سوال در مورد توسل و جواب ان
خداوند در سوره بقره آیه 186 میفرماید: وَ إِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَ لْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ (و هرگاه بندگان من از تو درباره من بپرسند [بگو] من نزديكم و دعاى دعا كننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت میكنم پس [آنان] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند باشد كه راه يابند) و در سوره فاتحه آیه 5 میفرماید: إِيَّاكَ نَعْبُدُ و إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ([بار الها] تنها تو را میپرستيم و تنها از تو يارى میجوييم ). رسول اکرم نیز به دخترش فاطمه میفرماید: اعملی یا فاطمه فانی لا اغنی عنک من الله شیئا (فاطمه تو خودت برای سعادت خودت در جهان دیگر کاری بکن، زیرا من در رابطه با تحقق فرمانهای خدا به هیچ وجه نمیتوانم نیازمندیهای تو را برآورم و کاری برای تو انجام دهم). با توجه به مقدمات بیان شده، خواهشمند است تا لزوم توسل و یا عدم قبول توسل به انبیا و صالحان خدا را بفرمایید.
جواب:
توسل در لغت به معني واسطه قرار دادن چيزي به جهت نيل به چيزي ديگر است. و در اصطلاح شرع، چيزي است كه بتوان با آن به خداوند متعال تقرب پيدا كرد. چيزيكه رضايت خداوند نيز در آن وجود دارد. به طور كلي، توسل به دو دسته تقسيم ميشود. الف: توسل مطلوب ب: توسل غير مطلوب. توسل مطلوب، توسلي است كه مورد رضايت خداوند متعال و شرع مقدس بوده و در قرآن كريم نيز بدان اشاره شده است. همچون توسل به اعيان و ذوات مقدسه از قبيل انبياء اولياء و حرم و كعبه. و نيز توسل به اعراض مشرفه از قبيل ايمان، طاعت، جاه و مقام. توسل غير مطلوب، توسّلي است كه نه پروردگار عالم به آن امر كرده و نه شرع مقدس آنرا روا ميدارد. خداوند متعال نيز اينگونه توسل را در قرآن كريم مذمت كرده و انسانها را از آن نهي فرموده است. همچون توسل بت پرستان به بتهائي كه با دستان خودشان ساخته اند.
در مورد توسل به غير خداوند، سه ديدگاه متفاوت وجود دارد.
الف: نظريه ی افراطي كه مشركان و بت پرستان به آن معتقد بودند. آنان وسائل و اسباب و لو حقير و پست را مقصود اصلي پنداشته و معتقد بودند آنان با ذات خود مؤثر بوده و در تأثير، به طور مستقله عمل كرده و حاجات و نيازهاي مردم را مستقيماً بر آورده ميسازند. به عقيده ی آنان، بتهاي ساخت دستان خويش، به درجه اي از وجاهت و كرامت دست يافته اند كه به خودي خود ميتوانند در بر آوردن احتياجات مردم مؤثر باشند.
ب: نگرش تفريطي كه خوارج زمانه، وهابيه و سلفيه به آن معتقد هستند. آنان همه ی وسائل اعم از بتهاي بت پرستان، پيامبران، اولياء الله، علماء و صالحين را به طور يكسان نفي كرده و همه ی آنها را در یک رديف از منهيات و مبتدعات قرار ميدهند. آنان معتقدند هر گونه توسل به غير خدا، شرك بوده و خداوند انسانها را از آن نهي نموده است. در نزد اينان، هيچگونه تفاوتي بين بتهاي ساخت دست بشر و پيامبران الهي و اولياء خداوند وجود ندارد.
ج: نظريه ی اعتدال و اقتصاد كه اهل سنت و الجماعت معتقد به آن است. اهل سنت و الجماعت واقعي معتقد است، در عين اينكه خالق و فاعل همه ی امور خداوند است، اما خداوند متعال به برخي از وسائل همچون پيامبران و اولياء الله و علماء، به گونه اي از وجاهت و كرامت اعطاء نموده است كه هر كس نيازهاي خود را به واسطه ی اين بزرگان از درگاه خداوند طلب نمايد، خداوند هرگز ايشان را نااميد نساخته و به حرمت و عظمت آن عزيزان، خواسته هاي آنان را بر آورده ميسازد.
خداوند متعال در آية 35 سوره مائده چنين ميفرمايد: «يَا اَيُّهَا الَّذِيْنَ آمَنُوْا اتَّقُوْا اللهَ وَ ابْتَغُوْا اِلَيْهِ الْوَسِيْلَةَ وَ جَاهِدُوْا فِيْ سَبِيْلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُوْنَ» صَدَقَ اللهُ الْعَظِيْمُ.
خداوند متعال در اين آيه، مؤمنان را به تقواي الهي فرا خوانده و امر به اتخاذ وسيله مينمايد و از مؤمنان ميخواهد جهت اعتلای كلمة الله مجاهده نمايند تا رستگار شوند.
اتخاذ وسيله، در اصطلاح شرع، عبارت است از چيزي كه موجب تقرب بنگان به خداوند متعال ميگردد. هيچگونه تفاوتي نیست كه آن وسائل، اعمال صالحه باشند همچون نماز و روزه ... يا اعيان فاضله همچون انبياء و اولياء الله و صالحين. لذا هرگاه توسل به غير خدا در يكي از اين موارد صحيح باشد، قطعاً در نوع ديگري نيز صحيح خواهد بود. بنابر اين، حكم بر صحت توسل در عبادت و باطل شمردن توسل به پيامبران و بزرگان دين، جز حماقت و ناداني در امور شرعيه، چیز دیگری نمیتواند باشد.
حضرت علامه اسماعيل الحقي البروسوي در تفسير اين آيه چنين ميفرمايد:
اولاً: آيه ی كريمه به صراحت امر به اتخاذ وسيله ميكند و هيچ گريزي از آن نيز وجود ندارد زيرا رسيدن به خداوند جل شأنه، جز با وسيله، با چيز ديگري امكان پذير نميباشد. منظور از وسليه، پيامبران و اولياء الله و علماء حقيقت هستند.
ثانياً: طبق قاعده ی مسلّم اصولين «هرگاه لام تعريف اشاره به معهود نباشد، عموميت مراد خواهد بود»، واژه ی «الوسيله» در اين آيه هيچگونه اشاره اي به معهود نبوده است. لذا عموم وسيله مراد بوده و اختصاص آن به يك مورد خاص، به هيچوجه صحيح نميباشد.
گذشته از اين، در ابتداء آيه، خداوند متعال مؤمنين را به تقواي الهي دعوت ميكند. تقواي الهي عبارت است از انجام تكاليف شرعي و اجتناب از منهيات. اكنون اگر از واژه ی «الوسيله»، همان اداء تكاليف شرعي همچون نماز و روزه را اراده كنيم، هيچگونه افاده ی معناي جديدي نكرده، بلكه تاكيد بر معناي قبلي خواهد بود. لذا بنا به فرموده ی اصوليين، «تأسيس بهتر از تأكيد است» به جهت افاده ی معناي تأسيس، لازم است از واژه ی «الوسيله» اعيان فاضله همچون پيامبران و اولياء الله و صالحين مراد گردد.
خداوند متعال در آيه ی 57 سوره اسراء چنين ميفرمايد: «اُولَئِكَ الَّذِيْنَ يَدْعُوْنَ يَبْتَغُوْنَ اِلَي رَبِّهِمْ الْوَسِيْلَةَ اَيَُّهُمْ اَقْرَبُ وَ يَرْجُوْنَ رَحْمَتَهُ وَ يَخَافُوْنَ عَذَابَهُ». يعني آن كساني را كه (مسيحيان و يهوديان) به فرياد ميخوانند (همچون عيسي و عزير عليه السلام)، آنان كه از همه مقربترند، آنان نيز براي تقرب به پروردگارشان وسيله ميجويند و به رحمت پروردگار شان اميد وار و از عذاب او هراسناكند.
حضرت علامه محي السنة در كتاب خود «تفسير لباب التاويل في معاني التنزيل جلد 3 صفحه 182 و در تفسير اين آيه ميفرمايد: «مَعْنَاهُ يَنْظُرُوْنَ اَيُّهُمْ َاقْرَبُ اِلَي اللهِ فَيَتَوَسَّلُوْنَ بِهِ». يعني آنان (حضرت عيسي و عزير عليهما السلام) به وسائل مينگرند و هر كدام را كه به پروردگار مقربترند بر ميگزينند و به آن متوسل ميشوند. بنابراين، شايسته است هر انسان مكلف براي رسيدن به تقرب الهي، و بخاطر جلب رضايت و محبت پروردگار، آن كسي را كه در رتبه اي والاتر و بالاتر از خود قرار دارد، وسيله قرار دهد و از وي استمداد بطلبد. اگر وسيله قرار دادن، شرك محسوب ميشد، لازم ميآمد كه انبياء الهي همچون حضرت عيسي و عزیر عليهما السلام نيز نعوذ بالله، مشرك باشند. خداوند همه ی ما را از انحراف و كج فهي نگاه بدارد.
باز خداوند متعال در آيه ی 89 سوره بقره اينچنين ميفرمايد: «وَ كَانُوْا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُوْنَ عَلَي الَّذِيْنَ كَفَرُوْا، فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوْا كَفَرُوْا بِهِ فَلَعْنَةُ اللهِ عَلَي الْكَافِرِيْنَ». يعني قبلاً (هنگامي كه با مشركان به جنگ بر ميخاستند، با ذكر نام پيامبر آخرالزمان كه در كتابهايشان آمده بود، از ايشان ياري ميخواستند) و اميد فتح و پيروزي بر كافران را ميداشتند. پس لعنت خدا بر كافران باد.
حضرت علامه محمد علي الصابوني در كتاب خود «صفوة التفاسير» جلد 1 صفحه 63 و در ذيل اين آيه مينويسد: آنان هنگامي كه ميخواستند به نبرد با دشمنان خود اقدام كنند، ميگفتند: خداوندا ما را به خاطر پيامبر آخر الزمان كه نويدش را در تورات داده اي، پيروزي و سربلندي اعطاء فرما. اما آن هنگام كه پيامبر آخر الزمان مبعوث گرديد، وي را شناختند و ايمان نياوردند و از روي حسادت، منكر رسالت ايشان شدند.
نتيجه اي كه ميتوان از اين آيه و تفسير آن گرفت اين است كه ، هرگاه قومي به يك پيامبر كه هنوز به دنيا نيامده است، توسل كرده و از وي در جهت نيل به اهداف خود استمداد بطلبند و هرگز مشرك هم نباشند، قومي كه آن پيامبر هرگز براي آنان مبعوث نشده است، پس چگونه امت آن پيامبر، كساني كه پيامبر آخرالزمان براي آنان مبعوث شده و آنان را به سعادت دارين رهنمون شده است، نميتوانند از پيامبر خود، از راهنما و منجي خود، استمداد بطلبند؟ چگونه توسل به پيامبري كه رحمة للعالمين است، شرك بوده و متوسلين همگي مشرك محسوب شوند؟ به هيچوجه عقل و نقل اين عقيده را قبول نميكند. به نظر من اين عقيده، جز زائیده ی يك فكر مريض و جاهل كه از سوي دشمنان قسم خورده ی اسلام هدايت ميشود، چيز ديگري نميتواند باشد.
باز خداوند متعال در آيه ی 93 سوره ی يوسف ميفرمايد: «اِذْهَبُوْا بِقَمِيْصِي هَذَا فَألْقُوهُ عَلَي وَجْهِ اَبِي يَأتِ بَصِيْراً». يعني اين پيراهن مرا با خود ببريد و آن را بر چهره ی پدرم بيافکنید تا بينا گردد. حضرت يوسف عليه السلام، جهت رفع كوري و نابينايي پدرش حضرت يعقوب عليه السلام، به لباسی توسل جست كه از اجداد خود به ارث برده بود. چنانچه در آيه بعدي سوره ی يوسف آمده است: هنگامي كه پيراهن يوسف عليه السلام بر چهره ی حضرت يعقوب گذاشته شد، به اذن خداوند متعال، عمي و كوري يعقوب عليه السلام بر طرف گرديده و نور ديده و روشنايي بصر به آن حضرت باز گشت. نتيجه اي كه از اين آيه ميتوان گرفت اين است كه، هرگاه توسل به لباس و اشياء جامد و بي اراده اي كه فقط بخاطر تماس با بزرگان و دوستان خدا متبرك شده اند جائز باشد، چگونه به شخص و ذات پيامبران و اولياء خدا توسل نكرد؟ چگونه ممكن است توسل به پيامبران و اولياء خدا شرك باشد؟ در حالي كه خود پيامبران و دوستان خدا متوسل به اسباب ميشدند؟
هنگامي كه حضرت آدم عليه السلام از فرمان الهي سرپيچي كرده و از ميوه ممنوعه خورد و مدت زيادي توبه اش در درگاه خداوند مورد قبول واقع نشد، آخر الامر به درگاه خداوند رو كرده و اينچنين طلبيد: «يَا رَبَّ اَسْاَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ لَمَّا غَفَرْتَ لِيْ». يعني پروردگارا ! تو را به حق محمد قسمت ميدهم كه از تو جز قبولي توبه ام، چيز ديگري از درگاهت نميخواهم. خداوند فرمود: اي آدم! من محمد را خلق نكرده ام تو چگونه آن را ميشناسي؟ حضرت آدم فرمود: پروردگارا ! هنگامي كه مرا در بهشت خلق كردي و روح به بدن بي جانم دميدي، آنگاه كه چشمانم را باز كردم، به ستونهاي عرش چنين عباراتي را مشاهده كردم: «لا اله الا الله محمد رسول الله» پس فهميدم كه بهترين و محبوبترين كس را به همراه نامت ذکر خواهی کرد. بنابراين با نام اين رسول قبولي توبه ام را از تو خواستار شدم. خداوند فرمود: راست ميگويي اي آدم! او محبوب ترين کس نزد من است اكنون كه با نام او از من طلب مغفرت نموده اي، گناهت را ميبخشم و مغفرت ميكنم. اگر محمد نبود تو را نيز خلق نميكردم. او آخرين پيامبر از ذريه و سلاله تو خواهد بود. اين حديث در الانوار المحمديه ص 14 و وفاء الوفاء ج 4 ص 1372 و البدايه و النهايه ج 1 ص 180 و مجمع الزوائد ج 8 ص 253 و ابواب الفرج ص 289 و شرح المواهب ج 1 ص 62 و تفسير روح البيان ج 1 ص 112 ذكر شده و حاكم در مستدرك خود، اين حديث را صحيح دانسته است.
حضرت عثمان بن حنیف در یک حدیث طولانی، واقعه ای را از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم نقل کرده و میفرماید: شَهِدْتُ رَسُولَ اللهِ صلي الله عليه و سلم وَ اَتَاهُ رَجُلٌ ضَرِيْرٌ فَشَكي اِلَيْهِ ذَهَابَ بَصَرِهِ فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ صلي الله عليه و سلم او تصبر؟ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللهِ اِنَّهُ لَيْسَ لِيْ قَائِدٌ وَ قَدْ شَقَّ عَلَيَّ فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ صلي الله عليه و سلم: اِئْتِ الْمِيْضَاةَ فَتَوَضَّأْ ثُمَّ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ ادْعُ بِهذِهِ الدَّعَوَاتِ (اللّهَمَّ اِنِّيْ اَسْأَلُكَ وَ اَتَوَجَّهُ اِلَيْكَ بِنَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ صلي الله عليه و سلم نَبِيِّ الرَّحْمَةِ يَا مُحَمَّدُ اِنِّيْ اَتَوَجَّهُ بِكَ اِلي رَبِّيْ فَيَقْضِيْ حَاجَتِيْ) فَقَالَ: عُثْمَانُ بْنُ حُنَيْفٍ فَوَاللهِ مَا تَفَرَّقْنَا وَ طَالَ بِنَا الْحَدِيْثُ حَتَّي دَخَلَ عَلَيْنَا الرَّجُلُ كَاَنَّهُ لَمْ يَكُنْ بِه ضُرٌّ قَطّ. قَالَ الطَّبَرَانِيُّ بَعْدَ ذِكْرِ طُرُقِهِ و الْحَدِيْثُ صَحِيْحٌ. حضرت عثمان بن حنیف رضی الله عنه، طی نقل واقعه ای میفرماید: روزی نزد حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم بودم که شخصی نابینا پیش آنحضرت آمد و از نابینایی خود به ایشان شکایت کرد. حضرت فرمودند: آیا صبر کنی بهتر نیست؟ وی گفت: یا رسول الله! من شخصی نابینا هستم و کسی را نیز ندارم تا از دستم گرفته و مرا به مسجد آورد لذا برایم بسیار مشکل است. آنحضرت فرمودند: «پس برو وضوء بگیر و به مسجد رفته و دو رکعت نماز نافله اداء کن. سپس این دعاء را بخوان: خداوندا! من بواسطه ی پیامبر و نبی رحمتت، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم به تو رو کرده و از تو میخواهم، ای محمد من بوسیله ی تو به خداوند رو میکنم، پس حاجت مرا برآورده ساز، سپس هر چه میخواهی از خداوند بطلب». حضرت عثمان بن حنیف در ادامه میفرماید: به خدا سوگند، صحبت ما به درازا کشید و ما همچنان مشغول صحبت بودیم که همان شخص نابینا، اکنون با چشمانی بینا وارد شد، گویا هیچگونه مشکلی در چشمان خود نداشته است. طبرانی پس از ذکر طرق این حدیث میفرماید: این حدیث صحیح است.
از ابی الجوزاء رضی الله عنه روایت شده که ایشان فرموده اند: قُحِطَ اَهْلُ الْمَدِيْنَةِ قَحْطاً شَدِيْداً فَشَكَوْا اِلي عَائشَةَ فَقَالَتْ اُنْظُرُوا قَبْرَ النَّبِيِّ صلي الله عليه و سلم فَاجْعَلُوا مِنْهُ كُويً اِلَي السَّمَآءِ حَتَّي لايَكُونَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ السَّمَآءِ سَقْفٌ فَفَعَلُوا فَمُطِرُوا حَتَّي نَبَتَ الْعُشْبُ وَ سَمِنْتِ الاِبْلُ حَتَّي تَفَتَّقَتْ مِنَ الشَّحْمِ فَسُمِّيَ عَام الفَتْق. یعنی، قحطی بسیار شدیدی به مدینه آمد. مردم پیش حضرت عایشه رضی الله عنه آمده و از شدت قحط، به ایشان شکایت نمودند. آنحضرت فرمودند: پیش قبر حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم رفته و سقف گنبد آنرا سوراخ کنید طوری که ما بین قبر پیامبر و آسمان، هیچگونه سقفی موجود نباشد. اصحاب به محض اینکه دستور حضرت عایشه رضی الله عنها را اجراء کردند، باران سختی آمد طوری که علفهای بسیار روئید و پوست شتران از شدت فربهی، ترک برداشت. لذا آن سال را «عام الفتق» نامیدند.
حضرت انس رضی الله عنه از حضرت عمر رضی الله عنه حدیثی روایت کرده میفرماید: اَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ رضي الله عنه كَانَ اِذَا قُحِطُوا اِسْتَسْقي بِالْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ فَقَالَ: اَللّهُمَّ اِنَّا كُنَّا نَتَوَسَّلُ اِلَيْكَ بِنَبِيِّنَا فَتَسْقِيْنَا وَ اِنَّا نَتَوَسَّلُ اِلَيْكَ بِعَمِّ نَبِيِّنَا فَاَسْقِنَا قَال: فَيُسْقَوْنَ. یعنی، حضرت عمر رضی الله عنه هرگاه با قحطی مواجه میشدند، با واسطه قرار دادن حضرت عباس بن عبدالمطلب، از خداوند طلب باران کرده و میفرمودند: پروردگارا! ما قبلا با توسل به پیامبر و رسولت، از درگاهت طلب باران میکردیم و تو هم باران را به ما ارزانی میداشتی. اما اکنون ما به عموی آنحضرت متوسل شده و با توسل کردن به او، از درگاهت باران میطلبیم، خداوندا! باران رحمتت را بر ما فرو ریز! راوی میفرماید: هر وقت که اینچنین دعاء میفرمودند، همیشه باران رحمت الهی بر ما نازل میشد.
حضرت امام ابو الحسن شاذلي نيز فرموده اند: «مَنْ كَانَتْ لَهُ اِلَي اللهِ حَاجَةً وَ اَرَادَ قَضَائَهَا فَلْيَتَوَسَّلَ اِلَي اللهِ تَعَالَي بِالامامِ الْغَزالي». يعني هرگاه كسي حاجتي از خداوند داشته و برآورده شدن آن را از خداوند بخواهد، لازم است كه او به حضرت امام محمد غزالي توسل نمايد.
حضرت امام شافعي رحمه الله تعالي نيز به اهل بيت پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم توسل كرده و فرموده اند: آلُ النَّبي ذَريعتي/ وَ هُم اليه وسيلتي اَرْجو بهم اعطي غدا / بيدي اليمين صحيفتي. يعني اهل بيت نبي اكرم صلي الله عليه و سلم، ذريعه و وسيله ی من است. من آرزو ميكنم كه در آخرت بخاطر ايشان، كتاب اعمالم از سمت راستم داده شود.
در منابع فقهي اهل سنت حنفي و در كتاب «الفتاوي البزازية» نيز بر جواز توسل تصريح كرده و آمده است: «اَللَّهُمَّ اِنِّيْ اَسْئَلُكَ بِحُرْمَةِ فُلَانٍ عِنْدَكَ وَ يَذْكُرُ نَبِيَّاً اَوْ وَلِيّاً اَوْ صَالِحاً اَوْ عَالِمَاً حَيّاً اَوْ مَيْتَاً كَمَا نُقِلَ عَن بَعْضِ العَارِفِيْنَ اَنَّهُ كَانَ يَقُوْلُ لِلْمُرِيْدِيْنَ اِذَا سَاَلْتُمْ مِنَ اللهِ تَعَالَي شَيْئَاً فَسْئَلُوْا بِيْ فَاِنِّيْ اَنَا الوَاسِطَةُ الآنَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُ». يعني كسي كه به خداوند رو كرده و از ايشان بر آورده شدن حاجات خود را تقاضا نمايد، شايسته است كه نام يكي از پيامبران، اولياء الله، صالحين و علماء را كه زنده باشند با مرده، ذكر كرده و از خداوند بخاطر حرمت و وجاهت ايشان، بر آورده شده حاجات خود را تقاضا نمايد. همچنانكه از بعضي از عارفين نقل شده است كه ايشان به مريدان خود توصيه كرده و ميفرمودند: هرگاه ميخواهيد از خداوند چيزي تقاضا نمائيد، حتماً مرا واسطه قرار داده و از درگاه وي طلب نمايد، زيرا هم اكنون من واسطه بين شما و خداوند متعال هستم.
خلاصه کلام اینکه توسل مطلوب نزد شارع و خداوند سه نوع است
.الف: توسل به ذوات فاضله.
ب: توسل به عبادات
ج: توسل به جاه و مقام، كه همگي نزد شرع مقدس و در مذهب اهل سنت و الجماعت مشروع بوده و صحيح ميباشند.
(( برگرفته از سایت عرفانی حوزه علمیه عرفانی عرفان اباد ))