توسل در یک نگاه (1)
توسل در یک نگاه (1)
«مقدمه»
در شبه جزيره حجاز حدود 15 قرن پيش در خانواده اي والا تبار كودكي پاك و معصوم پا به عرصه گيتي نهاد و جهان هستي را با نور و هدايت خود منور نمود.
ستاره اي بدرخشيد و ماه مجلس شد دل رميده ی ما را رفيق و مونس شد
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت به غمزه، مسأله آموز صد مدرّس شد.
آري. محمد به دنيا آمد و سعادت و نجات را با خود به همراه آورد. انسانها را از تاريكيهاي ضلالت، ظلم و ستم، به روشنايي و هدايت و عدالت رهنمون شد. وي با برخورداري از پاكي و پاكيزه گي، طينت سالم، سلامت روح و جسم، صداقت و درستي و هوش و استعداد سرشار، در اوان جواني به امين شهرت يافت.
محمد آمد و آخرين منشور الهي را با خود آورد اما دعوت وي بر كفار مكه گران آمده و تاب تحمّل را از كف دادند. محمدي كه خود لقب امين و درستكار به ايشان داده بودند، امروز به شخصي دروغگو، شاعر، جادوگر و كذاب تبديل شده بود. لذا پس از سيزده سال رنج و شكنجه و تبعيد و محروميت، وي را از وطن و زادگاه خود بيرون راندند.
اما او نااميد نشد و به يثرب پناه آورد. انصار با جان و دل به پذيره اش آمدند و در اعماق درون، برايش كاخ جاودانه ساختند. محمد همچنان مثل كوه محكم و استوار در برابر ناملايمات ايستادگي ميكرد و اصحاب كرام را از جهانگير شدن اين دين جديد نويد ميداد. اين منشور آسماني گسترش يافت و تمامي سرزمين حجاز را فرا گرفت و جهل و تاريكي را زدود و خورشيد تابان از زير ابر سياه پرتو افشاني كرد.
در سالهاي آخر رسالت، اين نور درخشان، از مرز شبه جزيره فراتر رفته و به دور دستهاي شامات رسيد. تيرگيها را كنار زده و زنجير اسارت ستمگران درنده خويي ناجوانمرد را از هم گسست و به بشريت سرگشته و فرو رفته در منجلاب فساد و تباهي، سعادت و خوشبختي دنيا و آخرت را تقديم نمود.
اما سلاله ی ناپاك مشركان، هميشه در پي توطئه چيني و براندازي اين دين عزيز بوده و در هر فرصتي از وارد كردن ضربه بر پيكر درخت قوي و تنومند اسلام، دريغ نكرده اند. يكي از برگهاي ننگين سلاله ي ناپاك مشركان، ايجاد فرقه ی تندرو و افراطي خوارج است كه در زمان خلافت حضرت علي رضي الله عنه به وقوع پيوست. كفار با ساخته و پرداخته كردن عده اي از سلاله ي شوم و ناميمون ذوالخويصره كه میخواست عدالت و برابري را بر پيامبر عظیم الشان ياد دهد، مسلمانان را به جان هم انداختند.
آري. اين عده از مسلمان نماها، با شعار توحيد و يكتا پرستي، بزرگاني چون حضرت علي رضي الله عنه را به كفر و ضلالت نسبت داده و ميخواستند به زعم باطل خود، با كفر و ضلالت مبارزه نمايند. اما بنا به فرموده ی خداوند متعال «وَ مَكَرُوْا وَ مَكَرَاللهِ وَ اللهُ خَيْرُ الْمَاكِرِيْن» نقشه ی كفار نقش بر آب شده و توسط حضرت علي رضی الله عنه همگي سرنگون گشتند.
اما كفار بیکار ننشستند و دوباره در طليعه ی قرن دوازدهم هجري، همان خوارج ملعون را با شكل و قالب ديگري و با نام «وهابي» پاي به ميان كشيدند. آري. خوارج اگر پريروز حضرت علي را تكفير ميكردند، وهابيها، ديروز امام ابوحنيفه، امام شافعي، امام مالك و امام احمد بن حنبل و ياران با وفاي ايشان را تضليل مينمودند.
آنان اين بزرگان دين را تحقير كرده و به كشيشهاي مسيحي و خاخامهاي يهودي تشبيه ميکردند. آنان ميگفتند: طرائق صوفيّه و مذاهب فقهيه، همگي جزو مواردي است كه اتحاد مسلمين را از بين برده و موجب تفرقه و فتنه ميگردد. اسلام آنها را نميشناسد و خداوند رسولش را از آن بيزار گردانيده است.
اما امروز پس از گذشت 1400 سال و اندي از ظهور اسلام، همان كفار دين ستيز، كفار قسم خورده اي كه پيوسته براي نابودي دين اسلام توطئه چيني ميكردند، كفاري كه روزي خوارج احمق و فرزندان احمق تر از آن يعني وهابيها را به كارزار با مسلمين فرستاده بودند، امروز نوه هاي آنان يعني جماعت تكفيري را به نبرد با مسلمانان فرستاده اند.
آنان ميخواهند با شعار زيبا و فريبنده ی توحيد و يكتا پرستي و با سخنان زهرآگين و مسموم خرافات و بدعت، مردم را به دين اسلام دعوت نمايد. اما نه آن ديني كه رسول مكرم اسلام به ارمغان آورده بود و نه آن ديني كه اصحاب و تابعين رنجها و شكنجه ها را در راه آن متحمل شده اند، بلكه ديني انگليسي و ديني آمريكائي كه توسط كارتلهاي نفتي آمريكائي و لاوي هاي كافر صهيونيزمي ساخته و پرداخته شده و به سوي مسلمين فرستاده شده است.
آري. اينان مبلغان چنين ديني هستند. چگونه از آنان هدايت و روشنگري را اميد داشت در حالي كه رهبر آنان با نهايت بي شرمي و وقاحت، بالاي منبر رسول الله ميگويد: من لم يشكر الانگليز لم يشكر الله. يعني هر كس شكر انگليس را نكند، شكر خداي را بر جاي نياورده است. پناه بر خداوند بزرگ از شر شياطين.
درد اختلاف و تفرقه، همه مسلمانان جهان به ويژه جوانان را فرا گرفته كه منشأ آن عملكرد داعياني است كه با نام اسلام، مسلمين را سر درگم كرده، جوانان را به دشمن يكديگر تبديل ساخته و با منحرف نمودن نسل جوان از مسير واقعي اهل سنت و الجماعت، آنان را براي مخالفت با مسلمانان پرورش ميدهند.
اين در حالي است كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم فرموده اند: گروهي از داعيان بر در جهنم ميايستند و پيروانشان را به داخل آن ميافكنند. آنان هميشه از مجاهدت و مبارزات سخت پيامبر سخن به ميان ميآورند، در حالي كه معتقدند پيامبر مرده و نعوذ بالله استخوانهاي ايشان پوسيده است. وي هيچ چيزي را نميشنود و كساني را كه به زيارت ايشان ميآيد، نميشناسد.
آنان با نهايت بي شرمي و جسارت فرياد ميزنند: عصاي دستم بهتر از محمد است زيرا با عصايم ميتوانم مار و يا ساير حيوانات وحشي را از بين ببرم، اما محمد مرده و جز نامي از وي، چيزي به جا نمانده است. محمد كر است و چيزي را نميشنود.
آري. امروزه چنين افرادي داعيان و هدايتگران عرصه دين هستند. اين افراد ميخواهند مردم را به دين اسلام، ديني كه توسط كفار ساخته و پرداخته شده است دعوت نمايند. قطعاً مصيبت بزرگي است كه دزدان و غارتگران بخواهند حافظ امنيت و سلامت جان و مال انسانها باشند. مصيبت بزرگتر از آن، وقتي است كه عده اي جاهل و فريب خورده، ادعاي دروغين آن تبهكاران، غارتگران و مزدوران را باور كنند و جان و مال و ناموس خود را در اختيارآنان قرار دهند.
آسانترين و راحت ترين سخني كه از دهان اينان خارج ميشود كلمه كفر، شرك، بدعت و خرافات است. بدون آنكه معني دقيق آن را بدانند و بفهمند و بدون در نظر گرفتن اينكه چه عذاب بزرگي در نسبت دادن يك فرد مسلمان به كفر وجود دارد. آنان فكر ميكنند هرگاه دختران و زنان در پي كسب علم و دانش و در پي اطلاع از عقايد و باورهاي صحيح اسلامي برآيند، به خودنمايي زنان، كه به صورت استفاده ابزاري در جوامع غربي متداول گشته است شباهت پيدا ميكنند. اما غافل از اينكه مصدر وظايف در شرع مقدس اسلام، فقط و فقط بندگي و عبوديت است.
عبوديت است كه انسان را وادار ميسازد تا راه و روش صحيح بندگي را فرا گيرد. عبوديت و بندگي خداوند سبحان، يكي از نخستين حقايق اسلام و روشنترين واقعيت در نظام آفرينش است كه براي هر مكلف عاقل و بالغ اعم از مرد و زن، دانستن طريقه ی آن لازم و لابدي ميباشد. با درك اين مهم، چگونه ميتوان زنان با حيا، عفيفه، مؤمن، پاكدامن و مسلمان را به زنان هرزه و خياباني كفار تشبيه نمود.
در اين نگاه کوتاه بر آنیم تا اعتقادات صحيح اهل سنت و الجماعت را در باب توسل طبق استدلالات مجتهدين بيان كرده و از باورهاي دروغين و اسلام نمايي كه جديداً از سوي کفار و غرب وارد اسلام شده است، آشنا شويم. اميدواريم كه مورد رضايت خداوند متعال واقع افتد.
توسل در لغت و در اصطلاح شرع به چه معني آمده است؟
توسل در لغت به معني واسطه قرار دادن چيزي به جهت نيل به چيزي ديگر است. و در اصطلاح شرع، چيزي است كه بتوان با آن به خداوند متعال تقرب پيدا كرد. چيزيكه رضايت خداوند نيز در آن وجود دارد.
توسل به چند دسته تقسيم ميشود؟
به طور كلي، توسل به دو دسته تقسيم ميشود: الف: توسل مطلوب. ب: توسل غير مطلوب
توسل مطلوب، چگونه توسلی است؟
توسل مطلوب، توسلي است كه مورد رضايت خداوند متعال و شرع مقدس بوده و در قرآن كريم نيز بدان اشاره شده است. همچون توسل به اعيان و ذوات مقدسه از قبيل انبياء اولياء و حرم و كعبه. و نيز توسل به اعراض مشرفه از قبيل ايمان، طاعت، جاه و مقام.
توسل غير مطلوب، چگونه توسلي است؟
توسل غير مطلوب، توسّلي است كه نه پروردگار عالم به آن امر كرده و نه شرع مقدس آنرا روا ميدارد. خداوند متعال نيز اينگونه توسل را در قرآن كريم مذمت كرده و انسانها را از آن نهي فرموده است. همچون توسل بت پرستان به بتهائي كه با دستان خودشان ساخته اند.
در مورد توسل، چند گونه نگرش و نظريه وجود دارد؟
در مورد توسل به غير خداوند، سه ديدگاه متفاوت وجود دارد. الف: نظريه ی افراطي كه مشركان و بت پرستان به آن معتقد بودند. آنان وسائل و اسباب و لو حقير و پست را مقصود اصلي پنداشته و معتقد بودند آنان با ذات خود مؤثر بوده و در تأثير، به طور مستقله عمل كرده و حاجات و نيازهاي مردم را مستقيماً بر آورده ميسازند. به عقيده ی آنان، بتهاي ساخت دستان خويش، به درجه اي از وجاهت و كرامت دست يافته اند كه به خودي خود ميتوانند در بر آوردن احتياجات مردم مؤثر باشند.
ب: نگرش تفريطي كه خوارج زمانه، وهابيه و سلفيه به آن معتقد هستند. آنان همه ی وسائل اعم از بتهاي بت پرستان، پيامبران، اولياء الله، علماء و صالحين را به طور يكسان نفي كرده و همه ی آنها را در یک رديف از منهيات و مبتدعات قرار ميدهند. آنان معتقدند هر گونه توسل به غير خدا، شرك بوده و خداوند انسانها را از آن نهي نموده است. در نزد اينان، هيچگونه تفاوتي بين بتهاي ساخت دست بشر و پيامبران الهي و اولياء خداوند وجود ندارد.
ج: نظريه ی اعتدال و اقتصاد كه اهل سنت و الجماعت معتقد به آن است. اهل سنت و الجماعت واقعي معتقد است، در عين اينكه خالق و فاعل همه ی امور خداوند است، اما خداوند متعال به برخي از وسائل همچون پيامبران و اولياء الله و علماء، به گونه اي از وجاهت و كرامت اعطاء نموده است كه هر كس نيازهاي خود را به واسطه ی اين بزرگان از درگاه خداوند طلب نمايد، خداوند هرگز ايشان را نااميد نساخته و به حرمت و عظمت آن عزيزان، خواسته هاي آنان را بر آورده ميسازد.
آیا ادله ی قرآني مبنی بر جواز اینگونه توسل وجود دارد؟
بله. خداوند متعال در آية 35 سوره مائده چنين ميفرمايد: «يَا اَيُّهَا الَّذِيْنَ آمَنُوْا اتَّقُوْا اللهَ وَ ابْتَغُوْا اِلَيْهِ الْوَسِيْلَةَ وَ جَاهِدُوْا فِيْ سَبِيْلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُوْنَ» صَدَقَ اللهُ الْعَظِيْمُ. خداوند متعال در اين آيه، مؤمنان را به تقواي الهي فرا خوانده و امر به اتخاذ وسيله مينمايد و از مؤمنان ميخواهد جهت اعتلای كلمة الله مجاهده نمايند تا رستگار شوند.
چگونه ميتوان براي صحت توسل به انبياء و اولياء الله، به اين آیه استناد كرد؟ زيرا عده اي ميگويند، وسيله در اين آيه، ميتواند نماز و روزه و ساير عبادات باشد؟
اولاً بايد بگوئيم كه اتخاذ وسيله، در اصطلاح شرع، عبارت است از چيزي كه موجب تقرب بندگان به خداوند متعال ميگردد. هيچگونه تفاوتي نیست كه آن وسائل، اعمال صالحه باشند همچون نماز و روزه ... يا اعيان فاضله همچون انبياء و اولياء الله و صالحين. لذا هرگاه توسل به غير خدا در يكي از اين موارد صحيح باشد، قطعاً در نوع ديگري نيز صحيح خواهد بود. بنابر اين، حكم بر صحت توسل در عبادت و باطل شمردن توسل به پيامبران و بزرگان دين، جز حماقت و ناداني در امور شرعيه، چیز دیگری نمیتواند باشد.
حضرت علامه اسماعيل الحقي البروسوي در تفسير اين آيه چنين ميفرمايد: آيه ی كريمه به صراحت امر به اتخاذ وسيله ميكند و هيچ گريزي از آن نيز وجود ندارد زيرا رسيدن به خداوند جل شأنه، جز با وسيله، با چيز ديگري امكان پذير نميباشد. منظور از وسليه، پيامبران و اولياء الله و علماء حقيقت هستند.
ثانياً: طبق قاعده ی مسلّم اصولين «هرگاه لام تعريف اشاره به معهود نباشد، عموميت مراد خواهد بود»، واژه ی «الوسيله» در اين آيه هيچگونه اشاره اي به معهود نبوده است. لذا عموم وسيله مراد بوده و اختصاص آن به يك مورد خاص، به هيچوجه صحيح نميباشد.
گذشته از اين، در ابتداء آيه، خداوند متعال مؤمنين را به تقواي الهي دعوت ميكند. تقواي الهي عبارت است از انجام تكاليف شرعي و اجتناب از منهيات. اكنون اگر از واژه ی «الوسيله»، همان اداء تكاليف شرعي همچون نماز و روزه را اراده كنيم، هيچگونه افاده ی معناي جديدي نكرده، بلكه تاكيد بر معناي قبلي خواهد بود. لذا بنا به فرموده ی اصوليين، «تأسيس بهتر از تأكيد است» به جهت افاده ی معناي تأسيس، لازم است از واژه ی «الوسيله» اعيان فاضله همچون پيامبران و اولياء الله و صالحين مراد گردد.
اما از آنجا كه وهابيها از اصول فقه و قواعد آن كاملاً بي اطلاع بوده و از هرگونه تحقيق و تفحص در آن مورد عاجز هستند، نميتوانند اين نكته را درك كنند لذا با فرط و جهل و ناداني، قرآن را تفسير به رأي ميكنند و در نتيجه گمراه ميشوند.
حوزه علمیه عرفانیه عرفان آباد ـ واحد تحقیقات و پژوهش