وهابيت در خدمت دشمنان اسلام

دوستان عزيز همانطور كه مي دانيد در حال حاضر بين فرق اسلامي درگيري زيادي وجود دارد و هركس كه مسلمان باشد و دلش به حال اسلام بسوزد بخوبي مي تواند بفهمد كه بيشترين نفي را از اين تفرقه دشمنان قسم خورده ي اسلام مي برند. شايد دولت آمريكا بتواند با حمايت يهود دشمن اصلي اسلام ، به كشورهاي فقير و ناتوان افغانستان و فلسطين و حتي عراق حمله كند ولي مسلماَ براي حمله به ديگر كشورها گزينه ي نظامي گزينه ي مناسبي نيست و در دنيايي كه جنگ رسانه اي و تكنولوژي حرف اول را مي زند ، دشمنان اسلام در حال ضربه زدن از ريشه و پايه اند و روي تخريب فرهنگ و اعتقادات ديني مردم مسلمان برنامه هاي شيطاني دارند . براي مثال اگر كمي به فعاليت هاي گروه هاي شيطان پرستي در كشور هاي مسلمان بخصوص ايران خودمان و فعاليت گروهاي وهابي در بلاد اسلامي بنگريد خواهيد ديد كه جواناني كه در اسم مسلمانند ، در عمل و عقيده از حزب شيطانند و نه تنها آگاهي لازم را از دين و مذهب خود ندارند بلكه گاهاً عقايدي را در رد دين اسلام و اهانت به بزرگان دين از هر مذهبي كه باشند دارند.

اگر در گذشته دشمنان اسلام نمي توانستند به جوانان دين دار نفوذ كنند اكنون به كمك وهابيت اين كار را مي كنند . وهابيتي كه مبناي كارش درگيري و مشرك خطاب دادن مسلمانان و توهين به علماي گذشته و حتي متأخر اهل سنت است و بيشترين ضرر را نيز اهل سنت و جماعت مي كنند چون هم عده ي كثيري از جمعيت اسلامي را تشكيل مي دهند و هم وهابيان به دروغ خود را اهل سنت و جماعت معرفي مي كنند.

اما افرادي كه از فرقه ها و مذاهب مختلف اند اعم از شيعه و سني و وهابي و هر فرقه ي ديگر آيا تاكنون از خود پرسيده اند كه دعواي فرقه اي چه خدمتي به دشمنان اسلام مي كند؟ چيزي كه روشن است اينست كه هر مذهب براي خودش دلايلي دارد و مذاهب نبايد به بزرگان و عقيده ي مذهب ديگر توهين كنند و بحث بايد علمي باشد و اگر شبهاتي است بايد با شريعت و عقل و  رعايت ادب موضوع مطرح گردد و سوال پاسخ داده شود . اما وهابيان هزاران نفر از عالمان گذشته و حال اهل سنت و جماعت را كه به صوفيه اعتقاد دارند و توسل و زيارت قبور و امثال اين را در كنار ساير مسائل ديني با دلايل شرعي پذيرفته اند را تحت شديد ترين اهانت ها قرار مي دهند و حتي تهمت سنگين شرك را به عالماني مي زنند كه در علم و شريعت متخصص هستند و كتاب هاي آنها به عنوان كتب مرجع در دانشگاه هاي اسلامي تدريس مي شود.

چيزي كه در حال حاضر به عنوان غده ي سرطاني در جامعه ي اسلامي مي باشد  وهابيت است. آنها  در ظاهر خود ، ادعاي پيروي از اهل سنت را دارند ولي از بزرگترين دشمنان اهل سنت اند. متأسفانه عده ي كثيري از مردم به علت آگاه نبودن به اعتقادات اين گروه بصورت ناخواسته افكار وهابيان را پيدا كرده اند و خودشان نيز از حقيقت وهابي بي اطلاع اند.

 چيزي كه در اعمال وهابيان به وفور ديده مي شود حيله و ريا و دروغ است و هر كدام با نظر شخصي يك امر را مي پسندند و با هم نيز اختلافات زيادي دارند و هزاران مورد از وهابيان و كتابهايشان ديده شده كه خودشان به  گروههاي زيادي تقسيم شده اند و حتي عده اي از وهابيان سلفي  يك رساله در رد اخوان المسلمين و جماعت اسلامي(مودودي) و جماعت تبليغ نوشته اند و نظر بزرگان وهابي سلفي مانند آلباني  - عبدالعزيز ابن باز - شيخ محمد صالح بن عثيمن – عبدالله بن غديان – صالح بن فوزان – شيخ صالح السحيمي – صالح بن عبدالعزيز آل شيخ را در رد اخوان المسلمين و جماعت تبليغ در آن رساله آورده اند و به فارسي نيز ترجمه شده است. در آن رساله گفته اند چون علماي اخوان المسلين در مورد شرك كمي سستي مي كنند پس در شرك ورزيدن مردم گناهكارند و گفته اند آنها نيز مشرك اند ( رجوع كنيد به رساله اي در رد اخوان المسلمين از ابوعبدالله الاثري) بله تعجب نكنيد وهابيان سلفي گفته اند كه اخوان المسلمين و جماعت تبليغ هم مشرك اند . يعني اين وهابيان به گروهايي كه در عقيده بسيار به خود نزديك اند مانند اخوان نيز رحم نكرده و اين تهمت سنگين شرك را به جمع كثيري از مسلمانان مي زنند وهابيان هر كس كه غير خوشان است را مشرك مي دانند.

اساس كار وهابيان تأويلات و تفسيرات اشتباه است. وهابيان از آيات و احاديث به نفع افكار حزبي و گروهي ، تأويل و تفسير اشتباه مي كنند و به نظر بزرگان گذشته بي احترامي مي كنند حال اينكه حضرت رسول صلوات الله عليه مي فرمايند: بپرهیزید از نقل حدیث از طرف من مگر آنچه را که می‌دانید از طرف من است، زیرا کسی که بر من عمداً دروغ بگوید باید جایگاه خود را در دوزخ قرار دهد و کسی که قرآن را به رأی خود، تأویل و تفسیر کند جای خود را در دوزخ قرار داده است. و نيز ابن ابی شیبه با سند صحیح روایت کرده که : کسی قرآن را بدون علم تأویل و تفسیر و ترجمه کند جای خود را در دوزخ قرار داده است.( صحيح بخاري و صحيح مسلم و صحيح ترمذي).

 در زمان مفسران اسلامي نظير امام فخر رازي و امام سيوطي و امام ابن كثير و  امام قرطبي  و قاضي بيضاوي و غيره(بيش از صد مفسر نامي بزرگ اهل سنت) هم توسل وجود داشت و هم زيارت قبور و هم صوفيه ولي هيچ كدام از اينها در تفسير آياتي كه وهابيان به آنها استدلال  مي كنند نامي از توسل كنندگان به انبياء و اولياء نياورده اند آن وقت وهابيان چگونه مي توانند در قرني كه 1400 سال از نبوت گذشته تفسير شخصي كنند و از ايات قرآن براي رسيدن به افكار حزبي سوء استفاده كنند؟

اگر به اعمال وهابيان نگاه كنيد بجاي اينكه به فكر جواناني كه اسير اعتياد و پوچ گرايي و جهالت و بي ديني شدند باشند و بجاي اينكه از يهود و دشمن اسلام كينه بگيرند تمام هزينه هاي مادي و معنوي خود را صرف اين كرده اند كه مردم مسلمان را مشرك بدانند و هيچ كاري با دشمنان اسلام و يهود و نصاري نداشته باشند بله دوستان عزيز اين انگليس شيطان صفت و تفرقه افكن خوب دانست كه براي نابودي اسلام چه بايد كرد و اين غده ي سرطاني وهابيت را به وجود آورد وهابيتي كه با هم نيز مشكل دارند بطوري  در داخل خود نيز عقايد كاملا مخالف هم را دارند و همديگر را نيز به شرك متهم مي كنند . در همين تالش خودمان كه ميليونها تومان پول از طرف تاجران وهابي جنوب ايران يا حاشيه ي خليج فارس و يا مردم ساده ي تالش به دست وهابيان مي رسد  بجاي اينكه سعي كنند به جوانان جامعه كمك كنند از فساد جلوگيري كنند ، تمام توان مادي و گروهي خود را به كار برده اند كه با صوفيان اسلامي منطقه دشمني ورزند و دوستاني كه از وضعيت شهر تالش خبر دارند خوب مي دانند كه فساد در تالش شديداً موج مي زند و در رضوانشهر به زبانها افتاده كه اگر فساد مي خواهي برو هشتبر . به هرحال وظيفه علما اينست كه مردم را به راه دين و نماز و روزه و زكات دعوت كنند نه اينكه مثل وهابيان با صوفياني كه تمام اعمالشان طبق شريعت است و به پشتوانه ي علمي بسياري از علماي اهل سنت و جماعت به عرفان اسلامي علاقه دارند و از حدود شرعي خارج نمي شوند ، دشمني كنند و صوفياني كه حتي سنتها را نيز مانند فرائض رعايت مي كنند توسط وهابيان به بي ديني متهم مي شوند ولي وهابيان جوان معتاد و زن فاحشه در خيابان را به حال خود رها كردند در صورتي كه همه مي دانيم وهابيان پشتوانه ي مادي بسيار زيادي دارند و دليل نفوذ آنها نيز همين پولشان است كه اگر بخواهند مي توانند خيلي از مشكلات جامعه در تالش را حل كنند كه البته با مهر گمراهي اي كه بر دلشان زده شده است به دشمنان اسلام خدمت مي كنند.

زماني كه پدر وهابيت يعني انگليس و يهود و دشمنان اسلام ديدند كه باعث گسترش اسلام در مناطق مختلف و تربيت جوانان ، نفوذ بزرگان و مبلغان صوفيه است(نظير دعوت امام رباني مجدد الف ثاني رحمته الله عليه در هند و سيد علي همداني در شرق آسيا و غيره) تصميم گرفتند مبناي كار وهابيت را دشمني با تصوف قرار دهند و به كمك وهابيان موفق نيز شدند.

شايد جاي سوال باشد كه ريشه ي وهابيان از كجاست و من سوالي را از وهابيان و منكران تصوف دارم كه آيا تا قبل از محمد بن عبدالوهاب و ابن تيميه ، شما كسي را مي شناسيد كه نظرات آنها را داشته باشد؟ جناب ابن حجر هيتمي يكي از بزرگترين عالمان مذهب شافعي و صاحب كتاب معروف تحفة المحتاج در فقه امام شافعي است مي فرمايد كه ابن تيميه در هفده مورد اجماع عقيده ي اهل سنت و جماعت را شكست.(رجوع كنيد به كتاب الفتاوي الحديثيه از ابن حجر هيتمي صفحه ي 116). و اگر چه ابن تيميه از نظر علمي بزرگ بودند و بعضي از بزرگان اهل سنت نيز با بعضي از تاليفاتشان موافق بودند ولي بايد دقت داشت كه وي از عقيده ي اهل سنت و جماعت در هفده مورد خارج گرديد نظير توسل و زيارت قبور و غيره. و پيشواي فرقه ي وهابيت( محمد بن عبدالوهاب) در اساس مذهب خود نظرات ديگر علما را كنار زد و فقط در بعضي موارد از ابن تيميه پيروي كرد.

براي مثال دو نمونه از اشتباهات ابن تيميه كه مخالف اجماع تمام علماي اهل سنت و جماعت بود را خدمتتان عرض مي كنيم:

 

  1 - در تمام چهار مذهب اهل سنت و جماعت يعني شافعي و حنفي و حنبلي و مالكي ، نظر علما در مورد طلاق

ثلاثه  يكسان است ولي ابن تيميه براي اولين بار گفته كه طلاق ثلاثه يك طلاق است يعني حرفي را زد كه بزرگترين

عالمان اهل سنت به دليل حفظ اجماع عقيده ي اهل سنت هيچ نظري در مورد آن ندادند و همان فتواي امامان        چهارگانه بر قرار بود و همه حتي امام غزالي رحمته الله عليه و امام ابن حجر هيتمي رحمته الله عليه و ديگر بزرگان مذاهب راي چهار امام مذهب را تأييد كردند.شايد فكر كنيد كه اين مساله ي مهمي نيست ولي بخدا خيلي مهم است چون اگر قول مذاهب رعايت نگردد و دقت شرعي نشود باعث حرام زاده بدنيا آمدن فرزند مي شود.                 

 2 - زيارت قبر حضرت رسول صلوات الله عليه را حرام دانسته و گفته كسي كه براي زيارت قبر حضرت رسول صلوات الله عليه  مي رود بايد نمازش را كامل بخواند چون اين سفر ، سفر حرامي است. ببينيد چه بي احترامي اي به حضرت رسول صلوات الله عليه كرده است در صورتي كه امام مسلم در كتاب حديث صحيح خودش حديثي را از حضرت رسول صلوات الله عليه نقل مي كند كه مي فرمايند: « فمن أراد أن يزور القبور فليزر فإنها تذكرنا بالآخرة».

ترجمه: شما را از زيارت قبرها نهی کرده بودم، از اين بعد آن ها را زيارت کنيد.

حتي يك مورد هم براي گمراه شدن كافي است چه برسد به هفده مورد و از همه مهمتر اينكه وهابيان امروزي از نظرات ابن تيميه رحمته الله عليه  و محمد بن عبدالوهاب نيز زياده روي و تندروي كردند و بسياري از كارهايي كه ابن تيميه درست مي داند وهابيان آن را غلط مي پندارند( رجوع كنيد به كتاب تصحيح المفاهيم از محمد بن علوي مالكي) ولي وهابيان براي اينكه بخوبي مي دانند كه تا قبل از ابن تيميه و محمد بن عبدالوهاب هيچ كس اين عقايد را نداشته سعي دارند تا نظر بزرگان گذشته و سلف صالح را به نفع خود تفسير و تأويل كنند تا بتوانند اين ضعف بزرگ خود را بپوشانند. اما همانطور كه بيان شد وهابيت صفوف هماهنگ مسلمانان را شكست و باعث بي نظمي در جهان اسلام شد.

 

 

واقعاً جاي سوال است كه اگر وهابيان ادعا مي كنند اهل سنت هستند پس چرا علماي اهل سنت را قبول ندارند؟ آيا مي شود به راحتي از علم  و تخصص علمي  امام نووي ، امام سيوطي ، امام غزالي ، امام فخر رازي ، امام ابن حجر هيتمي ، قاضي عياض ، ابن كثير ، قرطبي ، امام يافعي ،  زركشي  ، رافعي ، بيهقي ، قشيري ، زرقاني ، شهاب الدين جزري ، سبكي ، ابن حجر عسقلاني ، قرطبي ، ابن كثير ، شهاب الدين رملي ، نسفي ، ابن عساكر ، خطيب بغدادي ، امام الحرمين ، ابن فوزك ،  و هزاران عالم ديگر اهل سنت گذشت؟! آيا فقط ابن تيميه رحمته الله عليه عالم اهل سنت بود و ديگران هيچ؟! آيا اين ظلم در حق علماي بزرگ اهل سنت نيست كه با فتوي وهابيان كنار گذاشته مي شوند؟ آيا توهين به علماي بزرگ اهل سنت كه با كنار گذاشتن آنها از دايره ي علمي اهل سنت و جماعت مي باشد ، خدمت به دشمنان اسلام نيست؟ وهابيان براي رد زيارت قبور و توسل و ديگر اختلافات ، فتواي يك نفر يعني ابن تيميه و يا بعضي از شاگردان او را دارند در صورتي كه ما اهل سنت و جماعت فتوي علماي بزرگ كه ذكر گرديد را داريم و نيز هزاران عالم بزرگ ديگر ،  پس اكثريت با ماست و اين كه بزرگترين علماي اهل سنت با ما هم عقيده اند يكي از ضعف هاي بزرگ وهابيان است . اي وهابيان چگونه است كه همه ي عالمان اهل سنت اشتباه مي گويند ولي فقط شما درست مي گوييد !؟

 يك بار يك عالم اهل سنت از يك وهابي پر ادعا و بيسواد كه با تأويل نادرست از آيات قرآن توسل را رد كرد پرسيد كه خداوند در قرآن مي فرمايد كه به همه چيز آگاه است و از رگ گردن به ما نزديك تر است اما با اين حال در جايي مي فرمايد كه دو فرشته اعمال انسان را مي نويسند و يا مي فرمايد خداوند دست دارد و يا بر عرش استوا دارد و غيره اين را با عقل خودت چگونه تأويل و تفسير مي كني ؟ وهابي جواب داد نمي دانم بعد عالم اهل سنت از او پرسيد به نظر تو الان بايد چه كرد وهابي با مكث زياد گفت به تفسير عالمان بزرگ نگاه كرد(منظورش اجماع اهل سنت بود) بعد عالم اهل سنت پرسيد پس آيا قبول داري كه نمي شود با رآي شخصي يا حزبي آيات را تفسير كرد؟ آن شخص وهابي بسيار شرمنده شد و وقتي عالم اهل سنت كتاب تفسير امام فخر رازي و امام سيوطي( در تفاسير ديگر عالمان نيز مخالف با عقيده ي وهابيان است) را آورد و با نظر آن وهابي مخالف بود آن وهابي گفت كه من شنيده ام ابن تيميه چيز ديگري گفته و ما همگي گفتيم كه هدف هم همين بود كه شما اين را متوجه شويد و بدانيد كه ابن تيميه رحمته الله عليه از اجماع عقيده ي اهل سنت و جماعت خارج گرديد و علي رغم بعضي تأليفات با ارزشش به گفته ي امام ابن حجر هيتمي رحمته الله عليه در 17 مورد از عقيده ي اهل سنت و جماعت خارج شد و صفوف مسلمانان را شكست.

اما خدمتي كه وهابيت به دشمنان قسم خورده ي اسلام مي كند اين است كه به مردم مسلمان ياد مي دهد خودشان براي خودشان اجتهاد كنند يعني مذاهب اربعه ي اهل سنت را فقط بازيچه قرار دهند و براي فريب مردم به دروغ و از روي تقيه( البته تقيه اي كه وهابيان مي كنند همان ريا است) بگويند كه مثلا شافعي يا حنفي يا حنبلي يا مالكي اند.

وهابيت به مسلمانان مي آموزد كه به اولياي خدا و بزرگان صوفيه توهين كند.وهابيت به مردم مي آموزد كه محبت حضرت رسول صلوات الله عليه را در دل نداشته باشيد چون (نعوذبالله) شرك است.آنها كتب اهل سنت را تحريف و دست كاري مي كنند(لطفا به وبلاگ اهل سنت و جماعت تالش و مطلب تحريف كتب اهل سنت به دست وهابيان مراجعه كنيد). وهابيان بجاي اينكه به فكر احياي فرايض و تكاليف ديني باشند و اعمالي ماند نماز و زكات و غيره را تبليغ كنند تمام نيروي خود را بكار برده اند تا به افرادي كه به دنبال دين مي روند و نماز مي خوانند و طبق اجازه ي شريعت و عالمان دين گاهي توسل مي كنند را مشرك بنامند و آخر اينها از خودشان نمي پرسند كه مسلمانان دارند در فرطه ي بي ديني غرق مي شوند و در ساده ترين احكام شريعت مانند نماز مانده اند و براي آنها چه بايد بكنند؟

سازندگان فرقه ي وهابيت كارشان را بخوبي انجام دادند آنها مي دانستند كه عده ي كثيري از مردم اولياء الله و توسل و تصوف را قبول دارند و بخش عظيمي از جامعه ي اسلامي بر اين عقيده اند ولي با مشرك خطاب كردن آنها ديگر هيچ جايي براي بخشش مردم وجود ندارد و وهابيان  بدبخت خيال مي كنند كه تا قبل از بوجود آمدن وهابيت ، همه ي عالمان و مسلمانان مشرك بودند نعوذبالله.

از نظر وهابيان مسلماني كه شهادتين را سر مي دهد و به نبوت حضرت رسول صلوات الله عليه ايمان دارد و به معاد و روز قيامت معتقد است و نماز مي خواند و روزه مي گيرد و ساير احكام دين را در حد خود انجام مي دهد مشرك است (نعوذ بالله) ولي آن يهودي و مسيحي و ديگر اديان كه اسلام را قبول ندارند كافر اند . يكبار ديگر خوب توجه كنيد مسلمانان شدند مشرك ولي يهوديان و مسيحيان فقط كافراند و همه مي دانيم كه گناهي بالاتر از شرك نيست يعني اساس وهابيان طوري طرح ريزي شده كه از يهود و مسيحي كينه ي كمتري داشته باشند ولي با مشرك دانستن مسلمانان ، از مسلمانان دشمني بزرگتر نداشته باشند. بله دوستان پايه ريزان وهابيت كه دشمن اسلام بوده اند واقعا كه در كار خود يعني ساختن فرقه ي وهابيت استادانه عمل كردند و وهابيت امروزه نماينده ي كفر در جنگ با مسلمانان است.

وهابيت در سالهاي آغازين شروع فعاليت خود در عربستان و ديگر بلاد اسلامي خونهاي زيادي ريخت و مردم زيادي را به بهانه ي شرك كشت و كار دشمنان اسلام را راحت كرد و باعث شد در حال حاضر علاوه بر درگيري فرقه اي شيعه و سني ، غده ي سرطاني جديدي به نام وهابيت نيز با تمام مسلمانان درگير شود. و از درگيري و دشمني مسلمانان با يهوديان و مسيحيان استعمارگر كاسته شد و عده ي زيادي از مسلمانان كه بايد وقت خود را سر مبارزه با بي ديني و دشمنان اسلام كنند اين وقت گرانبها را صرف درگيري با وهابيت مي كنند.

در بار اولي كه انگليس و دشمنان اسلام تفرقه انداختند درگيري بين شيعه و سني بود بطوري كه بوسبك سفير اتريش(يكي از هم پيمانان انگليس) در عثماني گفته ؛ در ميان ما و نابودي فقط ايرانيان(شاهان ظالم صفوي) قرار گرفتند. يعني خودشان اعتراف مي كنند كه صفويان مانع از شكست آنها شدند. دشمنان با تفرقه بين شيعه و سني توانستند توجه مسلمانان را از خودشان دور كنند و مسلمانان را با هم درگير كنند ولي اين كار با اين كه باعث شد عده ي كمي از مسلمانان يعني شيعيان با اهل سنت درگير شوند ولي از طرفي اهل سنت با هم اختلافي نداشته و حتي از بعضي جهات متحد تر شدند و به طوري كه تاريخ ثابت كرده اهل سنت در آن زمانها هيچ مشكلي با هم نداشتند اما انگليس و دشمنان اسلام از اين اتحاد ترسيدند و براي ويران كردن اكثريت جامعه ي اسلامي يعني اهل سنت از درون فرقه اي را بوجود آوردند كه اينبار هم با شيعه دشمن است و هم با اهل سنت و در اصل هدف ، دشمني با اهل سنت است. بله انگليس اشتباه اول خود را تصحيح كرد يعني اين بار فرقه اي بوجود آورد كه به دروغ به نام اهل سنت است ولي ريشه ي اعقادات اهل سنت را مي سوزاند و توسط سردسته ي وهابيان يعني محمد بن عبدالوهاب براي اولين بار عقايد باطلي نظير توهين به بزرگان دين و توهين به صوفيه ، مشرك خطاب دادن عده ي زيادي از مسلمانان ،بي توجهي به نظرات مفسران قرآن و حديث و تفسير ميلي از شريعت ، رد توسل به انبياء و اولياء ، رد زيارت قبور و امثال اينها در دين مطرح گرديد. 

اگر به فعاليت وهابيان دقت كنيد متوجه خواهيد شد كه  ميلياردها دلار از پول بيت المال ممالك اسلامي توسط وهابيان صرف توهين به بزرگان دين مي شود.براي مثال زماني كه يك مسلمان مي خواهد اثر ازرشمند امام محمد غزالي رحمته الله عليه يعني كيمياي سعادت را بخواند يادش مي آيد كه ملاي وهابي گفته كه امام محمد غزالي چون توسل مي كرده پس مشرك است(نعوذبالله) و ديگر دنبال اين كتاب نمي رود چون نويسنده ي كتاب به فقواي ملاي وهابي مشرك است!! و انسان نبايد از مشرك چيزي را ياد بگيرد!! و كتابي كه همه اش برگرفته  از قرآن و حديث است و دارو و سازنده ي درون و شخصيت آدمي است با يك فتواي وهابيان كنار گذاشته مي شود و اينچنين آگاهانه يا ناآگاهانه كتب ارزشمند اخلاقي از دست جوانان مسلمان ربوده مي شود. و اين خدمتي به دشمنان اسلام است.

 وهابيان همانند خوارج زمان حضرت علي رضي الله تعالي عنه هستند و بسيار تندرو و ادعاي دين دارند ولي در اصل گمراهند و حضرت عبدالله بن عمر رضي الله تعالي عنه در مورد خوارج نكته ي زيبايي فرمودند كه در مورد وهابيان صدق مي كند به اين بيان كه : «خوارج به آياتي  كه در شأن كافران نازل شده بود تمسك جستند و آن آيات را بر مؤمنان حمل مي كردند».

زماني كه عالمان بيدار اهل سنت گفته بودند كه سعي شود جوانان براي خواندن علوم ديني به كشور عربستان نروند چون بيشتر دانشگاهها توسط دولت وهابي عربستان تصرف عقيده شده است ، باعث اعتراض شديد وهابيان شده بود و اين نادانان خيال مي كنند كه مي توانند از مكان مقدس مكه و مدينه سوء استفاده كنند ولي مثل هميشه تندرو و بي علم هستند و لازم است بدانيم كه در بعضي دانشگاههاي مكه و مدينه تلفيق مذاهب ( كه به اجماع تمام علماي مذهب شافعي و حنفي و حنبلي و مالكي حرام است) و توهين به بزرگان گذشته و توهين به صوفيه و مشرك دانستن غير خود!  وديگر عقايد خلاف اهل سنت و جماعت صورت مي گيرد و همه ميدانيم كه اگر يك مكان مقدس باشد و كارهاي خلاف شريعت در آن صورت بگيرد اولويت رعايت شريعت است. به ياد بياوريد بت شكني حضرت رسول صلوات الله عليه در داخل كعبه و نيز فرمايش امام العادلين حضرت عمر بن خطاب رضي الله تعالي عنه را زماني كه ديد دشمنان اسلام بدون اطلاع حضرت فاطمه ي زهرا در خانه ي ايشان در فكر توطئه عليه حكومت و تفرقه هستند فرمود كه اگر آنها به اين كار خود ادامه دهند خانه را بر سرشان آتش خواهم زد حال اين كه اين خانه محل نزول آيات زيادي بود. و بايد بدانيم كه وهابيان نمي توانند از اين اماكن مقدس سوء استفاده كنند و اينكه آنها در كنار مكه و مدينه هستند دليل درست بودن عقايدشان نيست.

بله دوستان مركز وهابيت و مركزي كه با پول بيت المال وهابيت را تبليغ مي كند بايد هم اينچنين گمراه باشد و بايد مثل هميشه در خدمت دشمنان اسلام باشد.

  در آثار و كتب وهابيان اهانت هاي فراواني به پيامبر صلوات الله عليه و صحابه رضي الله تعالي عنهم اجمعين و تابعين رحمته الله عليه عنهم اجمعين و دسته ي خادمان دين يعني صوفيه و ساير اعتقادات ديني مسلمانان  شده است كه انشاء الله در آينده به صورت تحقيقي مختصر و مفيد برايتان ارائه خواهد شد ولي توجه شما خوانندگان عزيز را به نظر دو تن از مشهورترين عالمان وهابيت جلب مي كنم توجه كنيد : محمد غزالي مصري(با امام محمد غزالي رحمته الله عليه اشتباه گرفته نشود) كه از بزرگترين عالمان وهابيان معاصر از نوع اخوان المسلمين است و از تندرو ترين افراد در رد توسل و زيارت قبور و امثال اين است در كتاب الإسلام المفترى عليه : صفحه ي  103 اهانت بي شرمانه اي به حضرت ابوذر رضي الله تعالي عنه صحابه ي بزرگوار حضرت رسول صلوات الله عليه كرده است و اين دوست دشمنان اسلام در كتابش مي گويد : (( إن أبا ذر كان اشتراكيا وأنه استقى نزعته الاشتراكية من النبي صلي الله عليه و سلم )).    ترجمه : ابوذر كمونيست بود و ايده كمونيستي را نيز از پيامبر صلوات الله عليه  دريافت داشته بود .(نعوذ بالله).

از ديگر سردمداران وهابيت رهبر حزب جماعت اسلامي  يعني ابو الاعلي مودودي است كه اين شخص كه حتي يك سال هم علوم ديني نخوانده دست تمام دشمنان اسلام را از پشت بسته و وي به تنهايي كاري كرده كه شايد هزاران وهابي نتوانستند بكنند بنده خودم شخصاً بيش از چهل مورد از بي ادبي هاي وي عليه اسلام را ديده ام ( رجوع كنيد به كتاب فتنه ي  مودوديت از  شيخ الحديث حضرت مولانا محمد زكريا كاندهلوي رحمته الله عليه اين كتاب توسط علامه عبدالرحمن سربازي به فارسي ترجمه شده) كه در آنها هم به چهار خليفه ي حضرت رسول صلوات الله عليه بي ادبي كرده و هم به حضرت عايشه بي ادبي كرده و هم به چند صحابه ي ديگر بي ادبي كرده و هم از حضرت رسول صلوات الله عليه ايراد گرفته و هم به ديگر پيامبران بي ادبي كرده و هم به حضرت مهدي موعود بي ادبي كرده و نيز دشمني هاي زياد ديگري كه وي با اسلام دارد كه براي نمونه به دو مورد بسنده مي كنيم . وي در كتاب الرسائل و المسائل صفحه ي 57 مي گويد : (( لقد مرت 1300 سنة ولم يخرج الدجال فدل على أن الرسول لم يكن ظنه صحيحاً))  

ترجمه :1300 سال گذشت و هنوز دجال ظهور نكرده است اين ميرساند كه ظن و گمان رسول خدا صلي اله عليه و سلم درست نبوده است.

 و باز در كتاب مصتلحات القرآن الاساسية الاربعة صفحه ي 156 ميگويد :  (( إن الله سبحانه أمره  أي أمر الرسول  صلي الله عليه و سلم   في سورة النصر بأن يستغفر ربه ما صدر منه في أداء الفرائض من تقصيرات ونقائص))

ترجمه:  خداوند سبحان رسول خويش صلي الله عليه و سلم  را در سوره نصر دستور داده است كه بخاطر تقصيرات و نقايصي كه در جريان انجام وظايف مرتكب شده است استغفار نمايد. 

پناه مي بريم به خدا از اين جملات شيطاني . اي مسلمانان مي بينيد كه يك وهابي به بهترين مخلوقات و دليل آفرينش و محبوب حق تعالي چه بي احترامي اي مي كند. به نظر شما زماني كه يك كافر ضد اسلامي مي بيند كه يك شخص به نام عالم اسلامي ! اين چنين به حضرت رسول صلوات الله عليه اهانت مي كند دشمن اسلام چه حالي پيدا مي كند؟ يقيناً بار زحمت از دوشش برداشته مي شود و كاري كه بر عهده ي اوست يك نفر به اسم مسلمان انجام مي دهد. و دشمن اسلام بسيار از اين كار خوشحال مي شود   ملاحظه فرموديد كه چه خدمتي به دشمنان اسلام مي كنند.

 چيزي كه در بين اكثر وهابيان مشهود است نداشتن اخلاق و تربيت اسلامي است و آنها با مفاهيمي همچون تواضع ، ادب و احترام طرف مقابل و بيشتر اخلاقيات بي گانه اند و اين را بر اساس تجربه ام از برخورد با وهابيان مي گويم. در حالي كه مسائل اخلاقي و تربيتي از اموري هستند كه دشمنان اسلام براي نابودي آن از جامعه ي اسلامي بايد زحمات زيادي بكشند ولي وهابيان با توهين به صوفيه ي اسلامي كه به تواضع و خوش اخلاقي معروف اند كار دشمنان اسلام را تا حدود زيادي راحت كرده اند.

وهابيت تا حدودي زيادي كار دشمنان اسلام را راحت كرده و آن قدر تفرقه مي اندازد كه شايد نيازي به تفرقه افكني دشمنان نباشد آن وقت نام خودشان را مي گزارند مصلحان دين براستي كه مفسدان دين اند.

من از بيگانگان هرگز  ننالم                                                                                                         

كه با من هرچه كرد آن آشنا كرد.

اگر مي خواهيد از وهابيت و نظر علماي اهل سنت درباره ي عقايد آنها اطلاع كافي بدست آوريد رجوع كنيد به كتب:

حاشية الصاوي از احمد الصاوي المالكي

فتاوي الحديثيه از ابن حجر هيتمي

شواهد الحق في الاستغاثة بسيد الخلق از يوسف بن اسماعيل النبهاني

شرح عين العلم از علي القاري

المنحة الوهبية في رد الوهابية از داود بن سليمان البغدادي

الدرر السنية في الرد علي الوهابية از احمد زيني دحلان

مفاهيم يجب ان تصحح(تصحيح المفاهيم) از محمد بن علوي مالكي

تفسير روح البيان اسماعيل الحقي البروسوي

عمدة الرعاية از عبدالحي اللكنوي

الفجر الصادق از جميل افندي صدق الزهاوي

الحديقة الندية از عبدالغني النابلسي

الصواعق الالهية از سليمان بن عبدالوهاب

شفاء السقام في زيارت خير الانام از تقي الدين علي سبكي

فتنة الوهابية از احمد بن زيني دحلان

اصول الاربعة في ترديد الوهابية از محمد حسن سرهندي

الموسوعة اليوسفية از يوسف خطار محمد

توسل بالنبي صلي الله عليه و سلم از  داود بن سليمان بغدادي

البصائر المنكري التوسل باهل المقابر از حمدالله الداجوي

غوث العباد ببيان الرشاد از مصطفي ابويوسف الحمامي

تاريخچه ي وهابيت از عبدالرحمن آخوند تنگلي