گفتار سوم : يا ايها الناس اعبدوا . . .
گفتار سوم " يا ايها الناس اعبدوا . . . "
اگر خواسته باشي بداني كه عبادت چه يك تجارتي سودمند و سعادتي بزرگ است و فسق و ناداني خسارة جبران ناپذير و هلاكت حقيقي است, اين حكايت تمثيلي را با دل و جان بشنو:
روزي دو سرباز دستور رفتن به شهري دور افتاده را دريافت نمودند, هردو باهم به راه افتادند وقتي به دو راهي رسيدند, در آنجا با مردي برخوردند كه برايشان گفت:
راهي كه در سمت راست واقع است كاملاً امن است و نه تنها خطري در آن وجود ندارد، حتي به احتمال بسيار قوي رفاه و آرامش مسافرين اين راه تضمين شده است. اما راه چپ, ضمن بي فايده بودنش به احتمال زياد عابرين آن متضرر مي شوند. با آگاهي به اينكه هردو راه از نظر مسافت يكسان است، اما تفاوتي دارد كه بدين قرار است: مسافري كه از راه چپ ميرود - راه فاقد نظم و قانون - چون دست خالي است و بار و سلاحي ندارد، نوعي سبكي ظاهري و آرامش موهوم حس مي كند، اما رهگذر راه راست داراي نظم و تحت مراقبت بايد چند كيلوگرام محمولة مواد غذائي و اسلحة دولتي به همراه داشته باشد تا دشمن را شكست دهد.
پس از شنيدن سخنان مرد رهنما، سرباز خوش شانس و نيكبخت راه راست را برگزيد و با آنكه مجبور بود چند كيلوگرام بار را حمل كرده به راهش ادامه دهد اما قلب و روحش از سنگيني هزاران كيلوگرام بار منت و دلهره آزاد گرديد.
اما سرباز بدشانس و بدبختي كه ترجيح داد سربازي نكند و نظم و قانون را نپذيرفت به راه سمت چپ رفت.
گرچه جسمش از سنگيني بار كمي آزاد شد, اما قلبش تحت فشار هزاران كيلو گرام بار منت و رنج قرار گرفت و روحش از اثر خوف و ترس بي قرار گرديد. او در حالي به راهش ادامه داد كه به هركس دست گدائي دراز ميكرد، از هر چيز ترس و واهمه داشت و از هر حادثة مي حراسيد تا اينكه به سرمنزل مقصود رسيد و در آنجا با جزاي فرار و عصيانش مواجه شد.
اما ره رو راه راست، او كه به قانون احترام داشت و مراقب محموله اش بود، آزادانه با آرامش قلب و اطمينان وجدان، بدون رفتن زير بار منت كسي و بدون انتظار و يا ترس از كسي به راه افتاد تا به شهر مقصود رسيد و در آنجا پاداش مناسبش را مانند هر سرباز شريفي كه به نحو احسن انجام وظيفه كرده است، دريافت.
پس اي نفس سركش!
بدان كه يكي از آن دو مسافر فردي است مطيع قانون الهي و ديگري انسان نافرمان و پيرو خواهشات است.
اما آن راه, مسير زندگيست كه از عالم ارواح آمده, از قبر مي گذرد و به عالم آخرت مي رسد.
و اما آن محموله و سلاح، عبارتند از عبادت و تقوا. عبادت ظاهراً اندكي سنگين احساس مي شود, اما در معني چنان آرامش و سبكي دارد كه قابل وصف نيست، زيرا عبادت گذار در نمازش مي گويد: " لا اله الا الله " يعني خالق و رازقي جز او نيست, نفع و ضرر در دست اوست, او حكيم است هرگز كار بيهوده نمي كند, هم رحيم است, احسان و مرحمتش فراوان.
مؤمن به آنچه مي گويد اعتقاد دارد، لذا در هر چيز درب مي يابد كه به خزائن رحمت الهي گشوده مي شود و با دعا و نيايش آن درب را مي كوبد و هر چيز را در تسخير امر پروردگارش مي بيند, پس با تضرع و زاري به او التجاء مي كند و با تكيه به توكل در برابر هر مصيبت تحصن مي جويد, لذا ايمانش به او امنيت تام و اطمينان كامل مي بخشد.
بله! مانند تمام حسنات حقيقي منبع شجاعت، ايمان و عبوديت است و مانند همه بديها منبع بزدلي, ضلالت و گمراهي است.
اگر زمين بم ويرانگري شده انفجار كند, احتمال دارد عابد منور القلب را نترساند بلكه آنرا يك قدرت خارق العاده صمدانيت دانسته در حيرت لذت آميز بسر مي برد. اما فاسقي كه قلبش مرده است ولو يك فيلسوف مشهور هم باشد وقتي ستارة دنباله داري را در فضا مشاهده مي كند خوف به او دست مي دهد و از ترس مي لرزد و با پريشاني مي پرسد: آيا امكان ندارد اين ستاره بــه زمين ما اصابت كند؟ سر انجــام در وادي اوهام سرنگون مي شود. (روزي با نمايان شدن ستارة دنباله داري در آسمان امريكا مردم به لرزه در آمدند حتي بسياري از مردم در ساعات شب خانه هايشان را ترك گفتند).
بله! در عين حاليكه انسان به چيزهاي زيادي نياز دارد اما ثروتش در حكم هيچ است و با وجوديكه در معرض مصايب بي انتهائي قرار دارد, اقتدار و توانمنديش هم در حكم هيچ است, زيرا وسعت دايره ثروت و اقتدارش تا جايي است كه دستش بر آن مي رسد و اما دايره آروز ها, تمايلات, درد ها و گرفتاريهايش به حدي وسعت دارد كه چشم و خيالش كار مي كند.
عبادت, توكل, توحيد و تسليم فايده، سعادت و نعمت بزرگي است بر روح ناتوان، ضعيف و نيازمند بشر. كسي كه كور نباشد اينرا مي بيند و درك مي كند.
زيرا معلوم است راهي كه ولو به احتمال كم بي خطر است بر راه خطرناك ترجيح دارد، حال آنكه مسئله مورد بحث ما يعني راه عبوديت, ضمن بي ضرر بودنش با نه احتمال از بين ده احتمال به گنج سعادت ابدي ما را مي رساند, اما راه فسق و ناداني با اعتراف خود فاسق با آنكه بي فايده است سبب بدبختي و هلاكت ابدي مي گردد و مضر بي فايده بودن آن صد در صد يقيني است و اين امر به شهادت تعداد بي شماري از (اهل تخصص و اثبات) بدرجه تواتر و اجماع ثابت است و در روشني اخبار اهل ذوق و كشف، امري يقيني و قطعي مي باشد.
از اين مطلب چنين نتيجه ميگيريم:
بدون ترديد سعادت دنيا نيز همچون خوشبختي آخرت در گرو عبادت و سربازي كردن در راه الله است, وقتي چنين باشد بايد كلمات ذيل را دايماً ورد زبان قرار دهيم و از اينكه مسلمانان هستيم بايد شكر گذار الله سبحانه و تعالي باشيم.
" الحمد لله علي الطاعة و التوفيق "
((برگرفته از مجموعه مقالات علامه سعید نورسی ))