کرامات حضرت عمر فاروق رضی الله عنه
کرامات حضرت عمر فاروق رضی الله عنه
1- امام بخاری رحمه الله علیه از حضرت ابوهریره رضی الله تعالی عنه روایت می کند که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم ارشاد فرمودند: که در بین امتهای قبلی اشخاصی موجود بودند که در دلهایشان از جانب الله تعالی سخنان القاء می شد، یعنی به انها الهام می شد واگر در بین امت من چنان شخصیتی موجود باشد پس ان عمر رضی الله عنه می باشد. همچنین علامه طبرانی در کتاب اوسط از ابو سعید خدری رضی الله عنه حدیث طولانی را بیان می کند که الله تعالی برای هر امتی که نبی فرستاده است در بین همان امت حتما یک شخص ملهم( الهام شونده) در بین انها بوده که قبل از امدن همان نبی بر او الهام می شد واگر در بین امت من چنین شخصی باشد که بر او الهام می شود، پس ان شخص عمر رضی الله عنه است. صحابه پرسیدند که بر کسی که الهام می شود پس کیفیت ان چگونه است؟ رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند که به زبان وی فرشته سخن می گوید یعنی بر کسی که الهام می شود، کیفیت وی چنان است که هر انچه فرشته به او بگوید وی همان سخنان فرشته را به انسانها می رساند و از جانب خود هیچ سخنی را به کسی نمی گوید و سند این حدیث معتبر است و این دو حدیث کرامت عمر فاروق رضی الله عنه را که صاحب الهام بوده اند ظاهر می سازد، پس اگر در امم گذشته صاحبان الهام پیدا میشدند پس در این امت محمدی صلی الله علیه وسلم که از نگاه علم وفضیلت خیلی بهترند و به نعمت الهام زیاده تر مشرف شده اند. باران الهامای خداوندی بر قلب فاروق اعظم رضی الله عنه به خاطرصفات برجسته روحی وی بود و در قران کریم و احادیث تقریبا بیست و دو جا طوری است که در انجا رای و نظر عمر فاروق رضی الله عنه عیناً مطابق احکام و فرمان خداوندی ثابت گردیده است و این از کرامات ایشان است.( تاریخ الخلفاء ص 87 و 89) .
2- امام ترمذی (رح) از حضرت بی بی عائشه صدیقه رضی الله عنها روایت می کند که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم ارشاد فرمودند: من انسانها وجنیات و شیاطین را دیدم که انها از ترس حضرت عمر رضی الله عنه می گریختند.( تاریخ الخلفاء ص 84).
امام احمد رحمه الله علیه از حضرت بریده رضی الله عنه روایت می کند که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم ارشاد فرمودند: ای عمر شیاطین از تو خوف میکند.
3- از حضرت ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که حضرت عمر فاروق رضی الله عنه لشکری را تحت قیادت ساریه رضی الله عنه به جهاد فرستادند، روزی سیدنا عمر الفاروق رضی الله عنه روز جمعه خطبه می خواندند که در عین خطبه خواندن فرمودند: ای ساریه به طرف کوه بیا و سه بار تکرار فرمودند وهمگان متعجب شدند، اندک زمانی بعد که لشکر اسلام امد وکار گزاری داد، گفتند که نزدیک بود یک روز ما شکست بخوریم، ولی ناگهان این صدای عمر رضی الله عنه که می گفت ای ساریه به طرف کوه بیا و سه بار این صدارا شنیدیم و بعدا ما به طرف کوه امدیم والله تعالی مشرکین را شکست داد. حضرت ابن عمر رضی الله عنهما می فرماید که مردم به سیدنا فاروق اعظم رضی الله عنه گفتند خوب پس همین بود که شما در بین خطبه جمعه ای ساریه به طرف کوه بیا را می گفتید وان مکان که حضرت ساریه رضی الله عنه انجا جهاد می کرد در شرق نهاوند بود. ابن حجر در اصابه ، این حدیث را معتبر گفته است. ( تاریخ الخلفاء ص 89).
4- از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که حضرت فاروق اعظم رضی الله عنه از شخصی سوال کرد و گفت نامت چیست؟ وی جواب داد اسم من جمره ( جرقه اتش) است فرمود نام پدرت چیست؟ جواب داد اسم پدر من ابن شهاب ( پسر شعله) است،دوباره سوال کرد که از کدام قبیله ای؟ در جواب گفت : حرقه (سوزش) ، باز پرسیدند که محل سکونت شما کجاست؟ جواب داد که محل سکونت ما در ذات نطی (صاحب شعله ) است.فاروق اعظم رضی الله عنه بعد از شنیدن سخنان وی فرمود: برو احوال خاندانت را بگیر که همه سوخته اند، ان شخص هنگامی که به خانه خود رفت دید همه خاندانش سوخته اند این واقعه تاریخی را ابوالقاسم بن بشران در کتابی بنام فواید و حضرت امام مالک (رح) در موطا، لبن درید در اخبار مشهوره و ابن کلبی در جامع بیان نموده اند، در این واقعه کرامات حضرت عمر رضی الله عنه هویدا است. (تاریخ الخلفاء ص 90 ).
5- ابن عساکر( رح) از حضرت طارق بن شهاب رضی الله عنه روایت می کند شخصی بود که هنگام صحبت به حضرت عمر فاروق رضی الله عنه سخنان دروغ می گفت. پس هر بار در سخنانش دروغ می گفت حضرت فاروق اعظم رضی الله عنه به او می فرمودند که این سخن را به یاد داشته باشی. بالاخره هر جا سخن دروغ می گفت عمر الفاروق رضی الله عنه تذکر می دادند تا سخنانش تمام شد وان شخص به حضرت عمر رضی الله عنه گفت که در جریان صحبت هر جا که مرا تذکر می دادید همه ان سخنان دروغ بودند و الباقی صحبتهایم راست بود.
حافظ الحدیث ابن عساکر ( رح) از حضرت حسن بصری رحمه الله علیه روایت می کند که در زمانه اصحاب کرام حضرت عمر رضی الله عنه در دروغ شناسی نهایت کمال را داشتند و این در حقیقت کشف و کرامات ایشان بود.( تاریخ الخلفاء باب کرامات عمر رضی الله عنه ص 91 ).
6- علامه بیهقی ( رح) در کتاب دلایل از ابی مدبه جمعی روایت بیان می دارد هنگامی که خبر سنگسار شدن حاکم بزرگ عراقی ها به حضرت عمر رضی الله عنه رسید ایشان در اثر این حرکت ناشایسته خیلی ناراحت شدند، لذا در وقت ادای نماز سهوی انجام شد و ایشان سجده سهو انجام دادند وپس از ادای نماز در دعا فرمودند: یا الله جل جلاله این عراقی ها ی ظالم مرا به اشتباه انداختند و در ادای نماز از من سهوی سر زده شد، بار خدایا تو هم انان را به اشتباه بیندازی و هر چه زود تر حکومت عمر ثقفی را بر ایشان مسلط بگردان تا این حکومت جدید مانند دوران جاهلیت بر ایشان حکمفرمائی کند، چرا که اوبه نیک و بد رعیّت هیچ گونه تفاوتی نمی گذارد. علامه بیهقی می گوید که از این حکومت جدید مطلب حضرت عمر رضی الله عنه حکومت حجاج بن یوسف بود ، لیکن ابن لهیه بیان می دارد که حجاج بن یوسف هنوز در ان زمان متولد هم نشده بود ، در چنان صورتی دعای بد ایشان در حق عراقی های ظالم جایز و درست بود و این سخن معلومی است که قبولی دعای حضرت عمر رضی الله عنه کرامت ایشان است. (تاریخ الخلفاء ص 91) .
7- ابن سعد(رح) از حضرت سلیمان بن یسار رضی الله عنه روایت می کند که در هنگام رحلت حسرت امیز حضرت عمر رضی الله عنه جنّیات نیز اظهار غمگینی و گریه نمودند. حاکم (رح) از مالک بن دینار(رح )روایت می کند هنگامی که حضرت عمر رضی الله عنه شهید گردانیده شدند از کوه تباله این ندا امد که به اسلام محبت دارد وانان را به حالت اسلام گریه لازم است واهل اسلام رفتند و در بین مسلمانان ضعف پدیدار شد. گریه جنّیات هم بخاطر حضرت عمر رضی الله عنه از کرامات ایشان است. (تارخ الخلفاء ص 103).
8- حافظ حدیث ابوالشیخ در کتاب العصمه از قیس بن حجاج روایت می کند که بعد از فتح مصر در اوایل یکی از ماههای عجمی هیاتی به خدمت حضرت عمرو بن العاص رضی الله عنه حاکم اسلامی مصر حاضر شده عرض کردند که ما رسمی داریم و تا زمانی که ان رسم و سنت راعملی نکنیم در دریای نیل اب زیاد نمی شود. حضرت عمرو بن العاص رضی الله عنه از ایشان پرسیدند که این عمل شما چیست؟ انان اظهار کردند که رسم سالیانه ما این است که هر سال یک دختر باکره جوان را که از پدر ومادر یکی و یکدانه باشد وبا رضایت پدر و مادرش ان دوشیزه راخیلی خوب غسل می دهیم لباسهای زیبا او را می پوشانیم و بعد از آرایش بسیار او را به دریای نیل نذر می کنیم. حضرت عمروبن العاص رضی الله عنه که این سخن جاهلان را شنید فرمود همه این رسومات از زمان جاهلیت است،مرا به خدا قسم است که در اسلام اینگونه اعمال نیست چرا که اسلام همه عادات و رسوم دوران جاهلیت را از بین برده است، هیئات مصری از این سخنان خاموش شدند و در همین سال که مراسم غرق نمودن دوشیزگان زنده صورت نگرفت جریان اب نیل بند شد، مردم که این بندی اب را دیدند اراده ترک وطن نمودند به همین جهت حضرت عمرو بن العاص امیر المومنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه را در جریان کار قرار دادند که اینگونه واقعاتی پیدا شده است و چه چاره کنم؟ حضرت عمر الفاروق رضی الله عنه در جواب وی نوشتند ای عمروبن العاص رضی الله عنه هر انچه که شما گفته اید کاملاً درست است ورسومات جاهلیت قدیمی را اسلام به صورت قطعی محو نموده است و همراه با ان نامه ای جداگانه برای حضرت عمرو بن العاص رضی الله عنه فرستاده ویاد اوری کردند که این نامه دیگر را جداگانه در دریای نیل بیندازند، حضرت عمروبن العاص رضی الله عنه که ان نامه را مطالعه نمودند مشاهده کرد که امیر المومنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه در ان تحریر فرموده بودند: از طرف بنده خدا عمر امیر المومنین به دریای نیل مصر: پس از حمد و صلوات، اگر تو به اختیار خود جریان داری پس هرگز جریان نداشته باش و اگر به فرمان الله تعالی در جریانی، پس من از الله تعالی دعا میخواهم که او تعالی تو را جاری سازد. حضرت عمرو بن العاص رضی الله عنه این حکم را شب هنگام در دریای نیل انداخت وقتی صبح طلوع کرد مردم دیدند که الله تعالی در دریای نیل اب زیادی جاری نموده است و مصریان هم برای همیشه از نذر نمودن دوشیزگان نجات یافتند و حقیقت مسئله این است هر کسی که از الله تعالی می ترسد پس در دنیا هر چیزی که هست از وی می ترسد، حکومت شخص خدا ترس هرجا باشد سایر حکومتهای ظالم از ان خواهند ترسید و این از کرامات برجسته سیدنا عمر فاروق رضی الله عنه بود. (تاریخ الخلفاء ص 91و 90).
9- از یحیی بن ایوب خزاعی ( رح) روایت است: روزی حضرت فاروق رضی الله عنه بر کنار قبر یک جوان ایستاده فرمودند: شخصی که در زندگی خود از خداوند متعال می ترسید پس الله تعالی در جنت دو باغ به ان شخص می دهد چنان که در سوره رحمن می فرماید {{وَلِمَن خَافَ مَقَام رَبِهِ جَنَّتان}} پس از فرموده امیر المومنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه صدای جوان از قبر بلند شد که ای فاروق اعظم رضی الله عنه پروردگار من چنین باغهایی را به من انعام و ارزانی فرموده است. این داستان طولانی را حافظ حدیث ابن عساکر (رح) هم بیان فرموده است. (قره العینین ص 97 و98 ).
10- حضرت معدان بن ابی طلحه رضی الله عنه ذیلاً واقعه ای را می نویسد: حضرت عمر فاروق رضی الله عنه ار شاد فرمودند ای مردم! بشنوید من خواب دیدم که دو مرغ سرخ رنگ مرا به منقار خود زدند و تعبیر این خواب این است که زمان مرگ من نزدیک است، این واقعه را ابن ابی شیبه رضی الله عنه هم وایت کرده اند، این خواب کشف الهامی بود که از رحلت حضرت عمر فاروق رضی الله عنه و شهادت ایشان ثابت گردید و این هم کرامت ایشان را ظاهر می سازد.
11- حضرت مجاهد (رح) می گوید ما در بین خود بیان می کردیم که در زمان خلافت امیر المومنین حضرت عمر فاروق رضی الله عنه همه شیاطین قید و حبس بودند اما پس از شهادت ایشان همه شیاطین دوباره منتشر شدند. این روایت را حافظ حدیث ابن عساکر (رح) نیز روایت کرده است. ( کنز العمال ج 26 ص 336 ).
12- حضرت سالم (رح) از پدر خود روایت می کند هر سخنی که حضرت عمر رضی الله عنه در امور دینی و دنیائی می فرمودند، قدرت خداوند بود که همان طور واقع می شد. باری عمر فاروق رضی الله عنه نشسته بودند شخصی از مقابل ایشان گذشت، حضرت عمر رضی الله عنه فرمودند اگر گمان من غلط نباشد، این شخص در زمان جاهلیت نجومی و فال بین بوده ، وتاکنون به همان مذهب سابق خود قائم است، او را نزد من بیاوردی هنگامی که ان شخص را اوردند پس حضرت عمر رضی الله عنه به او فرمودند: این تصور من غلط نخواهد بود که تو تاکنون به همان مذهب گذشته ات پایبند هستی، و در زمان جاهلیت نجومی و فال بین بوده ای؟ مرد نجومی جواب داد: من تاکنون مانند شما مسلمان صاحب فراستی ندیده ام ! پس حضرت عمر فاروق رضی الله عنه به او فرمودند:حالا شرح حال زندگیت را برایم بازگو کن. ونجومی اعتراف کرد که در زمان جاهلیت من فال بین و نجومی بوده ام. این واقعه را امام بخاری (رح) هم روایت کرده اند. ( تیسیر ص 145 ج 2 چاپ نولکثور).
{{برگرفته از کتاب کرامات صحابه از دید گاه اهل سنت نوشته علامه اشرفعلی تهانوی رحمه الله}}