مجموعه نصايح اولياء 4
33ـ حضرت شيخ ابوالحسين نوري
(مريد شيخ سري سقطي،آنقدر نوراني بودند كه در شب داخل مسجد را روشن مينمود به همين دليل به او نوري ميگفتند - وفات 295 هجري قمري – مشهور به اميرالقلوب و قمر الصوفيه )
ـ رفاقت بدون ايثار حرام است.
ـ از ده نفر بر حذر باش: 1ـ كسي كه ادعا ميكند خوب است اما رفتارش مطابق شرع نيست 2ـ كسي كه از قوم خود دور ميشود و به بيگانه پناه ميبرد 3ـ كسي كه زياد آرزوي رياست دارد 4ـ كسي كه فقير است و ناشكري ميكند و رو به دنيا پرستي ميآورد 5ـ كسي كه به دانايي مينازد از جهل او ايمن مباش 6ـ كسي ادعاي كشف و كرامت دارد و به ظاهر انسان بدي است 7ـ كسي كه از خود راضي است 8ـ از صوفي و درويشي كه به حلقه ذكر ميرود ولي دنياپرست است 9ـ كسي كه خودش را درويش و صوفي ميداند اما به حلقه ذكر نميرود 10ـ كسي كه به دوستي و برادري همه كس باور دارد.
ـ عرض كردند شخص نصيحت كننده بايد چگونه باشد؟ فرمودند: بايد دانا باشد و خيلي چيزها را بداند و ناشرعي نگويد وگرنه بلاي نصايحش عباد و بلاد را در برميگيرد.
34ـ حضرت ابوعثمان حيري
(پيران اوسه نفر بودهاند 1ـ امام يحيي رازي كه مقام رجا را از ايشان گرفت 2ـ شاه شجاع كرماني كه مقام عزت را از ايشان يافت 3ـ ابوحفص حداد كه از ايشان مقام شفقت را يافت - وفات 298 هجري قمري در نيشابور )
ـ فردي سه بار ايشان را دعوت ميكند و هر بار با رفتاري زشت با ايشان برخورد ميكند و شيخ هم عصباني نميشود سپس آن فرد با ديدن حسن خلق شيخ پشيمان ميشود و مريدش ميگردد عرض ميكند چرا در اين سه بار باوجود آن رفتار زشت از من عصباني نشديد فرمود آخر سگ هم اينگونه است اگر صدايش كني ميآيد و اگر براني ميرود مرد خدا كه بايد بسيار از اينها بهتر باشد.
ـ كسي كه ميخواهد در قيامت به خدمت پيامبر برسدبايد به سنت و ظاهر شريعت عمل كند.
ـ بايد نسبت به اوليا بسيار با ادب ، با احترام ، صادق و خوشرو باشيد و به ناحق از آنها ايراد نگيريد.
ـ در حق اهل و عيالي كه گناهكار نيستند بايد خوشرو بود و در حق انسان نادان و جاهل دست به دعا باشيد و برايشان كرم و رحم خدا را بخواهيد.
كسي كه به سنت عمل كند صاحب حكمت و دانايي ميشود و كسي كه دنبال هواي نفس باشد دچار بدعت ميشود.
ـ هيچ كس به تمامي عبدي از عباد خوب خدا نميشود تا چهار چيز را مثل هم نبيند» داشتن و نداشتن و عزت و ذلت» اگر عوض نشد و ناشكري نكرد آنگاه او عبد خوبي است.
ـ عزيزترين و محترمترين افراد نزد من سه دسته هستند1ـ دانا و عالمي كه علم خود را نشر كند 2ـ صوفي و درويشي كه طمع نكند و اهل قناعت باشد 3ـ كسي كه خداشناس و عارف به خدا باشد.
ـ زاهد كسي است كه به دنيا اميد نداشته باشد و در فكر آن نباشد كه چه كسي ثروتمند ميشود و دنيا به كه رو ميآورد.
ـ محبت و علاقه به دنيا محبت خدا را از يادتان ميبرد و ترس از غير خدا ترس از خدا را در دل از بين ميبرد.
ـ نشانه سعادت آن است كه انسان طاعت و عبادت كند اما خوف آن را داشته باشد كه خدا از او ميپذيرد يا نه و نشانه شقاوت آن است كه گناه و معصيت كند و فكر كند نزد خدا مقبول و محبوب است.
ـ كسي كه از خدا بترسد به خدا ميرسد و كسي كه متكبر باشد از خدا دور ميشود و كسي كه مردم را با ديد حقارت بنگرد دچار مرضي ميشود كه شفا نداشته باشد.
ـ عاقل كسي است كه قبل از پيش آمدي كه از آن ميترسد از آن اتفاق جلوگيري كند.
ـ كسي كه دنبال هواي نفس است مانند كسي است كه خود را زندان ميكند و نجات او وقتي است كه همه كار خود را حواله خدا كند و دنبال شيطان و هواي نفس نباشد.
35ـ حضرت محمد حكيم ترمذي
(وفات سال 255 هجري قمري )
قرار بود با دو نفر از دوستانش به دنبال فراگرفتن علم بروند اما به خاطر مادرش كه تنها بود با آنها نرفت كه به امر خدا مدت سه سال در يك گورستان از حضرت خضر علم آموخت و حضرت خضر به ايشان فرمود : خدا اين بركت را به خاطر آن به تو داد كه دل مادرت را نشكستي كسي كه پدر و مادرش را آزار ندهد و دلشان را نشكند خدا در همه ناراحتيها و ناملايمات زندگي به فريادش ميرسد.
ـ آگاه باشيد فريب نفس و شيطان را نخوريد و از خدا گله و شكايت نكنيد.
ـ آنقدر حيا و شرم داشتند كه هيچ وقت در ميان اهل و عيال دستش را هم در دماغ نكرده است.
ـ همسرش فرموده هر وقت عصباني ميشد آن روز با ما خوبتر بود و گريه ميكرد و چيزي نميخورد و با خدا راز و نياز ميكرد كه خدايا چه گناهي كردهام كه اين عصبانيت سزاي آن است.
ـ فكر نكنيد كه هيچ عيب و ايرادي نداريد چون غير از ذات خدا كسي بي عيب نيست براي عيب و ايراد ما همين بس كه بعضي اوقات از چيزي كه ضرر دين ما در آن است خوشحال ميشويم.
ـ عاقل و دانا كسي است كه متقي باشد و نفس خودرا مورد محاسبه قرار دهد.
ـ خير و صلاح پنج تيره در پنج جا است: 1ـ خير وصلاح بچه در آن است كه نزد معلم رفته و درس بخواند و ادب ياد بگيرد 2ـ خير و صلاح دزد و راهزن در آن است كه در زندان باشد تا هم خودش و هم مردم آسوده باشند 3ـ خير و صلاح زن در آن است كه امورات خانه را انجام دهد و به فرزندان و خانه برسد تا از ملاقات نمودن ديگران و سخنان آنها در امان باشد 4ـ خير وصلاح جوانان در آن است كه به فراگرفتن علم و ادب بپردازند و بيكار نباشند 5ـ خير و صلاح مردان از كار افتاده آن است كه رفت و آمد مسجد نمايند و در كوچه و خيابان ننشينند.
ـ ترس رزق و روزي نداشته باشيد چون خدا ضامن آن است اما بر عبد و بنده فرض نموده كه به خدا توكل كنند و كار و كاسبي كنند تا خدا توفيقشان دهد.
ـ دنيا مطلوب كساني است كه خواهان دنيا هستند و آخرت برايشان مهم نيست.
ـ هيچ وقت اولياء بر حق و واقعي را انكار نكنيد چون افرادي كه آنها راانكار مينمايند قلبشان از رحمت خدا دور است.
ـ پرسيدند تقوي چيست و مردانگي كدام است؟ فرمودند: متقي كسي است كه در روز قيامت كسي يقهاش را نگيرد و حق كسي بر گردنش نباشد و او هم يقه كسي را نگيرد و به خاطر رضاي خدا از حق خود بگذرد و آن كسي عزيز و محبوب است كه به خاطر گناه خود را زشت نكرده باشد و آزاد كسي است كه اسير دام طمع نشود.
ـ كسي كه اهل ايمان است همه كارش خير است و كسي كه اهل دنيا است دين را فراموش ميكند وحتي ازكارهاي نيك هم خيري نميبيند.
ـ براي يك لحظه دنبال نفس و شيطان رفتن بسيار ضرر دارد.
ـ آنچه از زشتيها و گناهان كه نفست با تو ميكند به صد شيطان برنميآيد پس آگاه باش كه به خطا نروي.
36ـ حضرت ابوبكر وراق
(معروف به مؤدب اولياء - وفات سال 319 هجري قمري )
ـ اگر خير دنيا و قيامت را ميخواهيد قناعت كنيد و به نصيب وقسمت خود راضي باشيد و براي مال دنيا خود را هلاك نكنيد.
ـ نكبت و بدبختي دنيا و قيامت در ناراضي بودن به قسمت خود و زياد شدن پول و ثروت و آميختن با مردم است.
ـ شخصي پرسيد چگونه به خدا نزديك شوم و چه كنم مردم مرا دوست داشته باشند فرمود آنچه تو را به خدا نزديك ميكند دعا و راز و نياز است و آنچه باعث محبت تو ميان مردم ميشود آن است كه از مردم هيچ چيزي نخواهي و سربارشان نباشي.
ـ از زمان حضرت آدم تا الان اكثر جنگها و فتنهها به خاطر نزديكي و آميختن با مردم بوده كه در جاي خود انجام نگرفته است، به همين دليل هم كمتر كسي از زبان مردم نجات يافته مگر كسي كه از مردم دور شده و با آنها نياميخته باشد.
ـ كم گفتن و خاموشي نشانه انسان دانا است و آنچه هم ميگويد مردم از آن سود ميگيرند.
ـ خداوند از بندگان خود هشت چيز ميخواهد1ـ دو چيز از قلب آنها ميخواهد اول امر و فرمان خدا را مهم بداند دوم رحم و شفقت در حق بندگان خدا داشته باشد 2ـ دو چيز از زبان آنها ميخواهد اول با زبانش به وحدانيت، يكتايي و تنهايي خدا اقرار كند و دوم با مردم خوش زبان باشد و زبانش را به شرّ نچرخاند 3ـ دو چيز از اعضا و اندام او هم ميخواهد اول از آنها در راه اطاعت و اوامر الهي استفاده كند و دوم از اعضايش براي كمك به مردم بهره گيرد 4ـ از خلق و خوي انسان هم دو چيز ميخواهد اول آنكه بر اوامر و فرامين الهي صبر پيشه كند و دوم آنكه با مخلوقات خدا نرمخو و حليم باشد.
ـ ميفرمودند: شيطان گفته كه من آنقدر نادان و بي عقل نيستم كه از همان ابتدا مردم را به كفر وسوسه كنم ابتدا آنها را براي آرزوي حلال و شهوت پرستي وسوسه ميكنم و وقتي بر آن حريص شد ند و نفس بر آنها تسلط يافت و كم كم از آرزوي حلال به طرف آرزوي حرام رفتند و نفس را اطاعت كردند آنگاه آنها را وسوسه كفر وبي ديني مينمايم.
ـ اگر با انسان عاقلي همراه شدي به سخنانش عمل كن و اگر با انسان خوب همراه شدي با ادب باش و از او ايراد مگير و اگر با انسان جاهل همراه شدي صبر و شكيبايي پيشه كن.
ـ مردي عرض كرد كه از فلان شخص ميترسم فرمودند هرگز از او مترس چون قلب كسي كه از او ميترسي در دست كسي است كه به او اميد داري.
ـ نشانه انسان با ايمان چهار چيز است : 1ـ زياد در ياد خداست 2ـ خاموش و متفكر است 3ـ نگاه كردن به او موعظه و اندرز است 4ـ بيشتر كارهايش خير و نيكي است.
ـ از رفاقت ظالمان بپرهيزيد تا محفوظ بمانيد و از رفاقت ثروتمندان نيز بپرهيزيد تا به آنها طمع و حسودي نكنيد و آنها هم مالتان را مفت و ارزان از شما نگيرند.
ـ با كسي كه تعريف و مدح تو را به آن چيزي كه نيستي مينمايد و يا برعكسِ آنچه هستي تو را مدح و ستايش ميكند رفاقت مكن چون همانطور كه با آن چيزي كه نيستي مدحت ميكند اگر عصباني شود به آن چيزي كه نيستي پشت سرت سخن ميگويد.
ـ هر صبح كه مردم را ميبينم ميدانم كه چه كسي لقمه حلال خورده و چه كسي حرام چون آن كه زبانش شر است و غيبت ميكند لقمهي حرام خورده و كسي كه زبانش به ذكر و توبه و سخن نيكو مشغول است لقمه حلال خورده است.
37ـ حضرت شيخ ابوبكر كتاني
(مريد جنيد بغدادي و معروف به چراغ حرم -وفات 322 هجري قمري در چهل سالگي)
ـ يك روزبا عده اي از همراهانشان پيرمردي افتاده و ريش سفيد را ديدند كه گدايي ميكرد عرض كردند اگر خدا رازق همه بندگان است چرا اين پيرمرد را به گدايي انداخته است؟ فرمود چون او در دوره جواني هيچ يك از اوامر و دستورات خدا را انجام نداده و خدا هم در پيري او را رها كرده است و سپس فرمود: كساني كه در پيري بيچاره و بي كس و كار ميشوند و كسي مراقبشان نيست كساني هستند كه در جواني و ايام قدرت و ثروت مبالاتي به اوامر الهي نمينمايند و پدر و مادرشان از آنها راضي نبودهاند و صله رحم به جا نياورده و به ياد فقرا و بيچارگان نبودهاند و واجبات را انجام ندادهاند، به همين دليل بي حرمت شده و با حقارت به آنها نگاه ميشود.
ـ شخصي از ايشان نصيحت خواست فرمود: اگر ميخواهي خداوند به فريادت برسد تا زندهاي اوامر الهي را ترك نكن .
ـ زياد الفت بستن به مردم عقوبت خواهد داشت و نزديك شدن به اهل دنيا گناه در پي خواهد داشت و تمايل به دنيا پرستان موجب ذليل شدن خواهد شد.
ـ خداشناسي از عبادت و خداپرستي بزرگتر است.
ـ علامت و نشانه صوفي و درويش واقعي سه چيز است: 1ـ تاخواب غالب نشود نميخوابد 2ـ تا زياد گرسنه نشود، نميخورد 3ـ تا لازم نباشد و نوبت به او نرسد حرف نميزند.
ـ تا ميتوانيد صبح زود بيدار شويد و از خدا بخواهيد تا روزتان به خوشي سر شود و از بلا و مصيبت شما را بپرهيزد چرا كه به امر خداوند هر صبح بادي از زير عرش ميوزد كه راز و نياز و ناله و استغفار بندگان را به حضور خدا ميبرد اين باد نسيم سحري يا نسيم صبح صالحان نام دارد.
ـ توبه نصوح آن است كه از تمام گناهان پشيمان شوي و عهد كني كه دوباره آنهارا تكرار نكني و همه قرضهايت را ادا كني و كسي را كه به او ظلم كردهاي راضي كني و دست ازگناهان و حرام برداري و آنگونه كه لذت و شيريني گناه را چشيدهاي، سختي ، تلخي و الم طاعت و عبادت را نيز تحمل كني تا جايي كه از آن لذت ببري.
38ـ حضرت شيخ ابواسحاق كازروني
(وفات 426 هجري قمري)
ـ كساني كه در خوردن و پوشيدن اسراف ميكنند به حال حيوانان دچار ميشوند چون فكر ميكنند كه خدا آنها را فقط براي خوردن و خوابيدن و نوشيدن خلق كرده است.
ـ اگر نميتوانيد مانند پيشينيان باشيد حداقل انسانهاي خوب را دوست داشته باشيد چون پيامبر فرمودند «ألْمَرءُ مَعَ مَنْ أحَبَّ ـ انسان با كسي محشور ميشود كه او را دوست دارد» حشر انسان با كسي است كه او را دوست دارد چون انسان هر كسي را دوست داشته باشد خلق و خوي او مانند محبوبش ميشود.
ـ در هر كار خوبي برادر مسلمان خود را جلو اندازيد تا در روز قيامت خداوند شما را جلو اندازد.
ـ اگر توانستيد نماز تهجد (نماز سنت شبانه) بخوانيد و اگر هم نتوانستيد بيدار شويد، هر زمان كه بيدار شديد بگوييد «لاالهالاالله محمدٌ رسولالله»
ـ فرمودند من مانند انسان در حال غرق شدن هستم كه بعضي اوقات اميد نجات يافتن دارم و بعضي اوقات خوف غرق شدن دارم.
ـ همانطور كه سر كيسه پول انسان سخاوتمند گشاد است و دستش هم گشاد است درِ بهشت هم بر او گشاد ميشود و همانطور كه سر كيسه بخيل بسته است و دستش را هم بر آن بسته است درِ بهشت هم بر او بسته مي شود.
نزد چهار كس دست خالي نرويد: 1ـ اگر از سفر برگشتيد 2ـ اگر نزد مريض رفتيد 3ـ اگر نزد مشايخ و عالمان ديني رفتيد 4ـ اگر نزد ظالم رفتيد .
ـ با اوليا و انسانهاي خوب رفت و آمد داشته باشيد چون پيامبر فرمودهاند خداوند نگهدار امتم است تا زماني كه يكي از اين سه كار را نجام دهند : 1ـ تا زماني كه انسانهاي خوب هستند نزد انسانهاي بد نروند 2ـ تا زماني كه انسانهاي خوب وجود دارند انسانهاي بد را بزرگ و حاكم خود نكنند 3ـ و تا زمانيكه مشايخ هستند نزد حاكم ظالم نروند ، اما اگر چنين نكنند آرامش نخواهند داشت.
فرمودند كه پيامبر در حديث قدسي ميفرمايد: اي آدميزاد اگر بدون دعا و راز و نياز رزق شما را ميدادم يا اينكه تمام كارها و مشكلاتتان را حل ميكردم شرف و بزرگي شما آشكار نميشد به همين دليل گفتهام دعا كنيد تا جوابتان را بدهم و گراميتان بدارم، كسي كه خواسته اش را از غير خدا بخواهد مانند كسي است كه روي برف خانه بسازد.
39ـ حضرت شيخ ابراهيم خواص
( معروف به رئيس المتوكلين - وفات 291 هجري قمري )
ـ خودتان كار و كاسبي كنيد و به اميد ديگران ننشينيد چرا كه هر تاجر و مغازهداري كه سرمايهاش مال ديگران باشد مفلس است و كسي كه به اميد كاسه همسايه باشد هميشه گرسنه است.
ـ دواي قلب انسان پنج چيز است و اگر كسي آنها را به كار بندد از حرص و بغض و حسد و كبر و نفاق رهايي مييابد1ـ قرآن خواندن همراه با تدبير در معني آن 2ـ كم خوردن 3ـ نماز شبانه و دعا و راز و نياز به درگاه پروردگار 4ـ زود بيدار شدن و دعا كردن در هنگام صبح كه خير و شر را تقسيم ميكنند 5ـ رفت و آمد به مجالس اولياء و انسانهاي خوب و گوش دادن به موعظه و نصايح آنها.
ـ هر چقدر اوامر و فرامين الهي نزد شما عزيزتر باشد شما هم نزد خدا و عباد او گراميتر خواهيد بود.
ـ شيطان انسان رابا دو طناب به زمين ميزند و ميبندد آگاه باشيد كه به اين دو دام دچار نشويد1ـ ترس از فقر 2ـ طمع كه با اين دو انسان را دچار بلا و مصيبت و گناه و خوردن حرام مينمايد.
ـ علامت و نشانه صوفي و درويش و انسان خوب دوازده چيز است: 1ـ ايمان به وعدههاي خدا داشته باشند 2ـ به اميد مردم نباشند 3ـ شيطان را دشمن خود بدانند 4ـ از حق در نگذرند 5ـ به حال مردم رحم و شفقت داشته باشند 6ـ بايد آزار و اذيت مردم را قبول كنند و از مردم عصباني نشوند 7ـ هنگام دعوا و نزاع ميان مردم تلاش كنند كه ميان آنها مصالحه نمايند و به كار آنها بپردازند 8ـ نبايد خود را بزرگ بدانند بلكه بايد تواضع داشته باشند 9ـ بيشتر از مردم به خداشناسي مشغول باشند 10ـ بايد بيشتر اوقات را وضو داشته و پاك باشند 11ـ اگر كم يا زياد داشته باشند يا در خوشي و ناخوشي باشند به امر و فرمان خدا راضي باشند 12ـ اگر سرمايه آنها در دنيا فقر است بايد به آن بسيار راضي باشند در غير اينصورت صوفي و درويش واقعي نيستند.
ـ بركت تمام علوم و حكمتها از آسمان نازل ميشود اما داخل قلبي كه دنياپرست است يا غم فردا را ميخورد و يا دورو باشد و فتنهگري و حسودي كند، نميرود.
ـ تمام علوم در دو جمله خلاصه ميشود: 1ـ آنچه خدا واجب ننموده است خودت را به آن مشغول نكن 2ـ آنچه را خدا واجب نموده ترك نكني.
ـ كسي كه به اميد خدا كار و تلاش و كاسبي نكند خداوند او را نزد مردم حقير و ناچيز ميكند و طمع در دلش مياندازد تا مردم زيادتر از او متنفر شوند.
ـ خدا در آيه 3 سوره طلاق ميفرمايد: هر كه تقواي الهي پيشه كند خداوند او را از تنگنا نجات ميدهد و از جايي رزقش ميدهد كه به فكرش هم خطور نميكند.
ـ بعد از فوت ايشان شخصي ايشان را در خواب ميبيند و از اوضاعش در آن دنيا ميپرسد و او ميفرمايد: من راه توكل را در پيش گرفته بودم و به خاطر وضوي دائمي كه داشتم الان جاي بسيار خوبي دارم.
40ـ حضرت شيخ ابوالقاسم نصرآبادي
( مريد شيخ ابوبكر شبلي - وفات 367 هجري قمري)
ـ يكبار ميبيند كه باد پردههاي كعبه را به رقص درآورده است نزد كعبه ميرود و ميگويد چه انسانها كه براي ديدن تو در راه ميمانند و ميميرند اگر ناز تو اين است كه كعبه خدا هستي خدا در دو جاي قرآن فرموده: «بيتي» و تو را به خودش نسبت داده است اما در هفتاد جاي قرآن فرموده است «عبدي» و مارا به خودش نسبت داده است.
ـ هر انسان دو نسبت دارد يكي نسبت به حضرت آدم كه نسبت طبيعي و سرشتي يا نسبت بشريت است كه از آن دچار آرزوهاي شهواني، فتنه ، فساد، دروغ، حسد، بخل ، غيبت ، بهتان، عيب، خوبي و بدي ميشود و با مرگ اين نسبت پايان مييابد. اما نسبت ديگر انسان به خدا است و آن نسبت عبوديت است، كه اگر عبادت و بندگي او واقعي باشد كار او فرق ميكند و به انساني خوب و داراي كشف و كرامت و عصمت و مقامات تبديل ميشود و رتبهي ولايت به او ميبخشند كه اين نسبت بعد از مرگ هم ادامه خواهد داشت و از بين نميرود.
وقتي خدا انسان را به نسبت طبيعي و بشريت خطاب ميكند ميفرمايد «وعصي آدم» او را عاصي خطاب ميكند و وقتي او را به نسبت الهي و عبوديت خطاب ميكند ميفرمايد «انالله اصطفي آدم» و ميفرمايند خداوند شما آدميان را انتخاب نمود و پسنديد.
ـ پرسيدند صوفي و درويش واقعي كيست؟ فرمودند كسي كه به قرآن و حديث عمل كند، به افراد پيرو انسانهاي خوب احترام بگذارد، عذر ديگران را قبول كند، در رفاقت خوش مشرب بوده و همراهان خود را خدمت كند، خلق و خوي خوب و حسنه داشته باشد، در خواندن ورد و اورادش بر دوام باشد، بي دليل حرف نزند و معناي آيات و احاديث را عوض نكند.
ـ اگر كسي به خوبي شهرت يافت و در دل ترك دنيا نمود حتي اگر در ظاهر وانمود كند كه طالب دنيا است براي اينكه مردم او را خوب ندانند و زياد رفت و آمدش نكنند، اين از ادب بوده و داخل ريا نيست چون ملاك خوبي و بدي قلب است و خداوند به قلب بندگان خود مينگرد و به ظاهر نمينگرد.
ـ كسي كه شكر نعمت كند خدا نعمتش را افزون ميكند اما آنكه شكر صاحب نعمت ميكند بسياربيشتر نزد خدا عزيز ميشود.
((برگرفته از كتاب « مهجليسي ئهوليا » اثر ما موستا شلما شي ))