرا مي‌ديد مرا محي‌الدين خطاب مي‌نمود.

ـ خليفه وقت ابومظفر ده كيسه پول براي ايشان مي‌آورد كه قبول نمي‌فرمايد و وقتي او زياد اصرار مي‌كند دو كيسه آن را بر مي‌دارد و مي‌فشارد كه از آنها خون بيرون مي‌زند سپس به او مي‌فرمايد تو خون مردم را مكيده و در كيسه مي‌كني و انتظار داري آن را قبول كنم.

ـ فرموده‌اند هر كسي كه با دلي پاك به زيارت ايشان برود و به حضرتش پناه برد به اميد خدا نااميد نمي‌شود.

ـ براساس آيه2 ، سوره فاطر « مايَفْتَحِ اللهُ لِلنّاسِ مِنْ رَحْمَـةٍ فَلامُمْسِكَ لَها ـ هر رحمتي را كه خدا براي مردم گشايد، بازدارنده‌اي براي آن نيست » افرادي مانند حضرت غوث رحمت خدا هستند كه پايان پذير نخواهند بود.

((برگرفته از كتاب « مه‌جليسي ئه‌وليا » اثر ما موستا شلما شي ))