بازشناخت مرشد کامل از ناقص

 بازشناخت مشایخ شایسته برای سالکان مبتدی کار ساده ای نیست و چه بسیار مریدان و سالکان نوپایی که از راه بازماندند به واسطه نیافتن شیخی درخور و پیری بر اسرار طریقت آگاه.

این شاید از صعب ترین تصمیم ها و اموری است که بدون آن، طی طریق ممکن نیست مگر در مواردی بسیار نادر و آن هم در مقام مریدان مجذوبی که به ندایی از عالم قدس به طریقت در می آیند و جام معرفت از دست انبیاءالله و اولیاءالله رضی الله عنهم اجمعین می نوشند، بی آنکه خدمت حضوری و با جسم ظاهر در محضر این بزرگان داشته باشند، آنچه که آن را تربیت از روحانیت شیخی یا نبی ای در گذشته می نامند.به هر حال در این مقال شیخ نسفی دیدگاه خود را در باب شروط شیخی و آداب مریدی می گوید که بسیار سودمند و مفید فایده است.

شیخ نسفی (رح) برای پیر کامل و مرشد طریقت چهار صفت بیان می دارد :

 اول آن است که متقی و پرهیزگار باشند و فرایض و سنن و آداب شرع را به غایت نگاه دارند و در قوت و لباس و مسکن ، احتیاط هر چه تمام تر به جای آورند . و از مال شبهت و مال وقف و زکات و از مال پادشاهان و از مال اصحاب مناصب و ظالمان دور باشند . حلال به دست آوردن و در قوت و لباس و مسکن احتیاط کردن ،‌ خاصیت نیک بسیار دارد که آن را جز کاملان ندانند و حرام به دست آوردن و در قوت و لباس و مسکن احتیاط ناکردن ، خاصیت بسیار دارد که آن را هم جز کاملان ندانند .

 دوم آن است که از مال و جاه ، گریزان باشند و چنانکه از مال و جاه گریزان باشند ، به باطن هم مال و جاه را دوست ندارند که دوستی مال و جاه ، سر همه ی معصیت هاست و علامت آن که ترک مال کرده آن است که مالش نباشد و اگر دهندش قبول نکند و با هیچ کس تکبر نکند و با همه کس متواضع باشد و در رفتن و نشستن خود را با اهل مناصب و اصحاب دنیا مانند نکند .

 سیّم آن است که هرگز تزکیه ی نفس خود نکند (یعنی نفس خود را پاک و مبرا از عیب نداند) و مدح خود نگوید ، یعنی از طاعت و تقوای خود نگوید و ایثار و بذل خود را حکایت نکند و اظهار معرفت و علم خود نکند ، بلکه همه تقصیر و نقصان خود و از کمال و حال دیگران حکایت کند و پیوسته از بی انصافی خود گوید و از انصاف دیگران یاد کند .

چهارم آن است که سخن بسیار نگوید و چیزی که از او سؤال نکنند ، نگوید و جواب به طریق اختصار گوید و اگر به یقین آن چیز را نداند ، گوید نمی دانم و به ظن و گمان و تخمین جواب نگوید .

پس هر کس که تربیت خلق می کند و این چهار علامت بیرونی در وی باشد ،‌ بسیار کس از صحبت وی سود کنند و هر کرا این چهار علامت نباشد ،‌ تربیت خلق بر وی حرام باشد که از صحبت او کس بسیاری زیان کنند و نقصان بی نهایت از او به خلق رسد .

 چون شیخی از اهل حق یافتی ، نگاه دار و خدمت او را غنیمت شمار و صحبت او را سر همه ی نعمت ها دان و خود را به وی تسلیم کن و وجود خود را از خود و رأی خود خالی ساز و باطن خود را از وی و ارادت وی و محبت وی پر گردان و هر چند که ترا از خود دور کند و از در خود براند - که ایشان را اختلاط هر کس و صحبت هر کس تحمل نباشد - ملازم در وی باش و جهد کن که چنان شوی که نتوانند که ترا قبول نکنند . چون مقبول وی شدی ،‌ راه راست یافتی و از اهل نجات گشتی .

پس از آنکه مرید ، مورد قبول شیخ واقع شد ، سلوک را آغاز می کند . سلوک شش شرط اصلی دارد که همه ی آنها به رابطه ی مرید و شیخ متصل است . این شرایط به قرار زیراند :

۱ - سالک باید شیخی را پیدا کند .

۲ - در طول حیات خود ، سالک نباید کسی را به اندازه ی شیخ دوست بدارد .

۳ - سالک باید تمام دستورهای شیخ را اطاعت کند .

۴ - سالک باید رأی و اندیشه ی خود را ترک کند و خود را تمامی به پیر بسپارد .

۵ - سالک نباید به شیخ خود اعتراض کند و یا اینکه وی را انکار کند . چون پیر است که بد و نیک سالک را می داند و ای بسا ، خود سالک از این ها بی خبر باشد .

۶ - سالک باید در طریقت ، ثبات و دوام داشته باشد .

این تعهدات ، دو شرط نسبت به طرفین هم دارد که از این قرار است :

شرط اول آن است که مرید در صحبت شیخ خود ، همچنان باشد که امت در صحبت پیغامبر خود  .

شرط دوم آن است که شیخ با هر مرید ، به قدر مقام وی سخن گوید .

  (( مطالب بالا بر گرفته از کتاب عزیز نسفی / نوشته ی لوید ریجون / ترجمه ی دکتر مجدالنی کیوانی . نشر مرکز چاپ اول ۱۳۷۸است.  برگرفته از وبلاگ اشارات))