خشنودی خداوند ودود از جشن مبارک مولود (3)
دلیل دوازدهم :
مجلس مولود ؛ شامل اجتماع مسلمانان و ذکر و صلوات دسته جمعی و صدقه و احسان نمودن و مدیحه سرایی و بزرگداشت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم می باشد که همه اعمال فوق الذکر سنت هستند و شریعت تک تک آنها را از ما طلب نموده و انجام دهندگان آن را ستوده است و احادیث و آثار صحیحی درباره آنها روایت شده که بر انجام آنها تشویق و ترغیب می کند. نتیجه می گیریم که مجلس مولودی عملی است متشکل از مجموعه ای از سنتها و مستحبات .
دلیل سیزدهم :
خداوند تبارک و تعالی در سوره هود آیه 120 می فرماید : Ø وَ کُلّاً نَقُصُّ علیک من أنباء الرسل ما نُثَبّتُ به فؤادک : و یکایک می خوانیم بر تو از اخبار پیغمبران آن اخباری که ثابت می گردانیم به آن دل تو را × از این آیه شریفه آشکار می شود که حکمت از نقل و بیان نمودن اخبار و داستانهای پیامبران علیهم السلام ، تثبیت قلب مبارک حضرت رسول صلی الله علیه وسلم به وسیله آن ها می باشد و هیچ شکی نیست که امروزه ما مسلمانان محتاج تریم به تثبیت قلبهایمان و عقایدمان به وسیله سیره و زندگی و اخبار آن حضرت صلی الله علیه وسلم.
دلیل چهاردهم(وتقسیم بدعت) :
این پندار غلطی است که گفته شود : (( هر عملی که سلف صالح انجام نداده اند و در صدر اول اسلام نبوده است آن عمل ، بدعتی زشت و گناه است و انجام آن حرام می باشد و واجب است از انجام آن ممانعت و جلوگیری شود )) .
روش صحیح در این باره این است که آنچه که تازه پدید آمده است بر دلایل شرعی عرضه شود ، هر آنچه که شامل مصلحتی باشد پس واجب است یا اگر شامل حرامی باشد پس حرام است و اگر با مکروه آمیخته است ؛ مکروه است و اگر شامل مباح است پس مباح است و اگر در بردارنده مستحب است ، پس مندوب و مستحب است و قاعده معروفی است که (( للوسائل حکم المقاصد )) یعنی برای وسیله ها با توجه به نیت و هدف و مقصود آنها حکم کرده می شود .
علماء اهل سنت و جماعت شکر الله تعالی سعیهم ؛ بدعت را به پنج قسم تقسیم کرده اند :
1- بدعت واجب:
مانند : رد کردن عقاید گروه های منحرف و گمراه و نیز یادگیری علم نحو.
2- بدعت مندوب یا مستحب :
مانند : ساختن رباط ها و مدرسه ها و اذان دادن بر مناره ها و انواع روش های احسان دادن که در صدر اول اسلام مرسوم نبوده است.
3- بدعت مکروه :
مانند : زینت دادن و آراستن مساجد و تزئین و نقش نگار کردن قرآن ها .
4- بدعت مباح :
مانند : استعمال پروین ( الک ) و افزایش رفاه و تنعم در خوردن و نوشیدن.
5- بدعت حرام :
و آن فعلی است که تازه پیدا شده و مخالف سنت صحیحه است و هیچ یک از أدله شرعی آنرا شامل نمی شود و در بردارنده ی هیچ گونه مصلحت شرعی نیز نمی باشد .
امام عز بن عبدالسلام در القواعد الاحکام و امام نووی در شرح صحیح مسلم و در کتاب تهذیب الاسماء و اللغات و امام ابن أثیر و بسیاری از علمای دیگر به تقسیم بدعت به پنج نوع قائل هستند .
(مغنی المحتاج جلد چهارم صفحه 506 : قال عبدالسلام: البدعه منقسمه الی واجبه ومحرمه ومندوبه ومکروهه ومباحه ....
دلیل پانزدهم :
هر بدعتی حرام نیست اگر چنین باشد همانا جمع آوری قرآن توسط حضرات ابوبکر و عمر و زید رضی الله تعالی عنهم و نوشتن آن در مصحف ها به خاطر ترس از بین رفتن آنها ؛ آنگاه که تعدادی از حافظان قرآن از صحابه شهید شدند ؛ بایستی حرام باشد . و اگر هر بدعتی حرام است ؛ پس جمع کردن حضرت عمر رضی الله عنه مردم را به امامت شخصی واحد در نماز تراویح، حرام است. که در مورد آن فرمود: (( نعمت البدعة هذه:زیبا بدعتی است این )) و اگر هر بدعتی حرام است پس تصنیف و تالیف در همه علوم سودمند حرام است و اگر هر بدعتی حرام است پس بر ما واجب است که با کافران ؛ با تیر و کمان بجنگیم در حالیکه آنها مجهز به گلوله های سربی و توپخانه و تانک و هواپیماهای جنگی و زیر دریایی و ناوهای جنگی هستند .
و اگر هر بدعتی حرام است پس اذان دادن بر بالای مناره ها و ساختن رباط ها و مدرسه ها و بیمارستانها و زندانها و تشکیل صندوق تامین اجتماعی و جمعیت امداد نیز حرام است . بدین سبب است که علماء شریعت رضی الله عنهم حدیث شریف Ø کل بدعة ضلالة × را مخصوص به بدعت سیئه دانسته اند نه بدعت حسنه.دلیل تخصیص این حدیث به بدعت سیئه ، آن اعمال نو پیدایی است که ازبزرگان صحابه و تابعین صادر شده است در حالی که در زمان حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم انجام نگرفته است.
و امروزه ما مسائل زیادی را به وجود آورده ایم که هیچیک از آنها را سلف صالح انجام نداده اند مانند جمع کردن مردم پشت سر امامی واحد در آخر شب برای خواندن نماز تهجد بعد از خواندن نماز تراویح و قرائت کل قرآن در نماز تراویح و خواندن دعای ختم قرآن و همچنین خطبه ای که امام در شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان در نماز تهجد می خواند(این اعمال بیشتر در حرمین شرفین انجام می شود. ) و .. هیچ یک از این اعمال را رسول اکرم صلی الله علیه وسلم و سلف صالح انجام نداده اند .
پس آیا انجام دادن این گونه اعمال توسط ما ، بدعت سیئه محسوب می شود ؟ !
دلیل شانزدهم :
جشن مبارک مولودی به دلیل اینکه در زمان حضرت رسول صلی الله علیه وسلم انجام نگرفته است بدعت است . اما بدعت حسنه می باشد . زیرا تحت أدله ی شرعی و قواعد کلی شریعت ، قرار می گیرد به عبارت دیگر اینگونه ی مخصوص از تجمع و گردهمایی بدعت است نه اینکه تک تک اعمالی که در مولودی انجام می پذیرد بدعت باشد زیرا همه اعمال و افعال تشکیل دهنده یک مجلس مولودی ، به صورت جدا جدا در عهد نبوی انجام شده است.( در زمان حضرت رسول صلی الله علیه وسلم : ذکر خدا و صلوات بر رسول و صدقه دادن و احسان کردن انجام پذیرفته است، مدح و بزرگداشت حضرت نیز به صورت شعر و غیره توسط صحابه صورت گرفته و لیکن همه موارد فوق در یک مجلس به نام جشن مولودی برگزار نشده است .)
دلیل هفدهم : هر عملی که در صدر اسلام به شکل دسته جمعی و گروهی آن انجام نپذیرفته است ولی تک تک ارکان تشکیل دهنده آن در آن عهد موجود بوده است ، این چنین عملی مطلوب شریعت است زیرا عملی که مرکب از چندین عمل مشروع باشد خود این عمل نیز شرعی و صحیح است .
دلیل هجدهم :
امام شافعی رضی الله تعالی عنه می فرماید : هرامر نو پیدایی که مخالف کتاب یا سنت یا اجماع یا اثر باشد آن عمل بدعت منحرف و گمراه از دین است و هرامر نو پیدایی که شامل خیر و نیکی باشد و با هیچکدام از موارد بالا مخالف نباشد ، بدعت محموده و پسندیده است Ø حافظ شمس الدین ذهبی در سیر اعلام النبلاء جلد 3 صفحه 70 و امام بیهقی در مناقب الشافعی جلد 1 صفحه 469 و امام سیوطی در الحاوی للفتاوی ج 1 ص 225 آنرا نقل نموده اند × .
دلیل نوزدهم :
هرکار خیر و عمل نیکی که أدله شرعی آن را در بربگیرند و هدف و مقصود از ایجاد و پیدایش آن مخالفت با شریعت نباشد و همچنین شامل هیچ فعل منکر و حرامی نباشد ؛ این چنین عملی جزو دین است و گفته ی آن فرد متعصب افراطی لجباز که می گوید :
(( این عمل را سلف انجام نداده است )) برای او دلیلی محسوب نمی شود . بلکه این گفته را چونکه دلیلی ندارد ، عنوان می کند و در واقع او بدون دلیل است . این مطلب بر کسی که در علم اصول سررشته داشته باشد ، مخفی نیست .
شارع مقدس، بدعت صحیحه دینی را سنت نامیده و به انجام دهنده آن وعده اجر و پاداش نیکو داده است . همانطور که در صحیح مسلم حدیث شماره (69-1017 ) آمده و نیز در کتاب العلم تکرار شده است که حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:( من سن فی الاسلام سنة حسنة ، فعمل بها بعده ، کتب له مثل أجر من عمل بها و لا ینقص من أجورهم شی ء : هر کس در دین اسلام ، شیوه و روش حسنه ای را بنا نهد و بعد از او به آن عمل کرده شود . برای او نوشته می شود مثل پاداش تمامی افرادی که آنرا انجام دهند و از اجر و ثواب آنها نیز چیزی کم نمی شود).
دلیل بیستم :
جشن مبارک مولودی ؛ زنده نگه داشتن یاد و خاطره حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم است و این عمل در اسلام مشروع است و شما می بینید که اکثر اعمال و افعال حج همانا زنده برپا داشتن خاطرات فراموش نشدنی و مکانهای ستوده شده ، می باشد . مثلاً سعی بین صفا و مروه و پرتاب کردن سنگریزه ها و قربانی کردن در صحرای منی؛ همگی حوادثی بودند که در زمان گذشته انجام شده اند و پایان پذیرفته اند اما مسلمانان خاطره آنها را با تکرار کردن صورت آنها در همان مکانها زنده می کنند و دلیل قاطع بر آن قول خداوند متعال است که در سوره حج آیه 27 می فرماید Ø و أذن فی الناس بالحَجّ ×( و ندا در ده در ميان مردمان براي حج) و همچنین قول او تعالی است که حکایت ازحضرات ابراهیم واسماعیل علیهما السلام می کند که می گویندØ و أرنا مناسکنا × سوره بقره آیه 128 .( و بنما به ما طريق عبادتهاي ما را).
دلیل بیست و یکم :
تمامی دلایل که در مشروعیت مجالس مولودی شریف ، ذکر نمودیم فقط شامل آن مجالسی می شود که از هر گونه منکرات و اعمال ناپسندی که انکار بر آن ها واجب است ، خالی باشد .اما اگر مجلس مولود شامل چیزی از آن منکرات باشد مانند : اختلاط مردان با زنان و انجام اعمال حرام و اسراف زیاد به طوری که صاحب مجلس مولود یعنی حضرت رسول صلی الله علیه وسلم از آن خشنود و راضی نباشد . پس در این صورت در حرام بودن آن شکی نیست و باید منع کرده شود چونکه شامل اعمال حرام می باشد .
البته دقت شود که حرام دانستن آن در این مواقع ، عارضی است نه ذاتی (( یعنی مولودی بذاته مشروع است ولی اگر عارضه ای همچون انجام منکرات در آن دیده شود ، حرام محسوب می شود و هرگاه این منکرات برطرف شوند ، حکم تحریم نیز برداشته می شود )) .
علامه سید محمد بن علوی پس از ارائه ی دلایل فوق ، نظر خود را در مورد مفهوم مولودی چنین بیان می کند :
بدرستیکه ما می بینیم که گردهمایی برای جشن مبارک مولود نبی صلی الله علیه وسلم ،دارای کیفیت مخصوصی نیست که به طور حتم بایستی بدان پایبند بود یا اینکه دیگر مردمان را به آن ملزم ساخت، بلکه هر مجلسی که به سوی خیر و نیکی فراخواند و مردم را بر اساس هدایت و روش صحیح دینی گردهم آورد و آنها را به آنچه که در دنیا و آخرت برای آنها مفید و سود بخش است، راهنمایی کند ؛ مقصود و هدف از مولودی شریف نبوی در آن مجلس محقق شده است .
بنابراین هرگاه ما در مجلسی جمع شویم و در آن از مدائحی خوانده شود که در آن ذکر سیدنا و حبیبنا محمد صلی الله علیه وسلم و فضیلت او و داستان جهاد او و خصائص او ، آورده شود ــ اگرچه در آن قصه تولد حضرت صلی الله علیه وسلم خوانده نشودــ سپس به آیات قرآن کریم که توسط قاری تلاوت می شود و نیز مواعظ و ارشادات سخنرانان ، گوش فرا دهیم ، اینجانب می گویم : اگر بدین گونه عمل شود همانا معنای مولودی مبارک پیامبر صلی الله علیه وسلم ، تحقق پیدا کرده است .(( در بین مردم مولودی فقط با خواندن قصه تولد ایشان شناخته می شود و اصطلاح مولودی را بر آن اطلاق می کنند تا آنجا که در نزد بعضی از مردم مولودی کامل نمی شود مگر با خواندن قصه تولد پیامبر ))
(( جواب یک شبهه )
از جمله شبهاتی که درباره مجلس مولودی مطرح می شود یکی اینست که روز ولادت و روز وفات آن حضرت صلی الله علیه وسلم یکی است ، پس شادی در این روز بهتر از اندوه نیست و برای دوستدار آن حضرت شایسته تر است که این روز را روز غم و اندوه بداند ! ما نیز در جواب این شبهه ، پاسخ علامه جلال الدین سیوطی در الحاوی جلد 1 ص 226 را نقل می کنیم :
بدرستی که ولادت حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم بزرگترین نعمتهاست که به ما داده شده است و وفات او بزرگترین مصیبتهاست که ما به آن دچار شده ایم و شریعت بر اظهار نمودن شکر در هنگام رسیدن نعمتها، و صبر و آرامش و پنهان نمودن هنگام مصیبت ها ، دستور داده است به عنوان مثال: شریعت هنگام تولد نوزاد به ما امر می کند که عقیقه قربانی کنیم و این در واقع اظهار شکر خداوند و آشکار کردن سرور و شادی به خاطر نوزاد است و این در حالی است که در هنگام مرگ کسی ، به ما امر نکرده است که قربانی کنیم بلکه نهی فرموده است ازعزاداری و نوحه خوانی و سوگواری و جزع و فزع نمودن .
پس قواعد شریعت دلالت دارد بر اینکه در این ماه ربیع الاول اظهار شادی و سرور نمودن به مناسبت ولادت حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم امری نیکو و پسندیده است برخلاف اظهار حزن و اندوه به مناسبت وفات او. ابن رجب در کتابش ( اللطائف ) در نکوهش . . . که روز عاشورا را به خاطر زمان شهادت حضرت امام حسین رضی الله عنه ، سوگواری می کنند ، چنین می گوید :
خداوند جل جلاله و رسول الله صلی الله علیه وسلم دستور نداده اند که روزهای مصیبت و فوت پیامبران را مجلس ختم و سوگواری بگیریم ، تا چه رسد به کسانی که از انبیاء مقامی پایین تر دارند .
علامه سیوطی رحمه الله سپس قول امام ابوعبدالله بن الحاج را درباره مولودی نقل می کند که گفته است : پیامبر صلی الله علیه وسلم به فضیلت این ماه گرامی ( ربیع الاول ) اشاره فرمود، آنگاه که از او درباره روزه روز دوشنبه پرسیده شد؟ فرمود: آن روزی است که من در آن متولد شده ام . براساس این حدیث شریف و عزیز دانستن روز تولد او ، شامل عزیز بودن و شرافت داشتن ماه تولد او نیز میشود. پس بسیار شایسته است که احترام این ماه مبارک را آنگونه که سزاوار آن است داشته باشیم و در آن کارهای نیک و خیر بسیار انجام دهیم و صدقه و احسان دهیم .
هر کس از انجام این امور خیر ناتوان است حداقل بایستی از آنچه که حرام یا مکروه است به احترام این ماه مبارک دوری گزیند.
اگر چه انجام این اعمال خیر در تمام ایام سال از ما خواسته شده است و لیکن شایسته و نیکوست که در ماه ربیع الاول به پاس احترام آن بیشتر انجام پذیرد ، همانگونه که در ماه مبارک رمضان و ماههای حرام تاکید بیشتری بر مبادرت به اعمال خیر و پسندیده شده است. سپس امام ابن الحاج ادامه می دهد و می گوید اگر پرسیده شود که حکمت از تولد حضرت صلی الله علیه وسلم در روز دوشنبه و در ماه ربیع الاول چیست ؟
و چرا در ماه مبارک رمضان که در آن قرآن نازل شده است و در لیلة القدر و در ماههای حرام و در شب نیمه شعبان و در شب و روز جمعه به دنیا نیامد؟ به چهار وجه جواب داده می شود :
وجه اول :
در حدیث شریف وارد شده است که خداوند سبحانه و تعالی درختان را در روز دوشنبه خلق کرده است(به روايت امام أحمد ابن حنبل در مسندش جلد دوم صفحه ي 327) و در آن تذکر و آگاهی مهم است و آن عبارت است از خلق کردن خوراکی ها و رزق و روزی ها و میوه ها و برکت ها و خیراتی که بنی آدم به وسیله آنها گسترش یافته اند و با استفاده از آنها زندگی می کنند و شادمان می شوند .
وجه دوم :
اینکه در لفظ ( ربیع یعنی بهار ) اشاره و تفاؤل خیری است به نسبت اشتقاق آن . همانطور که ابوعبدالرحمن الصقلی گفته است:برای هر انسانی از اسمش نصیب و بهره ای است .
وجه سوم :
همانطور که فصل بهار معتدل ترین فصلها و بهترین آنها می باشد ، شریعت پیامبر صلی الله علیه وسلم درست ترین و معتدل ترین و آسان ترین شریعت هاست.
وجه چهارم : خداوند حکیم سبحانه و تعالی اراده نمود که زمانی را که پیامبر صلی الله علیه وسلم در آن متولد شد به وسیله آن حضرت صلی الله علیه وسلم ، شریف و بزرگوار گرداند و اگر آن حضرت در یکی از زمانهای فاضله که در بالا ذکر کردیم ، به دنیا می آمد ، این تصور پیش می آمد که پیامبر صلی الله علیه وسلم از آن زمانها کسب شرف و بزرگواری کرده است.
یقول لنا لسان الحال منه وقول الحق یعذب للسّمیع
فوجهی والزمان وشهر وضعی ربیع فی ربیع فی ربیع