اگر سؤال كردي فقط از خدا سؤال كن
اگر سؤال كردي فقط از خدا سؤال كن
اما فرمايش حضرت رسول صلي الله عليه وسلم ((وإذا ســألت فاسأل الله))به هيچ وجه دليل نيست كه توسل به غير خدا وسؤال از غير او درست نيست وكسانيـكه از ظاهر اين حديث چنان استنباط كرده اند كه سؤال به طور اطلاق از غــير خدا درست نيست،توسل به غير از او به هيچ وجه جايز نيست بدانيد راه حق را گم كرده اند وحتي با نفس خودمغالطه كرده اند،چون كـــسانيكه انبياء وصلحاء را براي خداوند وسيله قرار مي دهند،كه خير نصـــــيب آنان گردد يا شري از آنان مرتفع شود،در واقع ومستقيماً از خــــــداوند مي خواهند،اين كار باي آنان فراهم فرمايد واين افراد را وسيله و واسـطه قرار داده اند،يعني به اسباب و وسيله كه خداوند خودش آنرا را بين اشياء قرار داده است تمسك كرده اند وآنرا دست آويـــز قرار داده اند،پــــس كسانيكه به سببي توسل مي جويند كه خداوند امر كرده از آن چيز پيروي نمايند تا شايداز اين طريق به مرام برسند دراصل ازوسيله چيزي نخواسته اند بلكه از واضع وخالق سبب مرام خود را درخواست كرده اند.
كسيكه مي گويد يارسول الله مي خواهم چشمم را به من برگرداني، يا اين بلا و قحطي از بين برود،ويا از اين بيماري شفا يابم، معناي اين جملات طلب از خدا است بواسطه شفاعت پيغمبرص درست ماننداين است كه بگويد كه براي من دعا كن،پس معلوم شد كسانيكه به ظاهر حـــــديث استدلال مي كنند كه سؤال وتوسل از غير خدا به طور مطلق درست نيــست به مغالطه روي آورده اند .كاملاً در غلط افتاده اند ودر بيان غــلط وخــطاي ايشان كافي است به تمام حديث توجه شود كه در جواب ابن عــــباس كـه راوي حديث است فرمود اي پسر عمو آيا مي خواهي كلمات به شـــما يـاد بدهم كه در نزد خدا به شما نفع مي رسانند،چه تشويقي از اين مهمـــتر، ابن عباس عرض كردند بفرما،حضرت صلي الله عليه وسلم به اين حديث پاسخ فرمودند. اگر برمبناي همان فهم آنعده كه واهمه بيش نــــيست راه بــرويم،پـــس نبايد هيچ جاهلي از هيچ عالمي سؤال كند،و هر كس در يك مهلكه قرار مي گيـــرد نبايد هيــچ فـريادرس بخواهد كه او را نجــات دهد،درصــورتيكه نجاتش به فريادرس از آن شخص وابسته باشد وهيچ مقروضي نبايد بـــراي اداي دين به هيچ كس متوسل شود،ودر روز قيامت هم نبايد مردم بـــــراي شفاعت به پيغمبر متوسل شوند وغيره.
شايد بگويند آنچه ممنوع است سؤال از انبياء وصلحاء ومردگان هســتند كه در عالم برزخ مي باشند چون در اين حالت هيچ قدرتي را ندارند؟ در جواب مي گوييم اين ادعا موهوم آنان به طور تفصيل در گــــــذشته مردود گرديده است كه خلاصه اش اين است،آنان زنده هستند وتــــوانايي شفاعت ودعا را دارند وحيات برزخي آنان به نحوي است كه مناسب مـقام ومنزلت آنان را داشته باشد وبا اين حيات مي توانند بواسطه دعا وشفاعــت به مردم نفع برسانند،ويا از آنان رفع مصائب وبلايا نمايند،وهر كس مــنكر اين موضوع باشد،كمترين چيزيكه در مورد او سزاوار است گفـــته شـود، جاهل ونادان به حديث حضرت رسول ص مي باشد كه به حد تواتررسـيده است،كه مسلمانان صلح در حالت مردن ودر حيات برزخي داراي گـــوش وهوش وقدرت دعا و رد جواب سلام وآنچه خداوند اجازه تصرف به آنـها بدهد،دارند،پس چطور انسان مي تواند در مورد انبياء وبه خصوص سيد آنها حضرت محمدصلي الله عليه وسلم واصحاب وياران او در شك وترديد باشند، به دقــت در حديث شب معراج بنگريد كه انبياء به چه نحوي با حضرت رسول رفتــار كردند،حتي اينكه امت او بواسطه راهنمايي حضرت موسي عليه السلام و شفاعــــت خودش از نعمت تخفيف از پنجاه نماز در روز به پنج نماز بهره مند شـدند.
ودر روايت صحيح موجود است كه خداوند آندسته از بندگانشرا كه را كه در دعـــا ولابه الحاح دارند دوست دارد، ويكي از راه الحاح استمداد از انبياء و اولياء براي شفاعت در درگاه او مي باشد.
(( بر گرفته از کتاب تصحیح المفاهیم مولف : سید محمد علوی حسنی مالکی رحمه الله. مترجم: محمد بانه ای))