شیخیت و شروط آن از نظر تصوف
شیخیت و شروط آن از نظر تصوف
احمد بن زروق گوید : شرایط شیخی که مرید خود را تحت اراده و اداره او قرار می دهد پنج چیز است :
علم صحیح – ذوق صریح – همّت والا – حالات پسندیده و بینش قوی. همچنین اگر کسی از صفات پنجگانه ی زیر ، یکی را داشته باشد ، شایستگی مقام شیخیت را ندارد و رهبریش صحیح نمی باشد : جهل به دین – فرو گذاشتن احترام مسلمانان – دخالت در آنچه که مناسب و در خور او نیست(مالایعنی) – پیروی از هوا و هوس در هر مورد ، و بد اخلاقی از روی بی توجهی.
در صورت دارا بودن موارد فوق و یا عدم شایستگی ، شیخی کامل محسوب نمی شود و آنگاه باید به کاملترین فرد آن قوم روی آورد و در موارد نقص ، دیگران را سرمشق خود قرار دهد (( از کتاب قوانین حکم الاشراق الی کافة الصوفیه فی جمع الآفاق)).
امام سیّد احمد رفاعی در کتاب برهان مؤیّد ص43 و 44 ، گوید : (( با ما باشید ، همدمی با ما چون پادزهر است و جدایی از ما ، سمّ کشنده ، دوست من ! اگر گمانت این است که به خاطر دانشت از ما روی گردانی ، بدان ، علم بدون اخلاص در گرو پذیرش خطرات است ؛ کسی که تو را به عمل وا می دارد ، کسی که تو را از سم ریا ، آگاه می کند ، آن که راه راست و استوار را به تو می نماید از روی اخلاص است. خداوند دانا و آگاه ما را این چنین آگاه می فرماید : فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ (نحل/43) : اگر خود آگاهی ندارید ، از آگاهان بپرسید و دانا شوید. و اضافه می کند :(( ای گرفتار حجاب (غفلت و نادانی) به درگاه ما روی آور ، زیرا بودن تو در اینجا ، هر لحظه تو را به درگاه انابت خدای تعالی نزدیکتر می سازد و انابه ما نزد خدا ، پذیرفتنی است . خدای تعالی فرماید :... وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ...(لقمان/15) : از کسی پیروی کن که به سوی ما بازگشته و توبه و انابه پیشه کرده است . و بالأخره از همه ی کسانی که با هم هستند و در کنار هم ، یکی از آنها یا شیخ است ، یا برادر و یا مُرید ، اگر شیخ است باید مرشدی کامل و پایبند، شریعت و دین و از اصول طریقت و ارکان و آدابش ، از خلوت و جلوت و ذکر و اوراد و رازها و مراحل سلوک ، براساس همان طریقت قولی ، عملی و حالی حضرت(ص) آگاه باشد. و از کبر و خودپسندی پاک بماند. و کینه جویی و حسد نسبت به مشایخ و بزرگان طریقت و دسیسه ها و نقشه های سوء را کنار بگذارد ، اهل تواضع و حرمت دیگران ، چه فقرا و چه مشایخ و غریبان و ... گشاده زبان در بیان مطالب بوده موارد لازم را در پاسخ به مسائل شرعی دارد ، پاکیزه سرشت و پاکدل و پاک زبان و ثابت قدم و مُجاز از جانب کسانی که سلسله ی طریقت آنها به رسول خدا(ص) و خاندانش مرتبط گردد.
استادم؛ سیّد احمد عزّالدین صیّاد رفاعی گوید : بدان هر کس در این طریقت والای رفاعیه ، بر مسند شیخیت می نشیند ، نایب شیخ بزرگوار طریقت و سرور سیّد احمد رفاعی (رح) است پس بر اوست ، که نسبت به اوامر و نواهی خدا آگاه بوده ، مسائل عبادی را دقیقاً مورد نظر دارد ، خوش اخلاق ، پاک مرام ، آگاه به احکام طریقت ، سالک مسلک کامل و شیخی زاهد و متواضع و بردبار و برخوردار از وَجد و حال و درستی گفتار ، تیزهوش و گشاده زبان و مصون از عوارض شطح باشد ، ادعا و برتری جویی را در سر نپروراند دوستدار استاد و نگهدار احترام او در حیات و ممات ، همواره همراه با حق و حقیقت بوده ، اعتدال و انصاف را در سخن و عمل مراعات نماید و خدا را در همه ی حال در نظر دارد.
استاد ما ؛ سیّد محمّد ابوالهدی صیادی رفاعی در کتابش((العقد النضید فی آداب الشیخ و المرید)) یاد آور می شد که شایسته است شیخ طریقت دوازده صفت را دارا باشد : دو صفت از صفات خدای تعالی : (( حِلم و سِتر)) دو صفت از صفات حضرت پیامبر(ص) : (( رأفت و رحمت)) دو صفت از صفات حضرت صدیق اکبر(رض) : (( صدق و تصدیق)) دو صفت از صفات حضرت فاروق اعظم(رض) : ((امر به معروف و نهی از منکر)) دو صفت از صفات حضرت عثمان (رض) : ((حیا و تسلیم)) دو صفت از صفات حضرت علی کرّار (رض) : ((زهد کامل و شجاعت)) . اگر کسی متّصف به این صفات شد و ثابت قدم ماند و بی آلایش ، شایستگی رهبری این طریقت را دارد.
در طریقت رهبر دانا گزین زانکه ره دور است و رهزن در کمین
رهبری باید به معنی سربلند از شریعت از طریقت بهره مند
اصل و فرع و جزء و کل آموخته شمع از نور علم افروخته
ظاهرش از علم کسبی با خدا باطنش میراث دار مصطفی....
((از تفسیر روح البیان)).
همچنین در سخنان و اشعار مبارک حضرت سید شیخ عبدالقادر گیلانی (قدس سرّه) آمده :
إذا لم یکن للشیخ خمس فوائد و الاّ فَدَجّال یقوّد الی الجهل
علیهم بأحکام الشریعة ظاهراً و یبحث عن علمِ الحقیقةِ عن اصل
و یُظهَر للوارد بالبشر و القری و یخضع للمسکین بالقول و الفعل
فهذا هو الشیخ المعظم قدره علیهم بأحکام الحرام من الحل
یذهب طلاب الطریق و نفسه مهذبة من قبل ذو کرم کُلّی
اگر این پنج صفت در شیخ نباشد ، دجال زمان است و دیگران را به سوی نادانی می برد. به احکام ظاهری شریعت آگاه بوده ، اصول حقیقت را دنبال کند . با خوشی و بشارت پذیرای مهمان و غریب و نسبت به مساکین ، قولاً و عملاً متواضع همچو شیخی عظیم القدر ، آگاه به حلال و حرام احکام الهی.
از جانب صاحب کرمی آگاه مهذّب شده در پی تهذیب خود و شاگردانش بماند.
و اگر یکی از هم صحبتان ، برادر است ، باید خدمتگذار دیگران باشد ، با سعه صدر اشراف کلّی بر آنها داشته و با شادمانی و سرور و لذت در خدمت آنها بماند و نهایت کوشش را در خوشنودی آنها صرف نماید حضرت رسول اکرم(ص) فرمود : الخادم فی امان الله مادام فی خدمة اخیه المؤمن (( خدمتگذار مردم تا زمانی که در خدمتگذاری آنها باشد در امان و کنف حمایت خداست)). و فرمود : واللهُ فی عونِ العبد ما کان العبدُ فی عونِ اخیه : (( خداوند همواره یار کسی است که به یاری دیگران برخیزد)). و فرمود : خادمَ القوم اعظمهم اجراً : (( خدمتگذار مردم بالاترین پاداش را دارد(روایت از دیلمی).
(( منبع : کتاب صوفیه و تصوّف برگرفته از وبلاگ طلاب عرفانی اهل سنت و جماعت تالش ))