موسیقی
موسیقی
آیا شنیدن و نواختن موسیقی در هر صورت حرام است ؟اگر حرام است چرا؟ و حتی در صورتی که هیچ تاثیری بر فرد نداشته باشد؟ اگر یکی از وسیله های موسیقی را خریده باشیم حالا باید چی کار کنیم؟
یک تقسیم در مورد موسیقی :
۱ - موسیقی طبیعی { آهنگ های طبیعی } : عبارت است از نغمه جوی بارها ، آبشارها ، صدای وزش بادهای ملایم در درختان ، نوای پرندگان و ... . این گونه نواها ی طبیعی چون غالباً یک زنگ و یک نواخت و بر یک آهنگ و میزان ملایم است ، مسرت بخست است و مانند آهنگ های غیر طبیعی دارای ارتعاش و زیر و بم های پیچیده و ظریف و مرکب نیست علاوه بر آن زیانی همراه ندارد و مفرح روح نیز می باشد و استفاده از این نواهای طبیعی قسمتی از خستگی های دماغی را بطور واقعی بر طرف کرده و بر نشاط و انبساط آدمی می افزاید .
۲– موسیقی هنری { آهنگ های مصنوعی } : آهنگ هایی است که به دست بشر ساخته شده و وسایل مصنوعی آن در دنیای کنونی عبارت است از : تار ، ویولن ، سنتور ، اکوردئون ، گیتار ، پیانو و... . این آهنگ ها چون دارای زیر و بم ها و ارتعاشات و تحریکات گوناگونی است که گاهی می خنداند و زمانی می گریاند ، گاهی به حد افراط نیروی نشاط آدمی را تحریک می کند و زمانی سخت او را به دیار غم و اندوه می فرستد و گاهی چنان بر اعصاب مسلط می شود که حتی نیروی اراده را از فرد سلب کرده و بدون اختیار شنوندگان را به حرکت در می آورد و گه گاهی اندیشه های منطقی او را به خیالات و پندارها ، تبدیل می کند. بنابراین همان زیر و بم ها و ارتعاشات و همین تغییر لحن است که بر سلسله اعصاب موثر بوده و به تدریج اثرات زیان بخشی را برای شنوندگان و نوازندگان ایجاد می کند .
تحقیقات جامعه شناسان این نتیجه را به دست آورده است که موسیقی موجب بیماریهای بسیاری مانند : حمله های عصبی ضعف اعصاب بیماری های روانی و قلبی زخم معده و... میشود. علمای علم فیزیولوژی دستگاه عصبی انسان را به دو قسمت تقسیم کرده اند : سلسه اعصاب ارتباطی و سلسه اعصاب نباتی سلسه اعصاب ارتباطی شامل ستون مرکزی عصبی از نخاع گرفته تا نیم کره های مغز و نیز اعصاب محیطی میباشد و سلسله اعصاب نباتی شامل سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک میباشد. سیستم اعصاب سمپاتیک فقط از ابتدای ستون فقرات آغاز گردیده و دنباله آن به سایر اعضا پخش میگردد اما سلسله اعصاب پاراسمپاتیک از مغز و دماغ شروع شده و بعد از ستون فقرات گذشته به موازی اعصاب سمپاتیک به تمام بدن تقسیم میگردد. عمل سمپاتیک عبارت است از : تنگ کردن رگ ها اتساع عضلات صاف جلوگیری از ترشح فشار خون و کار پارسمپاتیک گشاد کردن رگ ها انقباض عضلات صاف ایجاد ترشح و تقلیل فشار خون میباشد. پاراسمپاتیک پس از اینکه از دماغ و مخ جدا شد همین که با اعصاب سمپاتیک یعنی همان اعصابی که از ستون فقرات شروع میشود مصادف شد از همان جا این دو عصب به موازات یکدیگر در تمام اعضای بدن دوش به دوش و همراه یکدیگر حرکت میکنند و چون اعمال این دو عصب مخالف یکدیگر است تا هنگامی که تحریکاتی از خارج بر آنها وارد نیاید و هر دو به موازات یکدیگر کار کنند تعادل بدن را حفظ نموده و این تعادل در صحت و سلامتی روحی و جسمی انسان دخالت تام دارد ولی هرگاه یکی از این دو اعصاب تعادل و توازن خود را از دست بدهند آنگاه به نسبت عدم تعادل هر یک اختلال روانی و کالبدی ( روحی و جسمی ) برای شخص ایجاد مینماید. کار مهم و حساس اعصاب سمپاتیک ایجاد امور فعال بدن است از قبیل بیداری جدیت و فعالیت در کارها ( که در اصطلاح طب قدیم صاحب آنرا حرارتی مزاج و خون گرم مینامند ) و کار مهم و حساس اعصاب پاراسمپاتیک درست مخالف سمپاتیک است یعنی عمل آن ایجاد سستی بی حالی خواب غفلت سهو نسیان اندوه حزن بیهوشی نزع و بالاخره مرگ است. وقتی که از خارج تحریکاتی در روی اعصاب شروع میشود اعصاب سمپاتیک یا پاراسمپاتیک به میزان تحریکات خارجی تعادل خود را از دست داده پایین یا بالا میروند بدیهی است به هر اندازه که فاصله بین این دو سیستم اعصاب ایجاد شود به همان اندازه نگرانی های روانی اغتشاشات فکری و خلاصه عدم تعادل روحی آغاز میشود. از جمله علل تحریکات خارجی که عدم تعادل بین اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک ایجاد میکند ارتعاشات موسیقی است موسیقی وقتی که با آهنگ های نشاط انگیز یا نواهای حزن آمیز و مخصوصا اگر با ارتعاشات عجیب و غریب موسیقی ( سمفونیک ) همراه گردد به طور مسلم تعادل لازمی را که بایستی بین دو دسته عصب (پاراسمپاتیک و سمپاتیک) وجود داشته باشد بر هم زده و در نتیجه اصول حساس زندگی را اعم از هضم جذب دفع ترشحات ضربان قلب و وضع فشار مایعات بدن از جمله خون و غیره را مختل ساخته و رفته رفته شخص را به گرفتاریها و امراض نزدیک میسازد که طب جدید با تمام پیشرفتهای حیرت انگیز خود در اغلب موارد از معاجله آن عاجز می ماند . خلاصه کلام ایجاد عدم تعادل و توازن بین اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک که بی نظمی در این دو اعصاب مشکلات زیر را به همراه دارد : اضطرابات گوناگون. عصبانیت. سستی. بی ارادگی. سرگیجه. مالیخولیا. نفخ معده. تحریکات قلبی . طپش قلب. بی نظمی.. انقباضات عروقی. اختلالات غدد مترشحه داخلی مخصوصا ( تیروئید و تخمدان ).اسپاسم لوله گوارش. آسم ( تنگی نفس ) ، مرض مانی ( نوعی جنون است که درجات گوناگونی دارد ).امراض مختلف روانی اغتشاشات فکری عدم تعادل روحی انواع و اقسام دیوانگی ها وفور سکته های قلبی و مغزی که در تمام دنیا روز به روز به فزونی است و فکر پزشکان بزرگ را به خود جلب نموده است 95% آنها نتیجه آثار همین تمدن شوم جدید است که قسمت حساس آن تعمیم موسیقی به وسیله رادیوها و ازیاد مجالس ساز و آواز و کنسرت میباشد . در اثر ایجاد سر و صداهای کنسرت ها وموسیقی های گوناگون فیلم ها است که آمار دیوانگان و بیماران روانی در تمام کشورها رو به ازدیاد رفته و هر روز بر شمار تیمارستان های کشورهای بزرگ جهان مخصوصا اروپا و آمریکا افزوه میشود.
قلب ماهیچه ای عضله ای که رشته حیات آدمی را به دست گرفته است.قلب یک انسان به طور معمول در هر 24 ساعت متجاوز از صد هزار مرتبه ضربان دارد و در هر دقیقه متوسط 70الی 75 بار می زند.و این تعداد ضربان بنابر موقعیت و نیاز بدن گاه تند می گردد گاه کند.که کار این تند نمودن و کند کردن ضربان قلب همانطور که در بحث پیش گفتیم بر عهده اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک می باشد.بنابراین مادامی که این دو عصب به وسیله های محرک های خارجی تحریک نشوند تعادل بین ضربان های قلب برقرار است. وهمان گونه که گفتیم اصوات موسیقی به خاطر زیر و بم هایی که دارند یکی از شدیدترین محرکهای اختلال در نظام اعصاب انسان می باشد . در نتیجه به خاطر تاثیر صدای موسیقی بر اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک در کار این دو عصب اختلال وارد می شود و بر اثر همین تاثیرات ضربان قلب از حالت عادی و طبیعی اش خارج می شود و چه بسا ادامه این حالت قلب به مرور زمان منجر به سکته یا بیماریهای خطرناک دیگر در افرادی می شود که با موسیقی سروکار دارند.
در کل اثرات موسیقی بر انسان چنین است:
1. مرض مانی ( نوعی جنون است که درجات گوناگونی دارد ). 2. مرض سیکلموتی ( نوعی بیماری روانی است که شخص بیمار گاهی میخندد و بعضی از اوقات از گرفته و غمگین است ) . 3. کوتاهی عمر 4. مرض پارانویا ( نوعی مرض روحی است که شخص ادعاهای بی مورد کرده و خود را شریف تر و بالاتر از همه می داند ) 5. ضعف اعصاب 6. اختلالات دماغی ( اغتشاشات مغزی هیجانات روحی و جنون ) 7. تاثیرات قلبی 8. واسطه انتحار و خودکشی 9. بیماری فشار خون 10. عامل فحشا 11. تضعیف و تضییع حس شنوایی ( سامعه ) 12. تضعیف و تضییع حس بینایی ( باصره ) 13. هیجان 14 . سلب راده و شکست شخصیت 15. سلب غیرت 16. عامل جنایت 17. جلب توجه غیر طبیعی 18. از دست دادن نیروی فکری 19. تضییع نیروی قضاوت 20. افسردگی و خمودگی 21. تهییج عشق ( یک نوع بیماری روانی است که مورد بحث و توجه روانکاوان است . گاهی شدت این بیماری به جایی میرسد که طرف خودش برای هلاکت خودش قیام کرده خویش را به آب و آتش می اندازد مسموم میکند خود را زیر اتومبیل معشوقه اش رها میکند و ..... و این بیماری گاهی شخص را به تیمارستان میکشاند) و ...........
آري گروهي ميگويند، موسيقي لذت بخش است و ساعات موسيقي صرف خوشي ميگردد، بايد گفت:
آيا بشر دانا ميتواند در برابر هر لذتي تسليم بدون قيد و شرط باشد؛ بشري كه آفرينش او براي تكامل آيين انسانيت و كسب فضايل و تحصيل خرد و دانش است، به هيچ وجه از نظر علم و فرهنگ زندگي مجاز نيست، تا سر حد بردگي و اسارت فكري كه منجر به زوال مشاعر خود و ديگران ميشود، در راه خوشي و لذت جانبازي نمايد!
لذتي كه در راه و رسم زندگي، موجب از دست دادن مشاعر، پيدايش ضعف اعصاب، اختلالات روحي، سستي و خمودي، بد بيني به جامعه، انزوا و گوشه گيري، عشق و بيچارگي، بهت و حيرت زدگي اتلاف وقت، انتحار و ديوانگي و غيره گردد و از همه بالاتر آدمي را از مسير حقيقي زندگي و خدمتگزاري جامعه باز دارد، براي مردم فهميده چه معنايي دارد؟
فردي كه موظف است در راه خدمت به جامعه و درك حقايق زندگي همه روزه بكوشد، تا به مرحله تكامل انسانيت برسد. كدام فرهنگ و قاموس؛ تفسير و معني كرده است؛ كه بايد ساعات گرانبهاي زندگي را به عنوان بردگي در برابر لذت صرف استماع زير و بم موسيقي و شنيدن يا خواندن اشعار عاشقانه و تصنيفهاي مسخره خوانندگان معتاد نمايد!؟
مرد و زن ما ديوانهاي را سرزنش ميكنيم، كه چرا كلام بيجا ميگويد و يا چرا در برابر كلام بيجا كه ميشنود ميخندد. آن وقت خود ما كه صبح تا شام صداي وسايل صوتي را باز كرده و صداهاي بيجا ميشنويم و آن صداها را تكرار ميكنيم و يا با آهنگ ويولن و آواز بيمحتواي خوانندگان؛ وقت گرانبهاي بالاتر از طلا را تلف ميكنيم. آيا در شمار ديوانگان نيستيم؟ و آيا هيچگاه فكر كرده ايم؛ آثار شوم تمدن غلط، ما را به عالمي رهبري ميكند كه ديوانه اگر عاقل شود؛ به جاي خنده به حال ما ميگريد! براي بشر معتقد به خرد و دانش، بسيار ناگوار است كه عمر عزيز خود را، به جاي كسب دانش و خدمتگزاري جامعه، صرف شنيدن چيزها يا كارهايي نمايد؛ كه نه او را به مقامات علمي رهبري كند و نه دريچهاي از منطق و خرد و دانش به روي او بگشايد! و .......... . موسيقي اگر از همه هنرها مطبوعتر باشد ولي چون به بشر چيزي نميآموزد از تمام هنرها پستتر است. آیه های قرآنی بر تحریم موسیقی
وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ ... ( اسراء / 64 ) در مورد آیه می توان به تفاسیر : " کابلی 3 / 525 – کشف الاسرار 5 / 578 – روح البیان 5 / 181 – قرطبی 10 / 288 – طبری 5 / 81 و 61 – آلوسی 8 / 111 و .... مراجعه کرد.
و من الناس من یشتری لهوالحدیث لیضل عن سبیل الله بغیر علم و یتخذها هزوا اولئک لهم عذاب مهین ( لقمان / 6) می توان به تفاسیر : " در المنثور 5 / 160 و 6 / 503 – ابن کثیر 3 / 442 و 6 / 331 – آلوسی 21 / 69 – طبری 21 / 39 و 20 / 127 – قرطبی 14 / 54 – روح البیان 7 / 65 – فتخ القدیر 4 / 310 –انوار القرآن 4 / 574 – کابلی 5 / 47 – معارف القرآن 10 / 475 و .... مراجعه کرد . "
رسول خدا (ص):گروهی از امت من در آخرالزمان به صورت خوک و میمون مسخ می شوند .عرض شد:یا رسول الله آیا اینها شهادت به یگانگی خدا و رسالت شما میدهند و روزه می گیرند و نماز می گذارند ؟ فرمود بلی عرض شد پس چرا باید مسخ شوند؟ فرمود برای اینکه ایشان آلت موسیقی می نوازند و شراب می نوشند .پس در حالی که به صورت خوک و میمون مسخ شده اند.
رسول گرامی اسلام (ص) فرمود: «اِنَ الله بَعَثنی هدیً وَ رَحمةً لِِِلعالَمین وَ اَمَرَنی اُن أمحُوَالمَزامیرَ وَ اَلمَعارفَ وَ الأوتارَ...» خداوند مرا برای هدایت و رحمت جهانیان مبعوث نمود، و دستور داد تا آلات غنا و موسیقی، مانند: نای، تنبور، تار و... را از بین ببرم.
همچنین رسول خدا (ص) فرمود: کسی که به لهو و موسیقی مطرب گوش دهد، در روز قیامت در گوشش سرب آب کرده ریخته می شود.
بزرگان دين مي فرمايند : «گوش دادن به غنا، قساوت قلب می آورد » و نيز « از غنا و موسیقی دوری کنید زیرا موسیقی حیاء را از بین می برد، شهوت را زیاد می کند. مردانگی را نابود می سازد، و هر کاری که شراب می کند موسیقی هم انجام می دهد .
می توان به این کتابها مراجعه کرده و از آنها استفاده صحیح نمود زیرا نوشتن مطالب بسیار است .
کتابهای فقهی :
المذاهب الاربعه 5 / 64و 5 / 180 – المهذب 2 / 327 – المجموع 20 / 230 و 4 / 390 – مغنی المحتاج 4 / 428 – تحفه المحتاج 10 / 218 – حاشیه الجمل 5/ 380 – البجیرمی 4 / 375 – الزواجر 2 / 405 و 408 - جواهر الفتاوی 2 / 245 – تربیه الاولاد 2 / 22 و 917 و 1 / 184 –
((برگرفته از وبلاگ در مسیر نیکبختی ))