41ـ حضرت ابوعلي دقاق

(ملقب به «لسان الرحمن» - مريد شيخ ابوالقاسم نصرآبادي - وفات 405 هجري قمري)

ـ شخصي از وسواس خود شكايت مي‌كند فرمودند تا زماني كه درخت محبت دنيا را از رگ وريشه در قلبت نكني و بيرون نيافكني طير و طيور شيطاني مدام بر آن خواهند نشست بدين معني كه خيالات و وسوسه از محبت دنيا بوده و كار شيطان است.

ـ بازرگاني كه مريد ايشان بود مريض مي‌شود هنگامي كه به عيادتش رفتند بازرگان عرض مي‌كند كه شب ، هنگام وضو براي نماز شب،‌ پشتم رگ به رگ شده و به اين حال افتادم شيخ در جواب فرمودند تو را چه به نماز شب تو بايد از مال حرام و كلاهبرداري و بريدن دست ديگران دست برداري نه اينكه نماز شب بخواني حالِ تو مانند كسي است كه دستش كثيف شده اما آستين لباسش را مي‌شويد.

ـ اگر كسي واقعاً خداپرست باشد حتي اگر طاعت و عبادتش هم كم باشد خدا آن را برايش زياد مي‌كند و در دل مردم مي‌اندازد كه فلاني زياد عبادت كرده است.

ـ كسي كه با فرمايشات استاد و پير خود مخالفت كند ترك ادب و طريقت نموده و ارتباط او با شيخ و استادش قطع مي‌گردد.

ـ تا مي‌توانيد از ظالمان دور باشيد زيرا وعده آنها مانند وعده بچه‌هاست ولي ضربه‌آنها مانند ضربه شير است.

ـ خدايا نامه اعمال سياه ما را به خاطر موهاي سفيدمان ببخش.

42ـ حضرت شيخ ابوالحسن شازلي

(وفات 656 هجري قمري)

ـ هيچ عالم و دانايي در مقام علم كامل نمي‌شود تا با چهار چيز امتحان شود 1ـ فحش و دشنام افراد بد 2ـ سرزنش توسط دوستان 3ـ طعنه‌ي افراد نادان 4ـ حسادت ديگر علما، وقتي با اين چهار مورد آزمايش شد و بر آن صبر و شكيبايي نمود امام و پيشواي مردم مي‌شود.

ـ در شب ليله‌القدر درخواب به خدمت پيامبر رسيدم فرمود: «طَهِّرْثِيابَكَ مِنَّ الدََّ نَسِ تَحُظُ بِمَدَدِاللهِ فِي كُلِّ نَفَسْ » اي ابوالحسن لباست را از كثيفي و نجاست پاك گردان كه خدا در هر نفسي ياريت مي‌دهد. عرض كردم لباسهايم تميز هستند فرمود لباس فقط لباس تن نيست خداوند پنج نوع لباس را به تو و ديگر مسلمانان عطا نموده1ـ محبت 2ـ معرفت 3ـ توحيد 4ـ ايمان 5ـ اسلام كسي كه به او لباس محبت دهند همه چيز برايش آسان مي‌شود وبه كسي كه معرفت دهند او فقط خدا را بزرگ مي‌داند و به كسي توحيد دهند نفي شريك از خدا مي‌نمايد و به كسي كه ايمان دهند امين خواهد بود و به كسي كه اسلام دهند بي امري خدا را نخواهد كرد و فرمودند آنگاه معني «وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ» در قرآن را فهميدم.

ـ كسي كه از مردان خدا و اولياء ايراد بگيرد قبل از مردن سه بار مي‌ميرد 1ـ با ذلت و ذليلي مي‌ميرد 2ـ‌ در حال فقر مي‌ميرد 3ـ در آخر عمر چشم انتظار كمك ديگران خواهد بود، كه هر كدام از اينها براي او يك مرگ هستند.

ـ اولياء و انسانهاي خوب همانطور كه داراي صفات بشري هستند، داراي صفات رباني نيز هستند، همانطور كه در ظاهر مردم آنها را دوست دارند در نهان هم خدا آنها را دوست دارد، همانطور كه اكثراً آشكارا فقير هستند اما در باطن ثروتمند هستند، همانطور كه اوامر خدا را ترك نمي‌كنند خدا هم قلب آنها را نمي‌شكند به همين دليل پناه بردن به اين انسانها به اين نيت كه محبوب خدا هستند پناه بردن به خدا است و انجام دستوراتشان نشانه ايمان است‌چون آنها اخلاق و روش پيامبران‌را دارند.

ـ پيامبر فرموده‌اند علماء و اولياء در هر قومي كه باشند مانند اين است كه پيامبري در ميان آنها باشد، معني آن اين است كه همانطور كه پيامبر دعايش مستجاب و شفاعتش نزد خدا مقبول است، آنها هم نزد خدا محبوب و دعايشان مستجاب است.

ـ در وصيت‌نامه‌اش مي‌فرمايد هر كس به اين چهار چيز عمل كند در دنيا چهار خلعت به او داده مي‌شود و در آخرت هم با چهار خلعت ديگر دلخوش خواهد شد: كسي كه كافر را بزرگ خود نكند وبا مسلمانان دشمني نكند ، پرهيزگار باشد و خود را در رديف مردگان به حساب آورد ، به خدا و پيامبرش ايمان داشته باشد و كار نيك انجام دهد پس در دنيا خلعت او راست‌گويي و اخلاص در عمل و رزق حلال بوده و از نزاع و جنگ در امان خواهد بود و خلعت او در قيامت بخشش خدا، نزديك شدن به او، داخل شدن در جنتة‌المأوي و مرتبه عليا خواهد بود.

ـ اگر مي‌خواهيد از دست و زبان مردم در امان باشيد «قُلْ أعوذُ بِرَبِّ النّاسِ» بخوانيد.

ـ اگر مي‌خواهيد از تنگي و مضيقه نجات يابيد استغفار كنيد.

ـ اگر مي‌خواهيد نترسيد اين دعا را بخوانيد «أعوذُ بِكلماتِ التّامّاتِ مِنْ شَرِّ غَضَبِهِ و مِنْ شَرِّ عِبادِهِ و مِنْ شَرِّ هَمَزاتِ الشَياطينِ و أنْ يَحْضُرونْ»

ـ اگر مي‌خواهيد دعايتان مستجاب شود جواب مؤذن را بدهيد.

ـ اگر مي‌خواهيد خداوند بلا را از شما دور كند «إنّا‌لِلّهِ و إنّا إلَيهِ راجِعونَ » بخوانيد.

ـ اگر مي‌خواهيد مقروض ديگران نباشيد «أللّهُمَّ إنّي أعُوذُ بِكَ مِنَّ الْهَّمِّ و الْحُزنِ و أعوذُ بِكَ مِنَ الْعِجزِ و الْبُخلِ و أعوذُ بِكَ مِنْ غَلَبَةِِ الدَّيْنِ و أعوذُ بِكَ مِنْ قَهْرِالرِّجالِ» بخوانيد.

ـ اگر مي‌خواهيد از عذاب قبر محفوظ باشيد از حرام بپرهيزيد.

ـ اگر مي‌خواهيد ثروتمند شويد قناعت كنيد.

ـ اگر مي‌خواهيد از مردم بهتر شويد با مردم نيكي كنيد.

ـ اگر مي‌خواهيد ايمانتان كامل باشد، خوش خلق باشيد.

ـ اگر مي‌خواهيد از غضب خدا محفوظ باشيد بركس غضب نگيريد.

ـ اگر مي‌خواهيد قرضتان را بپردازيد و ادا شود بگوييد « أللّهُمَّ أكْفِني بِحَلالِكَ عَنْ حَرامِكَ وَ اغْنِنِي بِفَضْلِكَ عَمَّنْ سِواكْ»

ـ اگر مي‌خواهيد از دين خارج نشويد بگوييد « يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبي علي دينِك»

ـ اگر مي‌خواهيد از شر ظالم در امان باشيد بگوييد « أللّهُمَّ إنّا نَجْعَلُكَ في نُحُورِهِمْ و نَعوذُ بِكَ مِنْ شُرورِهِم»

43ـ حضرت سيد ابراهيم دسوقي

(جزو اقطاب اربعه مي باشند : شيخ عبدالقادر گيلاني ـ سيداحمد رفاعي ـ سيداحمد بدوي ـ سيدابراهيم دسوقي ـ وفات 676 هجري قمري )

ـ انسان خوبي نمي‌شويد مگر اينكه همه كس را دوست بداريد و عيبشان را بپوشانيد و به آنها رحم كنيد اما اگر كسي مردم را دوست نداشته باشد و رحم و شفقت نداشت و عيبهاي آنها رابيان نمود پس او دروغ مي گويد.

ـ خوردن مال حرام دين انسان را ضعيف و كارهاي نيك را فاسد مي‌كند ، گفتن سخنان ناشرعي انسان را از قافله خوبان عقب مي‌اندازد و رفتن ميان انسانهاي بد بصر و سيرت را تاريك مي‌كند.

ـ كسي كه به راستي خدا را اطاعت كند انسان و اجنه او را اطاعت مي‌كنند.

ـ توبه كردن فقط اجازه گرفتن و حرف زدن نيست بلكه عمل لازم دارد ، فرمودند: شيخ براي مريد مانند دكتر و حكيم است و مريد هم مانند مريض، حال اگر مريض به دستور دكتر عمل نكند چگونه شفا مي‌يابد و خوب مي‌شود.

ـ انسان خوب بايد بار اذيت و آزار ديگران را تحمل كند بخاطر اينكه آنها عبد خدا هستند و اگر از روي ناآگاهي اذيتش كردند آنها را عفو كند، و سخنان بيهوده و بي معني نگويد، صابر و شكيبا باشد، خلق و خوي خوبي داشته و سخاوتمند باشد و چشم طمع به مال مردم نداشته باشد.

ـ در بدن انسان كه شامل قلب ، زبان و اعضاي ديگر است، ملائكه زبان و ديگر اعضا را محاسبه مي نمايند اما قلب انسان زير نظر قدرت خدا است و چون خوبيها و اعمال مردان خدا با قلب و ديگر اعضا است به همين دليل هم علم و نظر مردان خدا بركت بيشتري دارد اما اعمال مردم فقط با زبان است و قلب آگاه نيست و به همين دليل هم هست كه افراد زيادي مشغول خداپرستي مي‌شوند اما عجب و تكبر آنها بيشتر مي‌شود.

ـ طمع دل انسان را سياه و از خداپرستي دور مي‌كند چه بسيار انسانهايي كه به خاطر طمع نامه اعمالشان با گناه پر مي‌شود.

ـ تلاش كنيد آگاهي و علمي به دست آوريد كه موجب آسايش شما در دنيا و قيامت باشد ، اگر چيزي را ياد گرفتيد نگوييد ديگر بس است چون خدا به پيامبر فرمودند «قُلْ رَبِّ زِدْني عِلْما» آيه 114 سوره طاها

ـ مريد در مقابل شيخ، متعلم در مقابل معلم ،‌ پسر در مقابل پدر ، شاگرد در مقابل استاد و كوچك در مقابل بزرگ خود بايد مانند مرده‌ي بي حركت باشند مخصوصاً استاد كه مانند پدر معنوي و نهاني تو است وحتي بايد از پدر انسان هم عزيزتر باشد ، چون پدر باعث تولد توست اما استاد نشان دهنده‌ي راه راست بوده و تو را به حقيقت مي‌رساند.

ـ آگاه باشيد دوستان بد شما را به راه بد نكشانند و اگر از دوستتان كار بدي ديديد او را نصيحت كنيد اما در نصيحت كردن ديگران مواظب باشيد ، چون در اين زمانه كمتر افرادي هستند كه به صحبت تو گوش داده تا نصيحت تو را فرا بگيرند گاهي كسي كه او را نصيحت مي‌‌نماييد در مقابل با شما بدي مي‌كند و كسي را كه مي‌خواهيد بلندش كنيد شما را بر زمين مي‌زند، در دوران پيامبر كه دوران سعادت بود افراد منافق و دروغگو زياد بودند چه رسد به دوران ما كه دوران دروغ و سياست بازي شده است.

44ـ حضرت سيداحمد بَدَوي

ـ هنگامي كه شيخ در طنطاي مصر تشريف داشتند قاضي‌القضاة مصر شيخ تقي‌الدين مشهور به ابن دقيق العيد بود كه با شنيدن توصيفات شيخ احمد به همراه چندقاضي ديگر براي امتحان كردن شيخ به طنطا مي‌روند ، پس از رسيدن به مقصد و استراحت ابن دقيق در خدمت شيخ عرض مي‌كند آنچه از رفتار شما براي من نقل كرده‌اند مخالف شريعت بوده و برازنده شما نيست، گفته‌اند شما يا نماز نمي‌خوانيد يا اگر هم بخوانيد هيچ وقت جماعت نمي‌خوانيد و اين راه و روش انسانهاي خوب نيست بعد از اينكه قاضي صحبتهايش تمام شد شيخ به ايشان فرمودند قاضي خاموش باش وگرنه آردت را به هوا بلند مي‌كنم (چون قاضي به ابن دقيق معروف بود يعني فرزند آرد) با همين فرمايش شيخ قاضي بيهوش مي‌شود و هوش و حواس خود را در مجلسي كه در آن نشسته بود از دست مي‌دهد و چنين به نظرش آمد كه در جزيزه‌اي بزرگ و متروك افتاده است و در دل خودش مي‌گفت اي بي عقل تو را چه به كار اولياء و مردان خدا در همان حال شروع مي‌كند به گريه و زاري و دعا و راز و نياز كه ناگهان مي‌بيند مردي با هيبت و وقار روبرويش مي‌آيد به او سلام كرد و سپس آن مردگفت: در اين جزيره چه مي‌كني و چه بر سرت آمده است و او هم داستان خودش و شيخ احمد را برايش نقل مي‌كند و مي‌گويد خواهش مي‌كنم به فريادم برسيد و از اين حال نجاتم دهيد. آن مرد مسجدي را به او نشان مي‌دهد و مي‌گويد برو به آن مسجد و بنشين تا سيداحمد بدوي و چند تن ديگر از اولياء براي نماز جماعت عصر به آنجا بيايند بعد از آنكه جماعت تمام شد و آن اولياء رفتند برو و دست او را ببوس و بر سردست ايشان توبه كن و به ياد داشته باش كه از اين به بعد از كار اولياي خدا ايراد نگيري، نترس توبه‌ات را قبول مي‌كند و تو را به جاي خودت برمي‌گرداند سپس به آنجا مي‌رود ومي بيند عده‌اي به آن مسجد مي‌روند و شيخ هم امام آنها مي‌شود و برايشان جماعت مي‌خواند بعد كه آنها مي‌روند قاضي خدمت شيخ مي رود و دست ايشان را مي‌بوسد و شيخ هم مي‌فرمايد من هم تورا عفو مي‌كنم به شرط اينكه ديگر كاري به كار اولياي خدا نداشته باشي، در اين هنگام وقتي چشم باز مي‌كند خودش را در مصر و جلو در خانه اش مي‌بيند بعد از اين واقعه تا مدتي از خانه بيرون نمي‌آيد و بعد از آن هم هرگاه مردم از احوالات شيخ احمد از او مي‌پرسيدند در جواب مي‌گفت ايشان درياي بي انتها هستند.

45ـ حضرت شيخ احمدرفاعي

(از اقطاب اربعه - وفات 578 هجري قمري )

ـ يكبار درويشي را ديدند به او فرمودند اين لباس كه پوشيده‌اي لباس انبياء و اولياء و مردان خداست و بايد راه آنها را ادامه دهي وگرنه پوشيدن اين لباس براي تو ايراد است و آن را مپوش تا آبروي درويشان و مردان خدا را نبري.

ـ اگر قلب انسان پاك و صالح باشد جايگاه وحي و اسرار خداوند مي‌شود و سرچشمه نور و منزل ملائكه خواهد شد اما اگر پاك نباشد و تاريك و فاسد گردد به جايگاه ظلم ، تاريكي ، شيطان و فساد تبديل مي‌شود.

ـ اگر كسي از عمل من بهره نگيرد از سخنانم نيز بهره‌اي نمي‌برد و هر برادري اگر در دنيا براي برادر مسلمانش بهره‌اي نداشت در قيامت هم سودي نخواهد داشت.

ـ اگر چيزي را دانستيد به ديگران هم بگوييد تا اجر يابيد.

ـ روش ما درويشان بر اين سه حالت است1ـ از كسي چيزي نمي‌خواهيم 2ـ چيزي را رد نمي‌كنيم 3ـ چيزي را ذخيره نمي‌كنيم.

ـ اگر پيري را مي‌ديد، به كس و كار آن پير مي‌فرمودند كه از او نگهداري كنيد و به او احترام بگذاريد چون پيامبر فرموده‌اند كسي كه حرمت پيري را بگيرد وقتي كه خودش پير شد خداوند كسي را مي‌فرستد تا به او خدمت كند.

پايان

به نام نقشبند صفحه خاك عذار افروز مه‌رويان افلاك

((برگرفته از كتاب « مه‌جليسي ئه‌وليا » اثر ما موستا شلما شي ))